سه شنبه پنجم امرداد 1395 خورشیدی
بیست و ششم ژوئیه 2016 میلادی
بیستم ماه «تموز» از سال 5776 عبری

برنامه رادیو اسرائیل به سوی ایران و جهان (که همانند هر روز دیگر پخش زنده آن از ساعت 18:30 تا 20:00 شامگاه ایران بود)، با یک بولتن مشروح اخبار و گزارش های سیاسی خاورمیانه، اسرائیل و ایران آغاز شد. خبرهای خاورمیانه و جهان و شمار تازه ای از آخرین تعرض های نسبت داده شده به داعش نیز در این بخش به آگاهی رسید و سپس در ادامه، همانند هر روز دیگر نوبت به پوشش شماری از مهم ترین خبرهای سیاست خارجی و داخلی ایران رسید که بخش بزرگی از این مجموعه خبری را به خود اختصاص داد. بولتن خبری به مدت 55 دقیقه ارائه شد.


(برای آگاهی
از متن کامل گزارش ها توصیه می کنیم صدای اخبار را از طریق امکاناتی که در این صفحه در اختیار شما قرار دارد بشنوید).


پس از شنیدن یک ترانه عبری با صدای «زوهار آرگوو» خواننده فقید و محبوب اسرائیلی، آنگاه طبق معمول روزهای سه شنبه،
بعد از بولتن خبری، شنونده برنامه «رنگین کمان» ویژه گزارش های فرهنگی و هنری بودیم.

 
«رنگین کمان»
 برنامه روزهای سه شنبه در امور فرهنگی و هنری

در برنامه این هفته از جمله مصاحبه رادیو اسرائیل را با خانم سارا آهرونی نویسنده یهودی ایرانی زاده ساکن اسرائیل شنیدیم. خانم آهرونی، 63 ساله، تا کنون چند کتاب پرفروش در مورد زندگی سنتی یهودیان ایرانی در دهه های گذشته در ایران نوشته که از سوی خوانندگان اسرائیلی مورد توجه قرار گرفته است. یکی از جذاب ترین کتاب های او «عشق سلطنت» نام دارد که در واقع تا حد زیادی داستان زندگی مادرش است. این نویسنده داستان ها را بر اساس قصه ها و حکایاتی که از والدین و اطرافیان یهودی ایرانی خود شنیده نگاشته است. او خود زاده اسرائیل است ولی خانواده اش از یهودیان شهر گلپایگان بوده اند. آنها با وجود اینکه دهه هاست دیگر در ایران نیستند اما در هر جای جهان که باشند هنوز خود را «گلپایگانی» معرفی می کنند.

  
خانم سارا آهرونی نویسنده کتاب «عشق سلطنت» به زبان عبری؛ عشق پرشور یک زن یهودی در ایران


سپس شنونده بازپخش تفسیر سیاسی هفته از آقای منشه امیر بودیم. تفسیر این هفته زیر عنوان «کودتای مشکوک ترکیه و پیامدهای احتمالی آن» نوشته شده بود، که متن کامل تفسیر را نیز در ادامه این صفحه مطالعه می کنید. پخش رادیویی تفسیر در 13 دقیقه بود.
 

*         

*           در اورشلیم اعلام شد، یکشنبه آینده معاون شورای امنیت ملی اسرائیل برای گفت و گوی پیرامون جزییات مربوط به توافق بسته جدید کمک های نظامی آمریکا به اسرائیل رهسپار واشنگتن خواهد شد. با توجه به این که نخست وزیر اسرائیل در پی امضای توافق هسته ای ایالات متحده و غرب با حکومت ایران خواهان افزایش کمک های نظامی شده بود، اعلام گردید کمک های جدید برای ده سال آینده از سه میلیارد و یکصد میلیون دلار به سه میلیارد وهشتصد میلیون دلار افزایش یافته است و توافق مربوط به آن تا پیش از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده امضا خواهد شد. قرار است کمک های جدید نظامی صرف خرید سلاح هایی از قبیل آنچه اکنون در اختیار اسرائیل قرار دارد و نیز سلاح های جدید شود. اسرائیل قصد دارد سلاح های جدید در خود کشور تولید شوند ولی دولت اوباما پافشاری می کند که سلاح ها از ایالات متحده خریداری گردد.

*           نخست وزیر اسرائیل در یک فیلم ویدیویی از اعراب کشور خواست همگی در امور اجتماعی سهیم شوند. وی گفت: اعراب اسرائیل بیست درصد جمعیت کشور را تشکیل می دهند و در بین آنها کمک نیستند افرادی که توانسته اند قاضی، نماینده "کنست"، نویسنده مشهور، پزشک، داروساز و مبتکر باشند و شرکت های صنایع پیشرف5ته تاسیس نمایند. ولی این کافی نیست و همه باید در فعالیت های اجتماعی شرکت داشته باشند و کار کنند.

*           آقای نتانیاهو پیش از برگزاری انتخابات پارلمانی و رسیدن به پست نخست وزیری برای آنکه یهودیان را برای رفتن به پای صندوق های رای گیری تشجیع کند گفته بود: اعراب گروه گروه برای دادن رای روانند. وی تاکید کرد که در آن هنگام مفهوم سخنانش به درستی درک نشده بود و منظورش تنها متوجه یک حزب عربی بوده است. سخنان آقای نتانیاهو با واکنش خشم آلود از سوی نمایندگان عرب "کنست" اسرائیل روبرو شد و آنها گفتند وی موجب می شود که اعراب به جای پیوستن به فعالیت های اجتماعی از آنها کناره بگیرند.

*           آیین بزرگداشت یاد 72 تن سربازان و شهروندان عادی اسرائیل که در جنگ دو سال پیش ارتش اسرائیل با حماس در تابستان 2014 جان باختند برگزار شده است. برخی از خانواده های جان باختگان آقای نتانیاهو و دولتش را متهم کرده اند که ارتش را برای جنگ احتمالی با حماس آماده نکرده بودند و از وجود تونل های زیرزمینی اطلاعی نداشته اند و لذا باید یک کمیته حقیقت یاب برای رسیدگی به آمادگی جنگی ارتش و نیز اشتباهات احتمالی گردانندگان جنگ تشکیل شود ولی آقای نتانیاهو نخست وزیر می گوید دولت او و سران ارتش از یک سال و نیم پیش از جنگ بارها در کمیسیون های امنیتی شرکت کرده بودند و به موضوع تونل های حفر شده از سوی حماس نیز آگاه بوده اند و وی در مورد یافتن تونل ها وبرطرف کردن خطر از ناحیه آن ها دستوراتی داده است و لذا تشکیل کمیته حقیقت یاب بی مورد می باشد.

*           رهبر فلسطینی ها خواهان صدور کیفرخواست علیه بریتانیا که در صد سال پیش به برپایی کشور اسرائیل کمک کرده بود شد. محمود عباس از کشورهای عرب خواست به وی یاری دهند تا علیه منشور بالفور توسط وزارت خارجه بریتانیا در سال 1917 و اجرای منشور و انتقال صدها هزار یهودی اروپایی و کشورهای دیگر به سرزمین فلسطین به حساب فلسطینی ها به اعتراض بپردازد.

*           در منشور بالفور حدود یکصد سال پیش توسط  وزیر خارجه وقت بریتانیا لرد بالفور خطاب به لرد یهودی روچیلد نوشته شده بود که دولت پادشاهی انگلیس با برپایی کانون ملی یهود در سرزمین اسرائیل با دیده موافق می نگرد و برای رسیدن به این هدف نهایت کوشش را به کار خواهد برد. در آن هنگام سرزمین فلسطین از امپراتوری عثمانی مجزا شده و تحت قیمومیت انگلیس قرار داشت. سخنان محمود عباس در کنفرانس اتحادیه عرب در موریتانی توسط وزیر خارجه او ریاض المالکی قرائت شد. عباس همچنین به کشورهای عرب هشدار داد که مبادا بخواهد پیش از تخلیه مناطق فلسطینی توسط  اسرائیل با آن کشور روابط خود را عادی کنند و در سطح منطقه با آن همکاری امنیتی داشته باشند.

*           رهبر فلسطینی ها از "کوارتت" کمیسیون چارجانبه صلح خاورمیانه که در پاریس تشکیل شده خواست یک جدول زمانی برای گفت و گوهای صلح اسرائیلی – فلسطینی تعیین کنند. کنفرانس اتحادیه عرب قرار بود دو روز ادامه داشته باشد ولی بدلیل آنکه گروهی از رهبران عرب در آن شرکت نکرده بودند پس از یک روز به کار خود پایان داد. در بیانیه پایانی شرکت کنندگان در کنفرانس از طرح صلح فرانسه برای حل مساله فلسطینی ها استقبال کردند و از اسرائیل خواستند تعهدنامه بین المللی عدم گسترش سلاح هسته ای را امضا کند و از زمین های متعلق به فلسطینی ها و اعراب و از آن جمله از بلندی های گولان عقب نشینی نمایند. به گزارش خبرگزاری "الجزیره" وزیر خارجه عربستان سعودی، عادل الجبیر در جریان کنفرانس تاکید کرد دلیل این که همواره موضوع فلسطینی ها در نشست اتحادیه عرب مورد بحث و بررسی قرار می گیرد اینست که اسرائیل حاضر نیست راه حل های مربوط  به این مساله را بپذیرد.

*           مقامات اسرائیلی فورا به سخنان محمود عباس واکنش نشان دادند. یک وزیر کابینه گیلعاد اردان تاکید کرد که عباس با به میان کشیدن موضوع منشور بالفور دچار اوهام شده است وحقیقت این است که او دیگر خواهان صلح با اسرائیل نیست و تنها هدفش نامشروع جلوه دادن کشور اسرائیل است. وزیر امنیت داخلی اسرائیل نوشت: گام بعدی محمود عباس در پی به چالش کشیدن بریتانیا متوجه فرانسه نیز خواهد شد.

*           سومین جلسه دادگاهی که سرباز اسرائیلی "ال اور عزریا" را به اتهام آتشباری به سوی یک تروریست فاقد حرکت محاکمه می کند، امروز تشکیل شد و ال اور در مورد آنچه که به وقوع پیوست شهادت داد. دادستان در این جلسه سخنان ال اور را در محل آتشباری یادآور شد که خطاب به دیگر سربازان گفته بود: مواظب باشید، تروریست بمب دارد.  در جریان محاکمه دادستان همچنین فیلمی را از صحنه آتشباری ال اور نشان داد که در آن فردی در پی آتشباری فریاد می زد و ماموران سربازی راک ه به دست تروریست زخمی شده بود با آمبولانس می بردند. ال اور گفت نمی داند که چه فردی فریاد زده بود.

*           نخست وزیر اسرائیل روز گذشته در گفت و گو با خبرنگاران نظامی اظهار داشت من هنوز نگفته ام به پدر ال او مبنی بر این که به سربازان، افسران ارتش و سیستم قضایی نظامی رییس کل ستاد ارتش ایمان دارم، وفادارم، و شاید در آینده در مورد قتل تروریست موضوع های جدیدی فاش شود. آقای نتانیاهو افزود: بسیاری از والدین سربازانی که در صحنه جنگ حضور دارند می پرسند در صورتی که فرزندشان مورد تهدید قرار گیرد یا با تروریستی روبرو شود که کمر بند انفجاری بر کمرد داشته باشد او چه باید بکند؟

*           خانواده "ال اور عزریا" برای کمک به دفاع از فرزند خود دست به دامان ملت اسرائیل شده و شهروندان تا کنون صدها هزار دلار به حساب آن ها واریز کرده اند تا چند وکیل مدافع مبرز استخدام شوند و از ال اور دفاع کنند و موجبات آزادی او را فراهم سازند. فلسطینی ها و طرفداران غربی انها از صحنه تیراندازی ال اور به سوی فرد تروریست فاقد حرکت فیلمبرداری کرده و آن را در رسانه های خارجی منتشر کرده بودند تا چنین وانمود سازند که اسرائیل حتی تروریست های فاقد حرکت را می کشد.

*           هشیاری سربازان اسرائیلی امروز مانع از یک اقدام تروریستی جدید علیه شهروندان شد. در شمال اورشلیم یک زن تروریست قصد داشت با چاقو به سربازان حمله کند ولی آنها به موقع متوجه منظور او شدند و وی را از ناحیه پا هدف قرار دادند و مجروح کردند.

*           رییس ستاد کل ارتش کانادا ژنرال جوناتان ونس امروز برای انجام یک دیدار رسمی وارد اسرائیل شد و مورد استقبال نظامی قرار گرفت. رییس ستاد کل ارتش کانادا در جریان اقامت خود در اسرائیل با رییس ستاد کل ارتش ژنرال گادی آیزنکوت در زمینه همکاری بین ارتش های کانادا و اسرائیل گفت و گو خواهد کرد.

*           دو مرد مسلح به چاقو بامداد امروز در نورماندی فرانسه وارد یک کلیسا شدند و هشت نفر شامل یک کشیش محلی، دو راهبه و چند نمازگزار را به گروگان گرفتند. یک زن که شاهد این رویداد بود موضوع گروگانگیری را به اطلاع افراد پلیس رسانید و آنها به کلیسا هجوم بردند و با گروگان گیرها درگیر شدند و آنها را کشتند. در جریان درگیری ها کشیش محلی نیز به قتل رسید و یک نفر دیگر به شدت زخمی شد. فرانسه حدود دو هفته پیش با یک رویداد تروریستی دهشتناک در شهر "نیس" روبرو رشد و در آنجا یک تروریست مسلمان وابسته به داعش با کامیون به جمع کسانی که برای برگزاری جشن تسلط به زندان باستیل گرد آمده بودند حمله  برد ودست کم 84 نفر را کشت و صدها نفر دیگر را زخمی کرد. وزیر خارجه فرانسه گروگانگیری امروز را کار تروریست ها دانسته است.

*           رویدادهای خونبار در آلمان بار دیگر تجدید شد و این بار فردی به سوی درمانگاه دانشگاهی در برلین به آتشباری دست زد و بنا به گزارش روزنامه "بیلد" یک پزشک را به سختی مجروح کرد و خود نیز به خودکشی دست زد. پلیس آلمان هنوز درباره رویداد امروز گزارشی منتشر نکرده است.

*           در پی وقوع چهار اقدام تروریستی در کشور آلمان و کشته و زخمی شدن صدها نفر در یک هفته، پلیس آلمان اعلام کرد: اسناد و مدارکی در اختیار دارد که نشان می دهند در بین پناهندگان سوری و عراقی و دیگر کشورها به آلمان 410 تروریست بالقوه وجود دارد. دولت آلمان اعلام داشته که به منظور کنترل پناهندگان، افراد پلیس بیشتری را مامور حفظ  امنیت در فرودگاه ها و ایستگاه های راه آهن می کند و در نقاط  مرزی از افراد بازرسی بدنی به عمل خواهد آمد.

*           وزیر کشور آلمان توماس دمیزیر امروز علیرغم وضع بوجود آمده از سیاست آنگلا مرکل صدراعظم برای جذب پناهندگان دفاع کرد و گفت هیچکدام از تروریست های عامل کشتارهای اخیر از پناهندگان جذب شده در سال گذشته نبوده اند. وی به مردم کشورش توصیه کرد آرام باشند و به زندگی عادی خود ادامه بدهند گرچه جذب یک میلیون و یکصد هزار نفر و دادن پناه به آنها برای دولت مساله بزرگی ایجاد کرده است و تسلط بر این همه پناهنده امکان ندارد.

*           یک مرد جوان وارد ساختمان مرکز نگهداری معلولان در شهر شاگامبهارا در جنوب غرب ترکیه شد و با چاقو 19 معلول را کشت و 20 نفر دیگر را زخمی کرد و سپس خود را به پلیس تسلیم نمود. اعلام شده که مرد جوان پیشتر کارمند مرکز نگهداری معلولان بوده است. وی گفته است از معلولان نفرت داشته و خواهان نابودی همه آنها است.

*           مرکز دیده بان حقوق بشر در سوریه که وابسته به مخالفان حکومت اسد است اعلام کرد: بامداد امروز در نزدیکی مدرسه ایرانی ها در دمشق انفجار رخ داده است. به گزارش خبرگزاری رسمی سوریه، "سانا" در جریان انفجار دست کم دو نفر زخمی شده اند و خساراتی نیز به بار آمده است.

*           یک بار دیگر آتشباری در خاک سوریه بین سربازان ارتش اسد و گروه های مخالف به خاک اسرائیل کشیده شد و یک خمپاره در محوطه باز بلندی های گولان بر زمین نشست گرچه آسیبی به بار نیاورد ولی موجب واکنش نظامی ارتش اسرائیل و آتشباری به  سوی محل پرتاب خمپاره گردید. منابع سوری ادعا کردند که حمله در منطقه قنیطره علیه پایگاه های ارتش سوریه صورت گرفته و در جریان آن جنگنده های اسرائیلی دو موشک پرتاب کرده اند. ارتش اسرائیل اعلام داشته که حکومت اسد را مسئول آتشباری به سوی بلندی های گولان می داند و قصد ندارد نسبت به تلاش جهت تجاوز به حاکمیت اسرائیل و یا به خطر انداختن امنیت شهروندان آن ساکت بماند.

*           در پی سلب تابعیت از رهبر شیعیان بحرین دادگاه کیفری آن امیرنشین اعلام کرد از فردا محاکمه وی شیخ عیسی قاسم به اتهام پولشویی و کمک به تروریسم آغاز خواهد شد. شیخ عیسی قاسم در پس سلب تابیعت خود در مصر خانگی به سر می برد. همه روزه طرفداران او در اطراف خانه اش گرد می آیند و به نفع او به تظاهرات می پردازند. مقامات بحرینی می گویند که شیخ عیسی قاسم با سخنان خود برای برانداری حکومت تلاش کرده و پول در اختیار مخالفان قرار می داده. آیت الله ابراهیم امنیتی عضو مجلس خبرگان رهبری در ایران به حکومت بحرین هشدار داد که سلب تابعیت و محاکمه شیخ عیسی قاسم منجر به تحریک افکار عمومی جهان علیه دولت بحرین خواهد شد.

*           سرکنسول ایران در هرات اعلام کرد، در یکسال گذشته بیش از بیست ایرانی در افغانستان ربوده شده اند. محمود افخمی در نشست مشترک استانداران مرزی حکومت اسلامی و افغانستان در مشهد تاکید کرد که در دو سال گذشته ربودن ایرانی ها با عنوان گروگان افزایش یافته است. افخمی خواهان همکاری بین ایران و افغانستان برای جلوگیری از وقوع تهدیدات تروریستی شد. وی همچنین خبر داد که اکنون بیش از سه میلیون پناهنده افغانی در ایران حضور دارند. پیشتر گزارش شده بود حکومت اسلامی از این افغان ها برای جنگ در سوریه بهره کشی می کند و با پرداخت مبلغ جزیی آنها را مامور می کند که بروند و با مخالفان حکومت بشار اسد بجنگند.

تفسیر سیاسی هفته
نوشته: منشه امیر

کودتای مشکوک ترکیه و پیامدهای احتمالی آن

روح الله خمینی آغاز جنگ ایران و عراق را بهانه کرد تا بتواند هر آن کس را که با او نیست، و حتی اگر دشمن او نیست سرکوب کند. حالا رجب طیب اردوغان نیز کودتای نافرجام و سئوال برانگیز ترکیه را وسیله ای قرار داده که بتواند همه کسانی را که با او نیستند به دور اندازد و افرادی را به  روی کار آورد که پیرو دیدگاه های او هستند و خطری برای ادامه حکومتش محسوب نمی شوند.

اردوغان نقشه های بسیار برای ترکیه دارد، ولی آنقدر عاقل است که می داند قادر نخواهد بود آن ها را همزمان و به صورت خشونت بار عملی سازد – که مبادا خشم ملت ترکیه را برانگیزد و موجب خیزش انان گردد و حکومت خویش را به سقوط  بکشاند.

می گویند که در ظرف کمتر از یک هفته و به بهانه کودتا، بیش از 40 هزار نفر را از کار برکنار کرده و هزاران تن از آنان را به زندان انداخته است و حتی از تجدید مجازات اعدام سخن می گوید!

برگزاری یک محاکمه عادلانه برای یک چنین جمعیت بزرگی، چندماه و حتی چند سال ممکن است طول بکشد؟

بعلاوه، اردوغان قاضی های با تجربه و با وجدان و بیطرف را از کجا بیآورد؟

مگر نه آن که هزاران تن از قضات و دست اندرکاران امور قضایی و حقوقی ترکیه را به بهانه دست داشتن در کودتا بازداشت و یا از کار برکنار کرده است؟

آخر، قاضی چگونه می تواند در یک کودتای نظامی دست داشته باشد؟

معلمین چطور، که هزاران نفر از آنان برکنار شده اند؟

استادان دانشگاه چه تقصیری داشته اند؟

دانشجویان چه نقشی ایفاء کرده اند که سفر ان ها به خارج ممنوع شده است؟

خود حکومت می گوید 40 هزار نفر را بازداشت و یا برکنار کرده، ولی آمار غیررسمی حکایت از 70 هزار نفر بازداشتی و یا برکنارشده دارد!

*     *     *

اکنون برای همگان مسلم است که کودتای مشکوک نظامی، فقط یک بهانه برای اردوغان بود که سرکوب و اختناق درکشور خود را کامل کند تا بتواند فارغ البال و بدون انتقاد رسانه ها و یا ممانعت ماموران دولتی و احزاب و نهادها، به اجرای نقشه های خود برای اسلامی کردن هر چه بیشتر جامعه ترکیه بپردازد.

خمینی با دستاویز قرار دادن بهانه جنگ با عراق، هزاران تن را به زندان انداخت و دستور اعدام شمار نامعلومی از آنان را صادر کرد و وقتی هم که جام زهر را سرکشید و آتش بس با عراق را پذیرفت، دستور داد هزاران زندانی پیشین دوباره بازداشت شوند و همراه با شمار نامعلومی از زندانیان موجود، در برابر جوخه های آتش قرار گیرند. شمار تیرباران شدگان آنقدر زیاد بود که اجساد خون آلودشان را با کامیون حمل گوشت به گورستان می فرستادند، که جوی خون پشت سر آن کامیون ها جاری شده بود.

*     *     *

حالا آقای اردوغان نیز از بازگردانیدن مجازات اعدم سخن می گوید. ولی چند نفر را می تواند به جوخه آتش بسپارد و یا خلق آویز کند؟

ترکیه امروز، ایران دوران خمینی نیست. ترکیه در کنار اروپا قرار دارد. مسلمان است، ولی خود را اروپایی می داند و سال های مدید است که پشت در بسته اتحادیه منتظر ایستاده و راهش نمی دهند.

اردوغان ادعا می کند که آن ها مسلمان ستیز هستند.

ولی کشورهای اروپایی می گویند که حاکمان ترکیه از نظر اجتماعی و احترام به حقوق انسانی و دموکراسی و مردمسالاری عقب مانده هستند و به ارزش های معنوی اروپایی احترام نمی گذارند و ادعا می کنند که فقط به ارزش های اسلامی پای بند هستند. پس چگونه می توان آن ها را به عضویت در اتحادیه اروپا در آورد؟

یک شاهد این ارزیابی می تواند کودتای در نطفه خفه شده ترکیه باشد – که خیلی از آشنایان امور ارزیابی می کنند که ساختگی بوده است. می گویند که خود شریکان اردوغان آن را طراحی کرده بودند تا مانند خمینی در دوران آغازین جنگ با عراق، بهانه ای داشته باشد که سرکوب را کامل و تکمیل کند.

در این زمینه پرسش های بسیار مطرح شده که بدون قضاوت و موضع گیری می توان به شماری از آن ها اشاره کرد:

- چگونه ممکن است که کودتاچیان به جای ان که ابتدا بر ستاد کل ارتش و محل اقامت رییس جمهوری و رادیو و تلویزیون مسلط  گردند، یک پل ارتباطی در استانبول را به تصرف درآوردند و در ظرف چند دقیقه همه دنیا، و از جمله خود سران ترکیه، از وقوع کودتا آگاه شوند؟

- چگونه ممکن است که کودتاچیان آنقدر دیر به هتل محل اقامت خانواده اردوغان رسیدند که مرغ از قفس پریده بود؟

- چگونه ممکن است دو هواپیمای جت جنگنده متعلق به "کودتاچیان" هواپیمای اردوغان را احاطه کردند ولی نکوشیدند آن را در محلی فرود آورند که بتوانند رییس جمهوری را بازداشت کنند؟

- چگونه دولت اردوغان در ظرف چند دقیقه توانست فهرست اسامی 2600 نفر از افسران و فرماندهان و سربازانی را که ادعا می شود در اجرای کودتا نقش داشته است فراهم سازد؟

و چراهای دیگری از همین قبیل.

*     *     *

همه این تسویه حساب ها و پاکسازی هایی که اردوغان در روزهای پس از "کودتا" به آن دست زده، از قبل نیز جریان داشت.

پیش از این ماجرا نیز اردوغان می کوشید دهان ها را ببندد، صداها را خاموش کند و زبان ها را ببرد!

درست عین حکومت اسلامی ایران!

منتها بروز کودتا و یا وقوع ادعایی کودتا این بهانه را به او می دهد که کار را یکسره کند و بکوشد که در کوتاه مدت چنان محیط خفقان و خاموشی در ترکیه برقرار سازد که دیگر صدای انتقادی شنیده نشود و کسی در راه اجرای برنامه های او سنگ نیاندازد.

ولی آیا در دراز مدت، این شیوه سرکوب از جانب نظام اردوغان را تقویت خواهد کرد و یا او را در شراشیب سقوط  قرار خواهد داد؟

اگر ترکیه در دو دهه اخیر در راه پیشرفت اقتصادی گام برداشته، به خاطر برخی تلاش های حکومت برای برقراری نوعی دموکراسی خفیف و دوری از افراط گرایی و سرکوب بوده است – که موجب تقویت امنیت در ترکیه نیز گردید.  امنیت، سرمایه گذاری می آورد، زیرا هیچ فرد عاقلی نمی آید در کشوری سرمایه گذاری کند که امنیت در آن جا وجود ندارد و آینده مشخص نیست و احتمال آشوب می رود.

اگر اردوغان بخواهد به سرکوب همگانی ادامه دهد، بیش از پیش در جهان و به ویژه در غرب منزوی خواهد شد و در نتیجه اقتصادش نیز رو به عقب خواهد رفت و مردم ترکیه فقیرتر خواهند گردید.

*     *     *

ترکیه در دو دهه اخیر دارای بزرگ ترین رشد اقتصادی در میان کشورهای خاورمیانه بوده است.

آیا اگر اردوغان بر سرکوب بیافزاید، این رشد ادامه خواهد یافت و یا برعکس، ترکیه عقب نشینی خواهد کرد و فقر افزایش خواهد یافت و اردوغان پایه های مردمی را از دست خواهد داد؟

مردم ترکیه در کنار دروازه اروپا قرار دارند.

آن ها بیش از مردمان هر کشور دیگر خاورمیانه بوی دموکراسی را احسای می کنند و مزایای مردمسالاری را به چشم خود می بینند.

ترکیه فاقد منابع سرشار زیرزمینی و یا طبیعی است و اگر سرکوب بیشتر شود موجب عقب گرد اقتصاد خواهد شد و سطح زندگی پایین خواهد آمد و نارضایی عمومی ایجاد خواهد گردید – که این خود ممکن است پایه های رژیم را بلرزاند.

*     *     *

مقامات حکومت اسلامی ایران نسبت به آنچه که "کودتای نافرجام" در ترکیه خوانده شده به طور کلی سکوت کردند بیشترین بخش ازواکنش مقامات رسمی رژیم آن بود که اگر اردوغان به رای مردم و خواست ملت ترکیه استناد می کند، پس چرا در راس مخالفان بشار اسد قرار دارد که او نیز به ادعای رژیم ایران با رای مردم و خواست مردم سوریه همچنان آدم می کشد؟

اکثر امامان جمعه در خطبه های دیروز خود کوچک ترین اشاره ای به خود رویدادهای ترکیه و مفهوم آن نکردند.

اسرائیل ابراز امیدواری کرده که رویدادهای ترکیه به روند عادی سازی روابط و آشتی بین دو کشور تاثیر منفی نگذارد و مقامات ترک نیز قول داده اند که چنین نخواهد شد.

ولی در چند کشور عربی، رهبران ابراز تاسف می کنند از این که اردوغان لبه تیز انتقاد خود را متوجه دولت مصر ساخته که در آن جا پرزیدنت عبدالفتاح السیسی جنبش اخوان المسلمین را سرکوب کرد و نگذاشت اسلام گرایی افراطی در مصر اوج بگیرد.

تاسف سران کشورها، به ویژه عربستان سعودی از این است که در ماه های گذشته یک محور جدید برای مبارزه با زیاده خواهی های رژیم ایران در منطقه شکل می گرفت که عربستان سعودی و ترکیه و مصر سه عضو اساسی آن بودند و اگر حملات اردوغان به السیسی ادامه یابد، امیدی به برپایی محور جدید نخواهد بود – که برنده اصلی آن حکومت اسلامی ایران است.

اورشلیم، شنبه دوم امرداد ماه 1395 خورشیدی، 23 ژوئیه 2016 میلادی
 

«برگ هایی از یک کتاب»

 برنامه ادبی روزهای آدینه رادیو اسرائیل از فرنوش رام
بخش دوم از معرفی کتاب «آلمانی ها و ایران؛ تاریخ گذشته و معاصر یک دوستی بد فرجام»


نوشته دکتر ماتیاس کونتزل استاد علوم سیاسی دانشگاه هامبورگ آلمان

این برنامه روز آدینه 22 ژوئیه، اول امرداد از رادیو اسرائیل پخش شد.
 

در اکتبر 1940 عبدالحسین سرداری، کنسول وقت ایران در پاریس، دادخواستی را به رژیم ویشی فرانسه ارائه کرد که در آن با مهارت و زیرکی، ایدئولوژی نژاد پرستی نازی ها را در مقابل یهودستیزی آنان قرار داد. به اعتقاد سرداری، از جایی که نسبت خونی و خویشاوندی "جامعه مذهبی یهودیان ایرانی که از نژاد غیریهودی هستند"، بارز و مشخص است، آن ها باید از مبناهای یهودستیزی مانند تعقیب و تبعید اجباری و قتل که از سوی نازی ها تحمیل می شود، مستثنی و معاف گردند.

مناقشات و بحث ها در مورد این که آیا یهودیان ایرانی از نظر "نژادی و نسبت خونی" ایرانی هستند و آیا باید به همین دلیل به عنوان "غیر سامی" و حتی "آریایی" دسته بندی شوند، ماه ها در آلمان نازی به درازا انجامید.

سرانجام جدل ها و مشاجرات، به دست یک افسر ارشد اس. اس به نام آدولف آیشمن که در آن زمان 36 سال داشت، ناگهانی و بی مقدمه به پایان برده شد. آیشمن در نامه ای به وزارت امور خارجه برلین به تاریخ هشتم دسامبر سال 1942 بحثی را که عبدالحسین سرداری آغازگر آن بود، "به عنوان نیرنگ و حیله ای یهودی و تلاش و کوشش آنان در استتار و پنهان کردن یهودیت خود" نامید و آن را نکوهش کرد. آیشمن در این نامه از جمله نوشت: "شاید در ایران افراد ایرانی که کیش موسوی دارند و از نژاد یهودی نیستند، وجود داشته باشند. این افراد اما، استحقاق این ادعا را ندارند که به طور کلی با غیریهودی ها برابر شناخته شوند. قائل شدن چنین استثنائی برای یهودیان ایرانی تنها در صورتی توجیه پذیر می بود که هیچگاه "مساله یهود" و هیچگاه یهودیانی که از نظر نژاد یهودی هستند، در ایران وجود نمی داشتند". آیشمن افزود دقیقا عکس این امر درست است، و آنگاه در گزارش خود با اشاره به تاریخ باستانی یهودیان در ایران به تشریح دوره رنج و عذابی برای یهودیان پرداخت که از سال 1501 میلادی با آغاز حکومت شیعه در ایران به وجود آمد. در این دوره یهودیان ایرانی مورد بدرفتاری، تبعیض و آزار شدید قرار گرفتند. پروفسور برنارد لوییس مورخ دنیای اسلام در این مورد می نویسد: "تبعید و اخراج، تغییر مذهب اجباری به اسلام و قتل عام – که همه این موارد رویدادهای نادری در دنیای سنی اسلام بودند – زندگی روزمره یهودیان در ایران را  تا قرن نوزدهم رقم می زدند". سال 1830 چهار صد یهودی در تبریز سر بریده شدند و در سال 1839 همه یهودیان مشهد، مجبور به تغییر مذهب اجباری و پذیرش اسلام شدند. سال 1910 پس از شایعه "اتهام ارتکاب به قتل بر طبق آیین مذهبی" بر علیه یهودیان در شیراز، اموال 6000 یهودی در این شهر تاراج شد. در این ماجرا دوازده تن به قتل رسیدند و پنجاه نفر زخمی شدند. آرمینیوس وامبری شرق شناس و نویسنده مجارستانی، پس از بازگشت از سفر ایران در سال 1905 چنین نقل می کند: "من هیچ موجودی بخت برگشته تر، بی پناه تر، مفلوک تر و مظلوم تر از یهودیان در چنین کشورهایی روی زمین خدا نمی شناسم. یهودیان بیچاره ایرانی تا جایی مورد تحقیر، زخم زبان و آزار و اذیت هستند که می توان گفت، آنان بیچاره ترین بیچارگان جهان هستند".

مورخین یادآور شده اند که شیعیان یهودیان را " نجس، ناپاک و ناخالص" می دانستند و حتی هر ارتباطی با افراد نجس را نوعی مسمومیت و آلودگی تلقی می کردند و ترس وسواسی از "واگیری و سرایت" سبب ایجاد قوانینی بیمارگونه شد که بیش از هر چیز یهودیان را زیر فشار قرار می داد. اقلیت یهودی، برعکس دیگر اقلیت های غیرمسلمان چون مسیحیان ارمنی و یا زرتشتیان، در سراسر کشور به چشم می خورد. یهودیان مجبور به زندگی در محله های ویژه ای (محله کلیمی ها) بودند و در صورت بارش برف و باران، رفتن به خیابان برای آن ها اکیدا ممنوع بود تا به این ترتیب "ناپاکی آنان" آب را آلوده نکند و با مسلمانان تماس پیدا نکنند، ورود و استفاده از حمام های عمومی و تماس با خوراک و آشامیدنی های مسلمانان نیز برای آنها ممنوع بود.

آیشمن در گزارش خود برای وزارت خارجه برلین نوشته بود: تنها با اوج گیری رضاشاه از سال 1921 میلادی، دوره تساوی حقوق یهودیان با سایر شهروندان ایرانی آغاز شد. به گفته آیشمن: "در روند انقلاب رضا شاه او تساوی حقوق یهودیان را با سایر ایرانیان قانونا به مرحله اجرا گذاشت. از آن پس به غیر از مقام وزارت، همه مقام ها و پست های اداری و رسمی دیگر برای یهودیان قابل دسترسی گردید". ولی هنوز کینه توزی و دشمنی با یهودیان، نه آشکارا بلکه در خفا جریان داشت و همچنان در شهرهای کوچک دیده می شد. یهودیان ایرانی از نیمه دهه 20 میلادی دارای تساوی حقوق سیاسی و خودمختاری فرهنگی بودند و به گونه فزاینده ای به امنیت اقتصادی دست یافتند. آن ها برای نخستین بار قادر بودند محدوده تنگ محلات اجباری زندگی خود را ترک کنند و بر پایه مساوات و برابری در همه زمینه های زندگی اجتماعتی فعالیت نمایند. برای بسیاری از یهودیان آلمان در آن زمان، ایران پناهگاهی امن به شمار می آمد که در آنجا جانشان در خطر نبود.

اما از گزارش و سایر نامه های آدولف آیشمن می توان به طرز روشنی دید که او حتی به یهودیان ایرانی رحم نداشته و می خواست به محض آن که ایران زیر کنترل و سلطه آلمان درآید، یهودیان ایران نیز به اردوگاه های مرگ انتقال یافته و به قتل برسند.

اما اشغال ایران به وسیله روسیه و انگلیس نقشه های آیشمن و نازی ها را خنثی کرد. به این ترتیب یهودیان، چنان که سرنوشت شگفت انگیز "کودکان تهران" ثابت می کند از خطر اخراج، پیگرد و مرگ در امان ماندند. این گروه شامل حدود هزار تن از خردسالان یهودی یتیمی بود که از چنگ آلمانی ها در لهستان جان به در برده بودند. آنان در تابستان 1942 پس از تحمل یک دوره فرار پر مخاطره از راه سیبری و قفقاز به تهران رسیدند و در تهران از سوی "آژانس یهود" و جامعه مذهبی یهودیان ایران، مورد سرپرستی و حمایت قرار گرفتند.

اما تلاش های آلمان نازی برای گسترش یهودستیزی، برای یهودیان ایران نیز عواقبی داشت. در یک گزارش دفتر خبری آلمان در ترکیه به تاریخ دوم آوریل 1942 چنین می خوانیم: "از ایران خبر می رسد که کینه ورزی و دشمنی با یهودیان و ارامنه بین ساکنین تهران و دیگر شهرهای بزرگ ایران افزایش یافته است. در تهران تقریبا هر روز یهودیانی که خارج از محله های سکونتی اجباری خود دیده می شوند، مورد ضرب و شتم شدید قرار می گیرند. افزون بر این، یهودیانی که دارای مقام های دولتی بودند، اخراج شده و به کناره گیری اجباری ناگزیرشان می کردند و خانه های آنها با رنگ به نشان صلیب شکسته نازی، علامت گذاری می شد.

تحریکات ضد یهودی از سوی آلمانی ها، بر پایه تبعیض و محروم کردن یهودیان از حقوق مساوی، در پایه تجویزها و دستورالعمل های سنتی اسلامی استوار بود. این نسخه پیچی های سنتی اسلامی به وسیله تبلیغات نازی، در اصل مرتجع تر و افراطی تر می گردید. یکی از مهم ترین رسانه های گروهی برای گسترش این گونه تبلیغات، رادیوی موج کوتاه فارسی زبانی بود که بین سال های1939 تا 1945 از آلمان نازی شیوه های یهودستیزی یوزف گوبلز را به سوی ایران مخابره می کرد.

منطقه ای با نام زسن، شهرکی که در جنوب برلین واقع بود، روزگاری محل قدرتمندترین و پر نفوذترین فرستنده رادیوی موج کوتاهی بود که بذر ایدئولوژی و مکتب عقیدتی نازی را به زبان های مختلف در اقصی نقاط جهان می کاشت. "بخش مطبوعاتی خاورمیانه" با 80 کارمند و کارشناس، بزرگ ترین بخش زبان های خارجی این رادیو به شمار می آمد و اعراب، ترک ها، ایرانیان و هندی ها را زیر پوشش تبلیغاتی قرار می داد. 25 آوریل 1939 بخش مطبوعاتی خاورمیانه در این فرستنده پخش اخبار و برنامه های عربی را آغاز کرد. در اوت همین سال نیز برنامه های زبان فارسی این رادیو بر روی آنتن رفت.  گزارش ها و اسناد موجود بیانگر این امر است که در آنها آمده است: هنگامی که ایرانیان در میدان ها، بازار و قهوه خانه و پاتوق ها به شنیدن این رادیو می نشستند، رادیوی زسن یکی از محبوب ترین رادیوها بود.

ریدر پولارد سفیر بریتانیا در تهران، در سال 1940 میلادی در گزارشی نوشته بود: "حتی اگر ما بریتانیایی ها برنامه های فارسی رادیویی تهیه کنیم، نخواهیم توانست بر سر شمار شنوندگان با آلمان رقابت کنیم، زیرا روش خشن و شیوه توهین آمیز برنامه های آن ها که با مبالغه و ادعاهای اغراق آمیز همراه است. برای ایرانی ها جذاب تر است".

پولارد در گزارش خود دلایل موفقیت رادیوی زسن را اینگونه شرح داده بود:

متن برنامه ها بسته به واقعیت ها نبود، بلکه ساده و عوام پسندانه بود و قصدشان هم انتقال اطلاعات صحیح و خبررسانی درست نبود، بلکه فقط سفسطه، لافزنی و ایجاد نفرت بود! گروه مورد هدف و مخاطبین آنان در واقع روشنفکران و تحصیل کرده ها نبودند، بلکه عوام و توده های ساده اندیش و کم سواد مردمی بود تا این برنامه ها بین آنان بازتاب بیشتری بیابد. برای نمونه؛ به جای عبارت "سازمان ملل" از عبارت "سازمان یهود ملل" استفاده می شد و از امیر عبدالله، پادشاه اردن برای سلب اعتبار و به قصد مضحکه، به دلیل این که او حاضر به مذاکره با ملی گرایان یهودی بود، با عنوان "خاخام عبدالله" یاد می شد!

دلیل دیگر این بود که برنامه های رادیوی آلمان به فارسی حرفه ای تهیه و آماده می شدند. جمله های تحریک آمیز با دقت و ظرافت، با نقل قول های مناسب از قرآن، مطابق با فرهنگ و خوی بومی هر منطقه و با موسیقی های آنان در فواصل میان دو برنامه همراه می گردید.

سوم این که رادیو زسن به این دلیل که در سال 1936 به منظور برگزاری بازی های المپیک در آلمان مدرن و بازسازی شده بود، امواجش بهتر از دیگر فرستنده ها در ایران قابل دریافت بود.

دلیل چهارم موفقیت رادیوی نازی ها به زبان فارسی بود که این رادیو بهرام شاهرخ، یک مجری درجه یک را در اختیار داشت. در یک ارزیابی از دستاوردهای موفقیت آمیز تبلیغاتی آلمان نازی در مورد ایران چنین نوشته شده بود: "اجرای بهرام شاهرخ در رادیوی آلمان دلپذیرتر از مجریان دیگر بوده و حتی دشمنان او را به عنوان یک سخنور و مجری ماهر و زبردست می شناختند. بهرام شاهرخ نه تنها دارای صدایی خوش وبیانی شیوا و قوی بود، بلکه بسیار بی پرده و گستاخ نیز سخن می گفت؛ او با تاکید های به جا و ماهرانه و بیان فی البداهه جملات، متن هایی را که مسئولان آلمان نازی تهیه و آماده می کردند، خودسرانه شرح و تفسیر می کرد. او در برنامه ها به کرات لطیفه های طنزآلود و کنایه های نیشدار در مورد رضا شاه می گفت. پس از اعتراض های خشمگینانه پادشاه ایران که خودش هم مرتبا به این فرستنده آلمانی گوش می داد و تهدید او به فراخوانی و بازگرداندن سفیر ایران از برلین در صورتی که اقدامی در قبال این ماجرا صورت نگیرد، سرانجام وزارت امور خارجه آلمان در پایان سال 1940 بهرام شاهرخ را از خدمت برکنار کرد.
 

 «ایران و اسرائیل؛ دوستان باستانی در خاورمیانه»

برنامه ششم: نقش اسرائیل در مدرن سازی کشاورزی در ایران
با نزدیک شدن اسرائیل به ایالات متحده، چپ ایران به تدریج ضد اسرائیلی شد

در سلسله برنامه هایی با نام «ایران و اسرائیل؛ دوستان باستانی در خاورمیانه» که پخش آن را از ماه گذشته آغاز کردیم، آقای امیر طاهری روزنامه نگار و نویسنده پیشکسوت که بیش از نیم قرن سابقه حضور در رسانه های ایران و جهان را داشته و با رهبران و شخصیت های جهانی بسیاری بویژه از خاورمیانه مصاحبه کرده و مقالات متعددی نگاشته و سفرهای بسیاری به خاورمیانه و جهان داشته است، توضیح می دهد که چرا ایران و اسرائیل دوستان طبیعی در خاورمیانه هستند و همکاری آنها به سود دو ملت و مردمان خاورمیانه و جهان است.

در ادامه بخش ششم از این گفت وگوها را مطالعه می کنید. این برنامه پنجشنبه 31 تیر، 21 ژوئیه از رادیو پخش شد.
 

منشه امیر: آقای طاهری. در برنامه های پیشین ما درباره لزوم همکاری بین اسرائیل و ایران سخن گفتیم و من علل و ریشه های این اندیشه را از شما پرسش کردم، و در گفت و گوی این بار می خواهم بپرسم، از سال 1960 تا سقوط  حکومت پهلوی درایران، چه نوع همکاری هایی دقیقاً بین اسرائیل و ایران وجود داشت؟. می گویند این همکاری ها نه تنها در زمینه های دفاعی، نظامی و امنیتی بلکه در امور دیگری مثل پزشکی، آبیاری، کشاورزی و تعاون در ایران هم بوده است. آگاهی های شما در این باره چیست؟

امیر طاهری: بله. البته همانطور که خودتان گفتید، همکاری های متنوعی بین ایران و اسرائیل وجود داشت. اسرائیل تجربه زیادی در یک نوع کشاورزی متکی بر آبیاری قطره ای داشت که در کشورهای کم آب و خشک و از جمله در بخش هایی از ایران مهم بود.

این نوع کشاورزی و آبیاری برای ایران اهمیت داشت که در این زمینه چندین پروژه آزمایشی صورت گرفت. نمونه اش پروژه دشت قزوین بود که اسرائیلی ها تکنولوژی کشاورزی مدرن و آبیاری قطره ای را در اختیار کشاورزان ایرانی گذاشتند.

در زمینه های پزشکی و علمی نیز همکاری های گسترده ای وجود داشت. ولی از اینها مهم تر، همکاری ها در زمینه بین المللی و دیپلماتیک بود؛ ایران از شبکه ارتباطی اسرائیل در سراسر جهان استفاده های خوبی می کرد. به خصوص موقعی که حکومت ایران تصمیم گرفت، یک حضور قوی در آفریقا پیدا بکند،

 در آن زمان اسرائیل که خود در بسیاری از کشورهای آفریقایی حضور داشت، به ایران کمک کرد تا وضع این کشورها را بفهمد و ارتباط های مهمی را در این کشورها به وجود بیآورد و همچنین در آمریکای جنوبی به ایران کمک کرد.

می خواهم همکاری های فرهنگی میان اسرائیل و ایران را هم که برقرار بود، مورد اشاره قرار بدهم.

بنا براین؛ دو کشور چون واقعاً منافع مشترک داشتند و در هیچ زمینه ای با هم در تضاد نبودند، خیلی همکاری های نزدیکی بین آن ها برقرار شد، و اگر همکاری ها در اثر انقلاب اسلامی و روی کار آمدن حکومت اسلامی بهم نمی خورد و قطع نمی شد، به نظر من اسرائیل وایران هنوز هم کاملاً می توانستند نزدیک ترین دوستان و همکاران منطقه باشند.

منشه امیر: می خواهم در این رابطه به یک نکته دیگر هم اشاره بفرمایید و آن دوران اصلاحات ارضی در ایران است، که شاه می خواست زمین های کشاورزی را از مالکان بزرگ بگیرد و به خود کشاورزان بدهد تا آنها آن را اداره بکنند. این نوع کشاورزی را بر اساس شرکت های تعاونی بنا نهادند؛ همان امری که اسرائیل در آن تجربه بسیار داشت. چه نکاتی مایل هستید در این زمینه اضافه بفرمایید؟.

امیر طاهری: بله، برنامه اصلاحات ارضی شاه در واقع با توزیع بخش هایی از زمین های متعلق به «بنیاد پهلوی» شروع شده بود.  ولی ایران در زمینه سازماندهی به این برنامه، تجربه زیادی نداشت.

بیشتر این زمین هایی که در آغاز تقسیم شد، در اطراف گنبد کاووس و ترکمن صحرا و غیره بود.

وقتی برنامه بزرگ اصلاحات ارضی آغاز شد، به خصوص موقعی که آقای (حسن) ارسنجانی وزیر کشاورزی (در سال 1339 خورشیدی در دولت علی امینی) شد، او پایه اصلاحات ارضی را گذاشت. ارسنجانی خیلی بر روی اجرای این نوع برنامه ها در اسرائیل مطالعه کرده بود و چندین مقاله هم نوشته بود و خودش هم یکی دو بار به اسرائیل سفر کرده بود.

قبل از او هم آقای خلیل ملکی رهبر حزب «نیروی سوم» به اسرائیل سفر کرده بود و او هم درباره تحربیات اسرائیل در استفاده و بهره برداری از زمین و منابع کشاورزی مطالبی منتشر کرده بود.

(اشاره آقای طاهری به «حزب زحمتکشان ملت ایران- نیروی سوم» است، که خلیل ملکی و همفکرانش ابتدا از حزب توده منشعب شده و با مظفر بقائی «حزب زحمتکشان ایران» را ایجاد کردند اما خلیل ملکی از این حزب نیز منشعب شده و «حزب زحمتکشان ملت ایران- نیروی سوم» را اعلام کرد).

خلیل ملکی هم در زمینه استفاده دسته جمعی و گروهی در اسرائیل از اراضی کشاورزی مطالعه کرده و علاقمند شده بود.

بنابراین، اسرائیل در سه زمینه به ایران در زمینه اصلاحات کمک کرد:

یکی از نظر حقوقی و اداری به طور کلی،

دوم از نظر تبدیل زمین ها به بیعانه برای پیدایش سرمایه لازم جهت سرمایه گزاری در بهبود باز یافتِ زمین ها که به ایجاد بانک عمران و  تسهیلات مالی و بانکی منجر شد،

و زمینه سوم، تعلیم و آموزش افرادی بود که گرداننده این تعاونی ها باشند.

در آغاز تعداد تعاونی ها کم بود ولی با گذشت بیست تا بیست و پنج سال، تعاونی ها بخش مهمی از کشاورزی ایران را در بر گرفت؛ و چیزی بین هفده تا بیست درصد، و ایران از تجربیات و همکاری های اسرائیل در این زمینه ها استفاده کرد.


منشه امیر:
در مورد کیبوتس Kibutz و «موشاو» Moshav که دو نوع آبادی اشتراکی در اسرائیل است، هم بگوییم. کیبوتس به معنی دهکده و مزرعه ای که در آن هر کس به اندازه توانایی خویش کار می کند و از نتیجه کار در حدی که نیاز دارد بهره می گیرد. «موشاو» هم یک نوع آبادی کشاورزی اشتراکی است. اما تا چه حد این دو شیوه زندگی کشاورزی می توانست در ایران ریشه بدواند و مورد استقبال قرار بگیرد؟.

امیر طاهری: این الگو در سال های دهه پنجاه و شصت میلادی خیلی در ایران محبوب شده بود.

خیلی از نویسندگان و روشنفکران ایرانی که به اسرائیل سفر کرده بودند، در بازگشت در این زمینه می نوشتند.

از جمله خود جلال آل احمد، که الان یکی از برجسته ترین نویسندگان اسلامی در ایران به حساب می آید. او در مجله «علم و زندگی» که آن موقع سردبیرش بود، در این زمینه مشاهدات خود را نوشته بود و آقای احسان نراقی هم همینطور.

آقای ابوالحسن بنی صدر هم که بعداً رییس جمهوری ایران شد و خیلی های دیگر که در آن موقع به اسرائیل سفر می کردند، تحت تاثیر این الگو قرار می گرفتند.

ولی این الگو به نظر من در ایران به طور کامل قابل پیاده کردن نبود، برای آنکه نیازمند آن بود که یک زمینه فرهنگی و ایدئولوژیک برای آن وجود داشته باشد که در اسرائیل بود ولی در ایران وجود نداشت.

مساله دیگر، امر تساوی میان زن و مرد بود که هنوز در ایران مطرح نبود ولی در اسرائیل نه تنها مطرح بود بلکه اجراء هم می شد.

یادم هست صحبت از این بود که چطور دخترها و پسرهای اسرائیلی در کیبوتس آزادانه و راحت در کنار هم فعالیت و کار می کنند و حتی دخترها سخت ترین کارها را می کنند و مانند مردها یک شورت راحت به پا دارند و این خیلی عادی است و همه سرشان به کار مشغول است و انگار نه انگار.

اما تکرار این الگوی مساوات کار و فرهنگ آن به دشواری می توانست در ایران پیاده شود.

به طور کلی اسرائیل یک موقعیت استثنایی داشت.

این را هم بگویم که برای اسرائیلی ها رابطه فرد یهودی با زمین اسرائیل یک رابطه خیلی پیچیده است که ریشه های عمیق معنوی و ریشه های دینی دارد که در هیچ جای دیگر، به نظر من، قابل اطلاق نیست.

ایرانی ها هم مثل هر ملت دیگری البته به خاک شان علاقمند هستند و ما این شصت هزار روستایی که داشتیم و هنوز داریم، هر کس به آن روستای خود علاقمند است و عشق دارد – ولی پیوندهای عمیق و تعلق خاطرهای شدید عاطفی و دینی با زمین در یهودیان اسرائیل، به هیچ کشور دیگری قابل انتقال نیست.


منشه امیر: آیا به دلایلی که اشاره کردید، از دیدگاه شما برنامه شیوه زندگی و کار کشاورزی و اصلاحات و تحولات اجتماعی در اسرائیل، در ایران زیاد موفقیت آمیز نبود؟. در ضمن، آقای طاهری شما به سفر گروهی از روشنفکران ایرانی به اسرائیل اشاره کردید مانند آقایان جلال آل احمد، ابوالحسن بنی صدر، و شماری دیگر. در این باره یادآوری های دیگری اگر دارید، بفرمایید.

امیر طاهری: ببینید، اسرائیل خیلی مورد پسند چپ گرایان ایران بود برای آنکه اسرائیل به عنوان یک الگوی سوسیالیسم آمیخته شده با فرهنگ و مذهب شکل گرفته بود.

بنا بر این، نه تنها روزنامه های هوادار چپ و غیر اسلامی، بلکه روزنامه های اسلامگرا، هم مثل روزنامه "چلنگر" نسبت به اسرائیل سمپاتی خوبی داشتند؛ اسرائیل را سمبل و نماد مبارزه با امپریالیسم بریتانیا می دانستند و در آن موقع، تا سال های 1960 اسرائیل بیشتر در چپ ایران محبوبیت داشت تا در جناح راست ایران.

خیلی ها آن موقع به اسرائیل سفر می کردند و می نوشتند، که البته خود مساله ای است که می تواند سوژه کتاب خوبی باشد که چگونه تصویر اسرائیل در ایران در دوره های مختلف شکل گرفت و چگونه عوض شد.

منشه امیر: در مورد دگردیسی که بعدها در ابوالحسن بنی صدر و جلال آل احمد و برخی دیگر از روشنفکران به وجود آمد، بفرمایید.

امیر طاهری: بله، با گذشت زمان، نظر آنها به اسرائیل برگشت.

البته در مورد جلال آل احمد او چیز مشخصی علیه اسرائیل ننوشت و هیچ وقت هم به آن صورت موضع ضد اسرائیلی نگرفت، ولی به تدریج اسرائیل را جزیی از غرب به شمار می آورد.

آخر اسرائیل به ایالات متحده نزدیک شد و ایالات متحده هم به رژیم شاه نزدیک شده بود.

در نتیجه، اسرائیل هم تا اندازه ای تاوان این نزدیکی را می پرداخت. از این روی، آنها دید خوشی به این نداشتند. همین طور بقیه گروه های چپ گرا و گروه های اسلام گرای متعادل در ایران.

به نظر من یک بخش مهمی از احساسات ضد اسرائیلی که در ایران شکل گرفت، بخاطر نزدیکی اسرائیل به ایالات متحده بود.

اسرائیل قبلاً به کشورهای اروپایی بیشتر نزدیک بود تا به آمریکا، بخصوص با فرانسه، روابط  خوبی داشت و بعد با شوروی روابط  حسنه ای پیدا کرد، و در آغاز تاسیس اسرائیل، به نوعی جزو کشورهای بلوک شرق، و به طور کلی یک کشور نیمه سوسیالیستی به شمار می رفت.

با گذشت زمان، و بعد از جنگ 1967 میلادی، (جنگ «شش روزه» اعراب و اسرائیل) اسرائیل اندک اندک در این چرخه جنگ سرد به عنوان متحد ایالات متحده شکل گرفت و خیلی کمک کرد به ایالات متحده برای جلوگیری از نفوذ اتحاد شوروی و برای جلوگیری از تسلط  متحدان عرب اتحاد شوروی بر تمام منطقه.

اسرائیل در کشیدن دندان های مصر، که آقای جمال عبدالناصر می خواست یک امپراتوری درست کرده و بر یمن و سوریه و حتی بر لیبی مسلط  شود، نقش مهمی داشت.

این اسرائیل بود که باعث شد این برنامه عقیم بماند و ناصر شکست بخورد.

در مجموع، اسرائیل کارهای بسیار مهمی در جنگ سرد به نفع ایالات متحده در منطقه انجام داد.

در نتیجه، تصویر اسرائیل در ایران هم عوض شد و آنهایی که به طرف شوروی و غیره گرایش داشتند، اندک اندک ضد اسرائیلی شدند و به سهولت ضدیت با اسرائیل، به ضد یهودی بودن هم مبدل شد.

همیشه برای آدم هایی که از تعقل و تفکر به دور هستند، هیچ چیزی از یهودستیزی آسانتر نیست.

در همه جوامع و برای قرون متمادی، این یهودی ستیزی «مد» بوده و هر جنبش و ایدئولوژی که شکست خورده و هر ملتی که به بن بست رسیده، گناهش را به گردن یهودی ها انداخته است.


منشه امیر:
من هنوز پرسش های بسیاری دارم. در برنامه آینده از شما خواهم پرسید که این یهودستیزی و ضدیت با اسرائیل که به آن اشاره کردید، چگونه در سیاست ها و رفتارهای آقای خمینی و حکومت اسلامی ایران ترجمان یافت.
 



تفسیر سیاسی هفته نوشته منشه امیر



هر شنبه پخش اول، سه شنبه ها بازپخش

تاریخ؛ چهره ها؛ و خاطره ها، از فرنوش رام


هر شنبه در نیم ساعت سوم از برنامه رادیو اسرائیل
 


 
برنامه هفتگی "صدای شما در صدای اسرائیل"
 
با میزبانی منشه امیر برای گفت و گوی مستقیم با شنوندگان از ایران و جهان



هر یکشنبه بعد از بولتن خبری در برنامه زنده رادیو اسرائیل
شما در ایران یا جهان از طریق شماره های بالا می توانید با این برنامه تماس بگیرید



برنامه هفتگی «گفت و گوی سیاسی » 
برای بررسی آخرین رخدادهای دیپلماتیک و داخلی ایران با کارشناسان امور ایران در جهان



هر دوشنبه در نیم ساعت سوم برنامه رادیو اسرائیل

«رنگین کمان»؛ ویژه برنامه گزارش های فرهنگی و هنری

 
روزهای سه شنبه بعد از بخش مشروح اخبار



گیسو شاکری تاریخ موسیقی معاصر ایران را بررسی می کند



 هر دو هفته یک بار چهارشنبه ها در نیم ساعت سوم برنامه  رادیو اسرائیل

دکتر خسرو شهریاری کارشناس تئاتر تاریخ نمایش و صحنه در جهان و ایران را بررسی می کند



 هر دو هفته یک بار چهارشنبه ها در نیم ساعت سوم برنامه رادیو اسرائیل

 «ایران و اسرائیل؛ دوستان باستانی در خاورمیانه»
 امیر طاهری تابوها را می شکند


پنجشنبه ها بعد از بولتن خبرها

«برگ هایی از یک کتاب»، از فرنوش رام



برنامه ادبی روزهای آدینه رادیو اسرائیل

قابل توجه کسانی که تلفن های هوشمند دارند:
پخش برنامه مستقیم برنامه رادیو اسرائیل در اپلیکیشن رادیس Radis.org:
صدای برنامه زنده و همچنین برنامه یک هفته قبل رادیو اسرائیل را در این اپلیکیشن، به سهولت زیاد می توانید بشنوید. این اپلیکیشن در تمامی تلفن های هوشمند کار می کند. اگر آن را هنوز دانلود نکرده اید، برای دارندگان تلفن های آیفون به اپ استور و برای تلفن هایی که با سیستم اندروید کار می کند، به درگاههای اندرویدی  مانند پلی استور مراجعه کرده و اپلیکیشن رادیس Radis.org را دانلود کنید.


استفاده از متن یا صدای برنامه رادیو اسرائیل تنها با ذکر منبع، مجاز است. تمامی حقوق قانونی تولیدی این برنامه متعلق به رادیو اسرائیل است.

Share

اشتراک گذاری:

چاپ   بالای صفحه


© Radio Israel

نقل اخبار رادیو اسرائیل، با ذکر منبع و بدون تحریف و سانسور مجاز است