سه شنبه دهم شهریور 1394 خورشیدی
اول سپتامبر 2015 میلادی
هفدهم ماه «ایلول» از سال 5775 عبری


سال تحصیلی جدید در اسرائیل امروز آغاز شد و چند تن از سران کشور در شادباش های خود، به فتنه گری های حکومت اسلامی ایران نیز اشاره کردند. ولی در تهران نیز همانند هفته های اخیر، دوباره شماری از دست اندرکاران رژیم اسرائیل را مورد تهدید و نکوهش قرار دادند. بولتن خبری امشب ما 49 دقیقه ادامه داشت که در آن شنوندگان را از مشروح این گزارش ها و اخبار دیگر آگاه ساختیم. از جمله خبر دادیم که پرزیدنت شیمعون پرس رئیس جمهوری پیشین اسرائیل در دیدار با خانم مریم فقیه ایمان بانوی تلاشگر صلح اسرائیلی که پدرش آیت الله بوده است، گفت: کورش کبیر نخستین صیونیست جهان و طرفدار آزادی یهودیان و بازگشت آنان به کشور پدری بوده است

(شماری از گزارش های خبری برگزیده امروز را در ادامه این صفحه مطالعه می کنید اما برای آگاهی از متن کامل گزارش ها توصیه می کنیم صدای اخبار را از طریق امکاناتی که در این صفحه در اختیار شما قرار دارد بشنوید).

دو برنامه هفتگی نیز داشتیم: خانم فرنوش رام در برنامه هفتگی "رنگین کمان" از جنایات داعش در ویران کردن آثار باستانی سوریه سخن گفت و داستان نجات گروهی از ایزدی های اسیر در دست داعش توسط یک بازرگان یهودی کانادانی نقل کرد و در پایان به نمایشگاه طومارهای دریای نمک پرداخت که موزه ملی اسرائیل در اختیار یک موزه بزرگ شهر لوس آنجلس گذاشته است. برنامه پایانی امشب ما بازپخش تفسیر سیاسی هفته با عنوان "آب سنگین برای کوره اتمی اراک و یا آب آشامیدنی برای مردم ایران" بود که متن آن را در ادامه این صفحه می توانید مطالعه کنید.


رنگین کمان با سه موضوع جالب در25 دقیقه عرضه شد

       

*          وزیر دفاع موشه یعلون در یک سخنرانی گفت که با توجه به آن چه که در کشورهای عرب همسایه می گذرد، موقعیت امنیتی اسرائیل به طور نسبی خوب است. وزیر دفاع گفت که حکومت حماس در نوار غزه تقریبا به طور کامل به تعهدات خویش در مورد حفظ  آتش بس پای بند است – گرچه دوازده مورد پرتاب موشک یا راکت از نوار غزه به سوی خاک اسرائیل در یک سال اخیر رخ داده است. ژنرال ذخیره یعلون گفت: اسرائیل در عین آن که قاطعانه در برابر ترور فلسطینی می ایستد، می کوشد زندگی فلسطینی ها در غزه را نیز بهبود بخشد. وزیر دفاع گفت: در حالی که در گذشته روزانه 200 کامیون کالا و مصالح وارد غزه می شد، اکنون شمار کامیون به 700 دستگاه در روز افزایش یافته است.

 
وزیر دفاع : «نزاع شیعه و سنی، کشورهای عرب را به سوی اسرائیل می کشد»

*          وزیر دفاع اسرائیل در سخنرانی خود به تحریکات و تهدیدهای حکومت اسلامی ایران نیز اشاره کرد و گفت: «رژیم حاکم بر ایران همچنان به خیره سری ادامه می دهد و به سازمان های ترور که علیه اسرائیل اقدام می کنند اسلحه می رساند و دشمنان این کشور را تقویت می کند». او گفت: «این واقعیت که حکومت های عرب اهل تسنن در منطقه دارای منافع مشترک بسیاری با اسرائیل هستند، حتی آن کشورهایی که هنوز با اسرائیل پیمان صلح امضا نکرده اند – و از جمله امیرنشین های عرب حوزه خلیج فارس و کشورهای عرب شمال آفریقا، امروز که خود را با تهاجم حکومت شیعه ایران روبرو می بینند به اسرائیل نزدیک می شوند و منافع مشترک به وجود می آید».

 *          وزیر دفاع در بخش دیگری از سخنان خود گفت: «سازمان های ترور همچنان در کرانه باختری می کوشند به عملیات آدم کشی علیه اسرائیل ادامه دهند و آن را گسترش بخشند – علیرغم تلاش رژیم ایران که حزب الله را تشویق می کند جبهه جدیدی علیه اسرائیل بگشاید، و با آن که خطر گشایش جبهه جدیدی علیه اسرائیل از طریق خاک سوریه وجود دارد، ولی در مجموع وضع امنیتی اسرائیل امروز بهتر از گذشته است». 

*          تلاش یک گروه فلسطینی در نوار غزه برای شلیک راکت به سوی خاک اسرائیل، سپیده دم امروز به شکست انجامید و راکت پرتاب شده در داخل نوار غزه به زمین نشست. در یک سال اخیر، به دنبال عملیات نظامی موسوم به "صخره استوار"، دوازده مورد حمله موشکی از غزه به سوی اسرائیل رخ داده، ولی هیچیک از موشک ها به مراکز جمعیتی اصابت نکرده است. پرتاب نافرجام موشک به سوی خاک اسرائیل، امروز ساعاتی پیش از آن رخ داد که کودکان اسرائیلی در شهرها و شهرک های پیرامونی نوار غزه قرار بود امروز سال تحصیلی جدید را آغاز کنند. ولی این اقدام نافرجام در بازگشایی مدارس اخلالی ایجاد نکرد. 

*          بنیامین نتانیاهو نخست وزیر امروز در یک سخنرانی گفت که اسرائیل با یک رشته عملیات آشکار و پوششی می کوشد به تعرض های تروریستی پایان دهد. کابینه محدود امنیتی اسرائیل روز گذشته در اورشلیم به ریاست نخست وزیر تشکیل جلسه داد تا راه های جلوگیری از ادامه تعرض های تروریستی را که در ماه های اخیر رو به افزایش گذاشته بررسی کند. نخست وزیر از شیوه هایی که اسرائیل به کار می برد سخن نگفت – ولی تاکید کرد که دولت بیشترین تلاش خود را مبذول می دارد.  

*          بنیامین نتانیاهو که امروز هنگام گشایش سال تحصیلی در مدرسه ای در شهر "اشکلون" واقع در فاصله ده کیلومتری از نوار غزه سخن می گفت، در دنباله سخنانش افزود که اسرائیل به دانش آموزان خود مسالمت و مدارا می آموزد، ولی حماس به دانش آموزان فلسطینی درس ستیز و ترور می دهد. نخست وزیر در بخشی از سخنان خود گفت: «نخستین درس در نخستین کلاس مدرسه در اسرائیل با واژه شالوم یعنی صلح آغاز می شود. روی واژه صلح تاکید می شود – زیرا ما فرزندان خود را برای صلح و همزیستی تربیت می کنیم و این در حالی که حماس در فاصله چند کیلومتری از شهری که در آن هستیم (اشکلون) کودکان دبستانی را برای ستیز تربیت می کند».

 
رئیس جمهوری اسرائیل امروز نخستین روز سال تحصیلی جدید کشور را گشود


*          سال تحصیلی نو در اسرائیل امروز آغاز گردید و حدود دو میلیون و 200 هزار نفر دانش آموزان به سر کلاس های درس رفتند. شماری از رهبران اسرائیل امروز به تعدادی از مدارس در نقاط  مختلف کشور رفتند تا در گشایش کودکستان ها، دبستان ها و دبیرستان ها در کنار دانش آموزان باشند. پرزیدنت روبی ریولین رییس جمهوری که به گشایش دبستانی در تل آویو رفته بود در سخنانی گفت: «پدران و مادران اسرائیلی همان کسانی هستند که مسئولیت تامین امنیت اجتماعی را نیز به عهده دارند و امنیت ملی اسرائیل نیز به عهده آنان است و همگی باید از نظر رفاهی یکسان باشند و باید تفاوت های طبقاتی را از میان برد.  

*          رییس جمهوری پیشین اسرائیل پرزیدنت شیمعون پرس روز گذشته در دفتر خود در تل آویو یکی از تلاش گران ایرانی در راه صلح را به حضور پذیرفت و با او گفت و گو کرد. پرزیدنت پرس در دیدار با خانم مریم فقیه ایمان که دختر یک آیت الله ایرانی است تاکید کرد که هر کس برای پیشبرد صلح بکوشد باید مورد تقدیر قرار گیرد. رییس جمهوری پیشین اسرائیل در این دیدار یادآوری کرد که نخستین فرد صیونیست جهان کورش کبیر پادشاه دادگستر ایران بود که تلاش کرد تا یهودیان آزاد شده از اسارت را به وطن خود یعنی سرزمین اسرائیل و شهر اورشلیم باز گرداند. واژه "صیونیسم" از نام "صیون" گرفته شده که تپه بزرگی در اورشلیم است که جایگاه بیت المقدس یهود بوده و اکنون مسجد الاقصی و مسجد قبة الصخرة یا مسجد عمر در آن جا قرار دارد. "صیونیست" به آنانی اطلاق می شود که بر این باورند که یهودیان نیز مانند هر ملت دیگری حق دارند در وطن باستانی خویش زندگی کنند.

 
پرزیدنت پرس با خانم مریم فقیه ایمان (چپ) و ریتا خوانده ایرانی زاده اسرائیل

 

*          پرزیدنت پرس گفت: «این واقعیت که کورش کبیر یهودیان را از اسارت امپراطوری بابل آزاد کرد و به آنان امکان داد به سرزمین پدری خود اسرائیل باز گردند، یک صیونیست واقعی  نخستین صیونیست جهان بود. در دیدار روز گذشته خانم مریم فقیه ایمان که در نروژ زندگی می کند و از تلاشگران شناخته شده پیشبرد صلح است، خواستار آشتی اسرائیل و فلسطینیان گردید و از از حسن نیت نخست وزیر اسرائیل سپاسگزاری کرد. در این دیدار خانم ریتا خواننده محبوب اسرائیلی و زاده اصفهان نیز حضور داشت.  

*          صدر اعظم آلمان خانم آنگلا مرکل از تغییر نکردن مواضع شدیدا ضد اسرائیلی حکومت اسلامی ایران ابراز ناخرسندی عمیق کرد و گفت: این که رژیم ایران حاضر نیست موجودیت اسرائیل را بپذیرد قابل قبول نمی باشد. خانم مرکل این سخنان را پس از آن بیان داشت که حکومت ایران ورود یک رهبر ارکستر بین المللی به نام دانیل بارنباوم رابه علت آن که تابعیت اسرائیلی نیز دارد ممنوع ساخت. قرار بود او رهبری ارکستر فیلارمونیک آلمان را هنگام اجرای کنسرت دوستی در تهران به عهده داشته باشد.  

*          سرکردگان حکومت اسلامی ایران همچنان به سخنان شدید اسرائیل ستیزانه خود ادامه می دهند. آخوند مهدی طائب رییس قرارگاه "عمار" در سپاه پاسداران در آخرین سخنان خویش ادعا کرد که اسرائیل مهم ترین مانع ظهور امام زمان مهدی موعود است. "سحام نیوز" نوشت: طائب در سخنانی گفته است اسرائیل باید نابود شود و افزوده است: منتظران حضرت مهدی باید موانع ظهور آن حضرت را رفع کنند که بزرگ ترین مانع، وجود رژیم غاصب اسرائیل است.  

*          علی لاریجانی رییس مجلس شورای اسلامی نیز گفت: باید در مورد سرنوشت فلسطین یک همه پرسی انجام داد که همه فلسطینی ها و مسلمانان و مسیحیان بگویند که این سرزمین متعلق به کیست. حکومت ایران گرایش های خود را برای نابودی اسرائیل زیر این نسخه پیشنهادی پنهان می کند.  

*          قاسم سلیمانی فرمانده گروه موسوم به سپاه قدس در سپاه پاسداران که فرمانده عملیات نظامی و دخالت های مسلحانه حکومت ایران در کشورهای همسایه است نیز گفت: ملاک تعقل ایالات متحده با کشورهای منطقه حفظ امنیت اسرائیل است. ولی در همان حال افزود: تمام راهبردی های آمریکا در منطقه به برکت انقلاب اسلامی ایران شکست خورده است.  

*          مقامات حکومت خودگردان فلسطینی می گویند که محمود عباس رهبر آن ها قصد دارد از سمت خود در مقام ریاست مجلس شورای ملی فلسطینی کناره گیری کند – و این بار تصمیم او قطعی است. در چند سال اخیر بارها گفته شده بود که محمود عباس قصد دارد از ریاست حکومت خودگردان فلسطینی و رهبری سازمان فتح کناره گیری کند. ولی آگاهان فلسطینی می گویند تصور می رود که این بار تصمیم او قطعی باشد.


محمود عباس اعلام داشته که قصد دارد از رهبری فلسطینیان کناره گیری کند

 *          فارس قدوره یکی از مقامات ارشد فلسطینی امروز با تایید این خبر گفت که محمود عباس از راکد ماندن روند صلح ناخشنود است و از کار رهبری خسته  شده است. در سال های اخیر گروه تندروی حماس که بر نوار غزه مسلط  گردیده قدرت زیادی بدست آورده و به یک رقیب جدی برای سازمان آزادی بخش فلسطین و جناح سکولار فتح مبدل شده است. روزنامه فلسطینی "دنیا الوطن" نوشت که محمود عباس شب گذشته در همآیش سران فتح اطلاع داده که در انتخابات پیش رو برای رهبری مجلس شورای ملی فلسطین کاندیدای رهبری نخواهد شد.  

*          هنوز معلوم نیست که چه کسی قادر باشد جانشین محمود عباس گردد. بسیاری از آگاهان سیاسی محمود عباس را مرد صلح و آشتی می دانند و می گویند که او با ترور مخالف بوده و  با آن مبارزه می کند. ولی بعضی دیگر می گویند که او در خفا از تشویق کنندگان ترور بوده و برای رسیدن به صلح تلاش واقعی نمی کند. دولت راست گرای اسرائیل از اقدامات اخیر محمود عباس برای در تنگنا گذاشتن اسرائیل در مجامع بین المللی به شدت ناخرسند است.  

*          یک سرباز اسرائیلی شب گذشته هنگام اقدام یک واحد از ماموران اسرائیلی برای بازداشت فرد فلسطینی که به انجام عملیات تروریستی متهم است، در اثر شلیک گلوله زخمی شد. این حادثه هنگامی رخ داد که واحدی از سربازان اسرائیلی برای بازداشت فرد مظنون وارد اردوگاه پناهندگان در شهر "جنین" شد و با عملیات تعرضی صدها تن فلسطینی روبرو گردید که به سوی آنان سنگ و چوب و حتی بطری آتش زا پرتاب می کردند. فرد مظنون بالاخره بازداشت شد و خانه او نیز ویران گردید. سرباز اسرائیلی در بیمارستان بستری شد. ولی این احتمال نیز مطرح است که او از گلوله خودی زخمی شده باشد – زیرا این عملیات در ساعات نیمه شب و در تاریکی انجام شد.  

*          در یک خبر دیگر گفته شد که پنج تن از زندانیان فلسطینی که به ظن دست داشتن در عملیات تروریستی به زندان افتاده اند، از چند روز پیش به اعتصاب غذا دست زده اند و خواهان آزادی خود شده اند. یک زندانی فلسطینی هفته پیش بدنبال 60 روز اعتصاب غذای خشک، بالاخره به حکم دیوان عالی عدالت اسرائیل آزاد شد. این امر موجب تشویق دیگر زندانیان فلسطینی گردیده که اکنون پنج تن از آنان دست به اعتصاب غذا زده اند. گزارش رسید که اعتصاب کنندگان به زندان دیگری منتقل شده اند تا از تماس با دیگر زندانیان تروریست فلسطینی دور باشند.

 
زیردریائی داکار هنگامی که در بندر ساخت آن رسما به اسرائیل تحویل داده شد

*          47 سال پس از ناپدید شدن زیردریایی اسرائیلی "داکار"، پژوهشگران ارتش اسرائیل به این باور رسیده اند که "داکار" یا در اثر نقص فنی غرق شده و یا هدف یک تعرض ناگهانی (شاید توسط نیروی دریائی اتحاد شوروی) قرار گرفته و به اعماق دریای مدیترانه فرو رفته است. زیردریایی "داکار" هنگامی ناپدید شد که از یک کشور اروپایی که سازنده آن بود به سوی بندر حیفا در اسرائیل در حرکت بود. این زیردریایی حامل 69 نفر خدمه بود که از سرنوشت آنان هیچگونه اطلاعی در دست نیست. یک مقام ارشد نیروی دریایی اسرائیل امروز با خانواده های آنان تماس گرفت و آخرین یافته ها را در مورد سرنوشت زیردریایی "داکار" در اختیار آنان قرار داد. زیر دریایی "داکار" سال ها پس از ناپدید شدن در اعماق آب های دریای مدیترانه در نزدیکی جزیره مالت شناسایی شد. ولی بررسی باز مانده "داکار" نیز نتوانست به تعیین چگونگی غرق شدن آن یاری رساند.  

*          یک جوان یهودی اسرائیلی که قصد پیوستن به گروه تروریستی "داعش" را داشت و برای این منظور به ترکیه رفته بود تا از آن جا خود را به سوریه برساند. با همکاری دولت و مقامات نظامی و انتظامی ترکیه شناسایی گردید و به اسرائیل بازگردانیده شد. این جوان که ظاهرا به اختلال حواس دچار است هفته پیش اسرائیل را ترک گفته و از طریق جزیره مالت خود را به بندر اسکندرون در ترکیه رسانده بود تا از آن جا وارد سوریه شود. ولی خانواده او از وزارت خارجه اسرائیل درخواست نجات او را کردند و سفارت اسرائیل در ترکیه از مقامات نظامی آن کشور کمک خواست. ماموران انتظامی ترکیه این جوان را در شهر اسکندرون شناسایی کردند و پیش از آن که بتواند از مرز بگذرد به اسرائیل باز گردانیدند.  

*          اسرائیل از این همکاری ترکیه سپاسگذاری کرد و تحلیلگران اسرائیلی آن را نشان دیگری از فرو نشاندن تدریجی ستیز ترکیه اسلام گرا نسبت به اسرائیل دانستند. هم اکنون یک هیات صنعتی و ساختمانی ترکیه در اسرائیل به سر می برد و قصد دارد یک مرکز بزرگ صنعتی برای فلسطینی با هزینه اتحادیه اروپا در حومه شهر "جنین" در کرانه باختری برپا سازد.

تفسیر سیاسی هفته
نوشته: منشه امیر



آب سنگین اراک و یا آب آشامیدنی برای مردم ایران؟
 

یک روزنامه اسرائیلی خطاب به رهبران حکومت اسلامی ایران که این همه به قدرت خود می نازند، توصیه کرده و نوشته بود: «به جای آن که به کار تولید آب سنگین برای کوره اتمی اراک باشید، بیائید آب آشامیدنی برای ملت ایران تامین کنید».

این جمله بیانگر خوی سران حکومت ایران و مرام آنان است که یکی از فرماندهان سپاه پاسداران جسارت کرده و می گوید: «حفظ سوریه برای ما از حفظ  خوزستان مهم تر است».

آقای محمد جواد ظریف در سفر به اصفهان می گوید که از دیدارهای خود از سوریه و عراق و لبنان این برداشت را دارد که شیعیان جهان از توافق اتمی ایران با قدرت های جهانی احساس غرور و قدرت می کنند – و می افزاید: «ما به آنها (در مذاکرات اتمی) امتیازات کمی دادیم و امتیازات بسیار زیادی گرفتیم».

به عبارت دیگر وزیر خارجه حکومت اسلامی ایران می گوید که شیعیان جهان احساس غرور می کنند از این که رژیم ایران در مذاکرات اتمی کم داده و زیاد گرفته است.

از آقای ظریف باید پرسید که توافق اتمی چه ربطی به شیعیان دنیا دارد که آن ها احساس غرور و افتخار کنند؟ مبادا بمب اتمی شیعه زیر این نیم کاسه پنهان شده که به گفته ظریف شیعیان دنیا این همه ابراز خرسندی می کنند؟

آیا شیعیان جهان همچنین خرسند هستند که رژیم کنونی، زیر شعارهای دینی شیعی، ملت ایران را به حضیض عقب ماندگی و ذلت کشانده است؟

*     *     *

در کنار مساله اتمی ایران، معضل دلخراش هجوم سیل آسای مهاجران خاورمیانه و آفریقا و خاور دور به کشورهای اروپایی قرار دارد که هر روز شدیدتر و وخیم تر می شود و تاکنون قربانیان زیادی گرفته است.

حتما می پرسید بین برنامه های اتمی ایران و مساله آوارگان کشورهای عقب مانده چه  وجه تشابهی وجود دارد؟

پیش از آن که به این پرسش پاسخ دهیم، فراموش نکنید که ایران هم میلیون ها آواره و پناهنده در کشورهای دنیا دارد – و تنها در ترکیه ده ها هزار نفر ایرانی نگون بخت در انتظار اجازه مهاجرت به یکی از کشورهای غربی هستند.

چه استعدادهای شگرف ایرانی که در این مهاجرت و آوارگی به بیراهه می رود و تلف می شود!

*     *     *

پس، چه شباهتی بین آب سنگین کوره اراک و معضل پناهجویان نگون بخت آسیایی و آفریقایی وجود دارد؟

جنبه مشترک آن است که رژیم ایران با دستآویز قرار دادن باورهای دینی و در پیش گرفتن یک ایدئولوژی بیگانه پرست و غیر ایرانی، می خواهد پایه های حکومت خود را تحکیم بخشد و آنچه برایش اهمیت ندارد بهایی است که ملت ایران باید در برابر این زیاده خواهی ها بپردازد -  و همزمان، دیکتاتوری و سرکوب در کشورهای آفریقایی، و سوء مدیریت و فساد مالی آنان، موجب بدبختی و درماندگی ملت های آن کشورها می گردد – همان فساد مالی و سوء مدیریتی که در ابعاد گسترده می توان در داخل ایران نیز مشاهده کرد.

*     *     *

یک نکته مشترک مهم دیگر نیز بین محنت ملت ایران و ذلت ملت های آفریقایی و دیگر کشورهای عقب مانده وجود دارد و آن اختناق و نبود دموکراسی است.

وقتی آزادی بیان نباشد، دیکتاتوری برقرار می گردد و استبداد، فساد مالی و فساد اخلاقی به دنبال می آورد و از پیشرفت و تعالی جلوگیری می کند و موجب عقب ماندگی و ناداری می شود.

به دستگاه رهبری بسیاری از کشورهای آفریقایی بنگرید –مشاهده خواهید کرد که همه این دیکتاتورها انسان های فاسدی هستند که همیشه سود خود را بالای منافع ملی قرار داده اند و آنچه برایشان اهمیت نداشته و ندارد بهزیستی مردمان است – و نیک بختی و رفاه آنان!

به کشورهای پیشرفته دنیا بنگرید. اکثر آن ها ممالکی هستند که از ثروت های طبیعی  و نفت و گاز بهره چندانی نبرده اند و عمدتا در نواحی سردسیر قرار دارند و زندگی در محیط  اقلیمی آن جا آسان نیست. در مقابل، بسیاری کشورهای عقب مانده را می بینید که منابع سرشار طبیعی دارند ولی مردمان آن ها در فقر زندگی می کنند.

فرق عمده این دو، شیوه مردمسالاری و دموکراسی است که در یکی به وفور وجود دارد و در دومی تنها به آن تظاهر می شود، ولی در عمل چیزی به نام مردمسالاری در آن ها موجود نیست.

در حکومت اسلامی ایران علنا از ولایت فقیه سخن می گویند – و "ولی" کسی است که مردم صغیر را سرپرستی می کند و از دیدگاه حکومت اسلامی، مردم ایران صغیر هستند و حق اظهارنظر ندارند و قطعا حق نظارت به کارهای حکومت ایران را هم ندارند و دهانشان را باید ببندند و زبان از انتقاد فرو نشانند.

در چنین جامعه ای، آنچه که رشد می کند فساد است و آن فساد عقب ماندگی می آورد.

*     *     *

هستند آنانی که می گویند این انتقاد بی مورد است – زیرا ایران در سی و چند سال حکومت اسلامی پیشرفت های زیادی داشته است. به برج های مسکونی مجلل در شمال تهران نظر افکنید. بینید که تا دل کوه را ساختمان کرده اند. به اتوبان های بزرگ و شبکه جاده های اتومبیل روی ایران بنگرید و ببینید که چقدر گسترده شده است.

هر پیشرفتی باعث افتخار است. ولی در کنار آن، کاستی ها را در ایران امروز جستجو کنید و ببینید که فقر تا چه حد ریشه دوانیده و تولیدات داخلی تا چه حد پایین آمده و فساد و فحشا تا چه حد گسترده شده است.

میزان پیشرفت و سازندگی را همیشه باید با دیگر کشورها مقایسه کرد. کره جنوبی یک دهم و حتی شاید یک صدم امکانات طبیعی ایران را ندارد. نفت و آهن و مس ندارد و از خیلی چیزهای دیگر نیز محروم است. ولی در سایه دموکراسی و رهبری شایسته، کره جنوبی که تا 36 سال پیش بسیار از ایران عقب تر بود، امروز ده ها برابر از رژیم ایران پیشی گرفته است.

این که در ایران یک طبقه مستکبر ومرفه به وجود آمده که همگی آقازاده هستند و از ثروت ملی تغذیه می کنند، این که آنان با اتومبیل های گران قیمت در رفت و آمد هستند و در برج های مسکونی اعیانی زندگی می کنند و بستنی صد دلاری می خورند، نمی تواند نشان رفاه همه مردمان باشد.

روزی که خمینی به روی کار آمد، با این استدلال که صاحبان کارخانه ها و افراد مبتکر و مرفه، پول خود را از استثمار ملت ضعیف به دست آورده اند، بر همه ثروت آن ها مالک شد و آن را به آخوندهای دولتی و آقازاده های آنان بخشید. و امروز می بینیم که همین قشر حکومتی، با سوء استفاده بیرحمانه از قدرت و امکانات خویش، شیرۀ ملت ایران را مکیده و همانند زالو فربه شده و خدایی می کند.

*     *     *

در کشورهای آفریقایی نیز وضع کم و بیش مشابهی برقرار است و آنانی که از راه کودتای نظامی و یا تقلب در انتخابات ریاست جمهوری به روی کار آمدند، خون مردم را می مکند و خود از همه امکانات برخوردار هستند و ثروت های افسانه ای اندوخته و می اندوزند.

می توان ادعا کرد که در آن کشورها، از ابتدا فرهنگ دموکراسی وجود نداشته که رشد مردمسالاری را امکان پذیر سازد. ب

بدون فرهنگ دموکراسی، مردمسالاری نه به وجود می آید، و نه می تواند رشد کند.

در مقایسه با همه کشورهای خاورمیانه، در ایران همیشه زمینه برای برقراری دموکراسی آماده بوده است. ایرانیان نخستین ملت خاورمیانه بودند که در یکصد و ده سال پیش به پا خاستند و با به  راه انداختن انقلاب مشروطیت می خواستند مردمسالاری واقعی در کشور به وجود آورند.

سی و شش سال پیش نیز، آن مردمانی که به خیابان ها آمدند و شعار "یا مرگ یا آزادی" سر دادند، همانایی بودند که با دل باختن به وعده های خمینی، در انتظار برقراری دموکراسی پایدارتر و پر محتواتری در ایران بودند – که فریب خوردند و سخت به بیراهه کشانده شدند – ولی این واقعیت از حق آنان برای رسیدن به مردمسالاری و رفاه ذره ای نمی کاهد.

*     *     *

امروز ملت ایران زیر بار خودکامگی آنانی که با شعار دین به صحنه آمده بودند کمر خم کرده است و هر روز شمار بیشتری از مردمان مایوس ترک وطن می کنند و رهسپار دیار غربت می شوند – به این امید که در کشورهای بیگانه بتوانند زندگی کم مصیبت تری داشته باشند.

هجرت ایرانیان از کشور و موج پناهجویان آفریقایی و آسیایی متوقف نخواهد شد – تا هنگامی که رهبران واقعا دلسوز – و واقعا شایسته به روی کار آیند و پایه های دموکراسی را پی ریزی کنند و شهروندان را با ارزش های مردمسالاری آشنا سازند و خود نیز از قدرت طلبی دوری جویند و رفاه مردمان را بر نفس اماره خویش مسلط سازند.

امروز، پناهجوی ایرانی و سوری و بنگلادشی و یمنی و لیبیایی و نیجریایی، به امید یافتن زندگی بهتر، خیلی آسان جان خویش را به خطر می اندازند و حکومت ایران آب سنگین برای کوره اتمی اراک تولید می کند ولی قادر به تامین آب آشامیدنی برای تشنه زبانان نیست.

اورشلیم: شنبه 7 شهریور ماه 1394 – 29 اوت 2015

راهی به دیار روشنایی
مجله هفتگی رادیو اسرائیل در امور نوآوری، پزشکی و تندرستی

 
این مجله روزهای پنجشنبه درنیم ساعت سوم برنامه رادیو اسرائیل پخش می شود.

 تهیه و اجرا: فرنوش رام

متن برنامه پخش شده، 5 شهریور 1394 خورشیدی، 27 اوت 2015

 

آیا دارو و درمان «طبیعی» همیشه سلامتی در پی دارد؟
 

طب جایگزین و استفاده از دارو و شیوه های درمانی موسوم به «طبیعی» را همه ما انجام می دهیم. ما انسانهای شرقی بزرگ شده در دامان خانواده های سنتی، با تاریخ غنی و پربار و آموخته های بسیار از والدین و اجدادمان، قدر طبیعت و درمان هایی را که به بشریت هدیه کرده است، از نخستین روزهایی که خود را به یاد می آوریم یاد گرفته ایم.

اما این گفته که می گویند دارو و درمان «طبیعی» اگر فایده نداشته باشد، دستکم ضرری هم ندارد، درست است؟

برخی از گیاهانی که ما آنها را برای درمان «طبیعی» و خانگی به کار می بریم می توانند عوارضی برای ما داشته باشند، که در این گزارش به آنها می پردازیم. این گزارش را از نشریه پزشکی خانوادگی اسرائیلی «کلالیت» در یکی از تازه ترین شماره های آن برایتان ترجمه کرده ام:

در آغاز این گزارش در نشریه پزشکی اسرائیلی به این امر اشاره شده است که همراه کردن مصرف برخی از این گیاهان به عنوان داروهای «طبیعی» با داروهای استانداردی که پزشک خانوادگی یا پزشکان متخصص به ما داده اند، می تواند اثرات مخربی در پی آورد. با وجود این، بسیاری از ما زمانی که نزد پزشک عمومی یا پزشک متخصص می رویم نمی گوییم که از چه دوا و درمان های «طبیعی» و گیاهانی برای کاهش درد، استفاده ی پیشاپیش کرده ایم.

در این گیاهان نیز مواد محرکی وجود دارند که ما میزان استفاده از آن را نمی دانیم و هر چه بیشتر از آن مصرف می کنیم به این امید که هرچه زودتر خوب شویم - در حالی که برای قرص و شربتی که پزشکان به ما می دهند بیشترین میزان مصرف را قید می کنند. لذا برخی از گیاهان با مصرف بیش از اندازه می توانند به ماده سم زا در بدن ما مبدل شوند.

در آمریکا دیده ایم که مصرف ماده گیاهی که Echinacea نامیده می شود و از فرهنگ آمریکای لاتین برگرفته شده است، به تازگی هر چه بیشتر از سوی مردم به عنوان ماده ای گیاهی برای تقویت مصونیت بدن و مقابله با عفونت و جلوگیری از ورود ویروس ها به راههای تنفسی مورد استفاده قرار می گیرد و حتی آن را برای درمان بیماران ایدزی توصیه می کنند. اما استفاده ی سر خود از این گیاه در صورتی که فرد داروی کاهش کلسترول مصرف می کند، می تواند کار کبد را مختل کند و حتی می تواند از کارآیی داروهایی که برای بیماری های موسوم به «خودایمنی» («اوتو ایمیون») مانند سرطان پوست ملانوما داده می شود، بکاهد.

در درمان «طبیعی» از گل های بودار گیاه Feverfew برای سردردهای میگرنی و دردهای مفاصل استفاده می شود. Feverfew را در فارسی «چشم گاو» یا «گل مینا» می گویند که گل ساده و کوچک خودرویی با برگهای سفید است.

در ایران گل مینا یا گل چشم گاوی در شمال کشور رویش فراوانی دارد و از آن از قدیم الایام مادربزرگ های ما برای درمان دردهای پیش از شروع قاعدگی دختران و زنان، دردهای ناحیه پستان و حتی درمان بی اشتهایی شدید در کسانی که مبتلاء به بیماری مالیخولیا شده اند، استفاده کرده اند. بیشترین استفاده از پماد درست شده از گل مینا برای درمان آلرژی و پوستی است.

اما مصرف خودسر پماد و روغن گل مینا برای لب و دندان و نیز جهاز هاضمه (سیستم گوارشی) می تواند اثرات زیان باری داشته باشد.

بیشترین خطر مصرف خودسر پماد و روغن و جوشانده گل مینا برای لخته شدن خون است که می تواند سرعت لخته شدن خون را کاهش دهد.

سیر عزیزی که از دیرباز بیشترین مصرف را در خورد و خوراک ما دارد و در دو سه دهه اخیر نیز در غرب هرچه بیشتر مورد استفاده است، در درمان «طبیعی» به عنوان یکی از بهترین هدایای خداوندی در مقابله با عفونت و برای کاهش سطح کلسترول بد در خون و چربی ها در خون استفاده می شود.

سیر سرشار است از اسید فولیک و ویتامین سی و کلسیم و آهن و منیزیم و پتاسیم و مقداری «روی» و ویتامین های ب 1، ب 2 و ب 3، که از هزاران سال قبل از آن برای تصفیه خون و کاهش فشار خون استفاده شده است. سیر ترکیبات حاوی گوگرد دارد که سیستم ایمنی بدن ما را تحریک کرده و می گویند که ظرفیت بالایی نیز در نابودی تومورهای سرطانی دارد.

سیر برای درمان فراموشی و دمانس یا آلزایمر نیز مفید است و موجب از بین رفتن هاله ای در سر می شود که به آلزایمر منجر می شود. برطرف کننده سرفه و سرماخوردگی و گرفتگی سینه است و از همه مهمتر برای همه ما این واقعیت است که سیر با آنتی اکسیدان قوی خود رادیکال های آزاد را که موجب پیری می شود، خنثی می کند.

روزانه مصرف یک حبه سیر را توصیه می کنند اما زیاده روی در مصرف سیر باعث سرگیجه، کاهش فشار خون و ایجاد آلرژی و حساسیت می شود و مصرف بیش از حد حتی می تواند در مواردی استثنایی خود به خونریزی منجر شود.

از داروهای گیاهی دیگر نیز می توان نام برد که خواص بسیاری دارند اما مصرف خودسرانه آنها به عنوان دارو و درمان «طبیعی» و آمیخته کردن آنها با داروهایی که پزشکان به ما می دهند، می تواند اثرات زیانباری برای سلامتی داشته باشد.

 

معتاد کارم!

من نیز مانند ژاپنی ها که آنها را معتادان کار می نامند، سالها معتاد به کار زیاد بوده ام. از مرخصی ها به ندرت استفاده کرده و همیشه در آخر سال، روزهای مرخصی ام را در بخش کارگزینی اداره مان خط  زدند چون از آن استفاده کافی نکرده بودم. هنوز نیز در روزی که می دانم فردایش سرکار نخواهم آمد ناخود آگاه دچار درد شانه و کتف و حتی سردرد می شوم. به کار زیاد درشرایط زیر فشار در اتاق اخبار و استودیوها اعتیاد یافته ام. اما این کار برای گرفتن اضافه کاری نیست. بسیاری از ما از اوان کودکی بخاطر خصلت های طبیعی مان و خصلت هایی که از خانواده و اطرافیان آموخته ایم به کار و غرق شدن در انجام وظیفه ای که به ما محول شده غرق می شویم و با جان و دل کار کرده و از خود مایه می گذاریم. پزشکان بسیاری در ایران در این امر سرآمد دیگر پزشکان بوده اند. برای همین خصلت است که در آمریکا پزشکان وفادار ایرانی توانسته اند اعتبار بسیاری بیابند.

اعتیاد بسیاری از ما به کار برای درآمد و تحت تاثیر قرار دادن روسا نیست. این عادت را بویژه در مردان ژاپنی نیز بسیار زیاد می بینند. در فرهنگ غرب که هرچه بیشتر تفریح و استفاده از اوقات فراغت را در سرلوحه زندگی انسان ها گذاشته است، نگاه کردن به اعتیاد و وفاداری شدید کارمندان ژاپنی به محل کارشان، آموزه هایی دارد.

اما در کشورهای عربی خاورمیانه چنین نیست. ساعت ها مردان جوان و میانسالی را بی کار و عاطل و باطل می بینیم که با قلیانی در دست در یک جا می نشینند و حتی تکانی به خود نمی دهند. کاهلی و بیعاری در بسیاری از این سرزمین های خاورمیانه ی عربی یک رسم و عادت است که هریک از شما که به این کشورها سفر کرده باشید، متوجه این واقعیت تلخ در این کشورها مانند مصر و لیبی و عراق شده اید.

این گزارش برای این افراد نیست بلکه توصیه به کسانی است که معتاد کار هستند و عبارت «ورک هولیک» برای آنها درست شده است.

توماس ادیسون مخترع برق که زندگی کل بشریت را برای ابد تغییر داد، گفته بود موفقیتش در این بود که ساعت در اتاق کارش نگذاشته بود و روزانه گاه بیش از 20 ساعت برای اختراع هایش کار می کرد. کار زیاد فردی مانند توماس ادیسون اثرات بی نظیر خود را بر زندگی همه ما گذاشت.

اما افراد عادی که به کار معتاد هستند باید نگران وضع سلامتی خود باشند. نتیجه یک تحقیق بزرگ که به تازگی در نشریه معتبر پزشکی The Lancet منتشر شده است، می گوید که میان کار زیاد با افزایش احتمال ابتلاء به سکته مغزی رابطه مستقیمی وجود دارد.

پروفسور «میکا کی بی ماکی» از دانشگاه بریتانیایی نیز به این نشریه گفته است که کار اعتیادگونه به نارساییهای قلبی و سیستم خونی منجر می شود.

نتیجه گیری های این تحقیقات با استفاده از وضع سلامتی هزاران نفر تنظیم شده است.

از 17 تحقیق در چند کشور از جمله اسرائیل، که در آن نزدیک به 530 هزار نفر چه زن و چه مرد برای مدت بیش از هفت سال مورد مطالعه و نظر بوده اند، استفاده شده است.

نتیجه این بوده: کسانی که بین 41 تا 48 ساعت در هفته کار کرده اند، ده درصد احتمال بیشتری برای ابتلاء به سکته مغزی داشته اند. 48 ساعت کار در هفته یعنی هشت ساعت در شش روز هفته.

کسانی که 49 تا 54 ساعت در هفته کار کردند، یعنی 9 ساعت کار در شش روز هفته، احتمال ابتلایشان به سکته مغزی 27 درصد بود و کسانی که 55 ساعت یا بیشتر در هفته کار کردند، احتمال سکته مغزی و نارسایی قلب خود را به میزان 33 درصد افزایش دادند.

فشار خون بالا و نیز کلسترول بالا یکی دیگر از نتایج کار زیاد و اعتیاد به کار است.

این واقعیت که بسیاری از کارهای ما در قرن بیست و یکم به حالت نشستن و با فشار زیاد و در شرایطی است که حتی از آینده آن هم اطمینانی نداریم، یک ترکیب خطرناک برای سلامتی است. فشاری که بر ما وارد می شود را هرگز والدین ما تجربه نکرده اند. پدر و مادرهای ما در کار عادی خود در سرزمین هایی مانند ایران مورد احترام بوده اند و با وجود تعداد زیاد فرزندان درهر خانواده سنتی، در محیط سنتی کار و زندگی خود، مورد رقابت کاری زیاد نبودند.

زندگی ما در غرب و دنیای مدرن و رقابت های شدید کاری، بویژه برای جوانان در دانشگاهها و مراکز کاری و بی آیندگی و احتمال اخراج از کار، گاه فرد را به این جهت می کشاند که برای ثابت کردن حیاتی بودن خود در این محل کار، خویش را به روسایش «ثابت» کند.

تلفن های همراه ما به کامپیوتری مبدل شده که با آن حتی در هرجایی که هستیم در حال انجام کارهای اداری خود هستیم. حتی اگر در ساحل دریا باشیم و چه بسا در حمام کردن باید به پیامک و ای میل این یا آن همکار و رییس و یا مشتری پاسخ بدهیم. این کارهای پرفشار همه ما انسان های قرن بیست و یکم را بیشتر در معرض چاقی، و بیماری های خونی و قلبی و مغزی قرار داده است.

این توصیه های کوچک برای کسانی که کار زیاد می کنند را مطرح می کنیم:

هر یکی دو ساعت چند دقیقه از دفتر و صندلی خود دور شوید و به حیاط اداره یا خیابان کنار مغازه و محل کار خود سرکی بکشید و هوایی دیگر تنفس کنید و به مردم چشم بدوزید و از خود و کار بدرآیید.

تمرین مدیتیشن انجام دهید؛ تنفس عمیق بکشید. غذای روزانه را در کنار کامپیوتر اداره مصرف نکنید.

تلفن های همراه را برای دقایقی از خود دور کنید.

اما باید بگوییم که کسانی نیز که خود را به کاهلی و تنبلی و حتی بیعاری عادت می دهند، نه تنها مانند معتادان به کار در معرض بیماری های مختلف هستند بلکه به افسردگی و بیماری های روحی و روانی زیادی مبتلاء می شوند.

درد بسیار برای آن دسته ای است که بعد از بازنشسته شدن به روند افسردگی فرو می افتند و برای زندگی شان نظمی ندارند چرا که کار و نظم پیشین که سم حیات بخش زندگی شان بوده از دستشان رفته و یکباره به انواع بیماری ها مبتلاء می شوند. برای همین است که بیشترین مراجعه کنندگان به پزشکان نیز کسانی هستند که به تازگی بازنشسته شده اند.

 

تغییرات ژنتیک حتی در فاصله یک نسل
 در کسانی که متحمل فشارهای سخت جنگی یا مشابه می شوند

 

در اسرائیل و آمریکا که هنوز گروهی از آخرین بازماندگان هولوکاست، فجایع دوران هیتلری در کشتار و آزار و راندن یهودیان، زندگی می کنند و آخرین سالهای کهولت خود را می گذرانند، این هفته گزارشی علمی مورد توجه بسیار قرار گرفت؛ تحقیقی که می گوید، تغییرات ژنتیک که از وارد شدن لطمه و آسیب های عمیق روحی و روانی به بازماندگان هولوکاست ایجاد شده، حتی از طریق ژنتیک به فرزندان آنان منتقل شده است.

این تحقیق را بیمارستان «ماونت سینای»، یک بیمارستان مهم پایه گذاری شده از سوی یهودیان در نیویورک آمریکا، انجام داده است.

به طرزی غیر قابل باور، تحقیق بروی تنها 32 نفر از بازماندگان هولوکاست که اکنون سالخورده هستند و مقایسه آنها با بیماری های ژنتیک فرزندان و نسل سوم شان نشان داد که حتی در فاصله یک نسل، لطمات عمیق روحی وارد شده به این افراد که تجربه تلخ حضور در اردوگاهای کار آلمان نازی را داشته اند، به نسل بعدی شان منتقل شده و تغییرات ژنتیک در پی آورده است. نسل دوم آنها بیشتر مبتلاء به بیماری های روحی بودند و استرس و فشار شدید را حتی در حالی که در غرب زندگی به ظاهر آسوده ای داشته اند، حس کرده اند.

اکنون که خاورمیانه ی ما مملو از جنگ های هولناک است و هر روز هزاران انسان آواره می شوند و ما این هفته ها شاهد عبور زمینی صدها هزار زن و مرد و کودک با پای پیاده از سرزمین های مختلف برای رسیدن به اروپا هستیم یا می بینیم که انسانها برای رسیدن به کشوری آسوده تر چگونه خطرات ناشی از حضور در کشتی ها و قایق ها و راههای سخت را تحمل می کنند و مدت های طولانی در اردوگاههای محصور نگاهداری می شوند، باید گفت که این شرایط  بیچارگی و آوارگی نیز اثرات بسیار مخربی بر روح و روان نسل های بعدی آنها دارد. در سرزمین هایی مانند عراق و افغانستان که مردم آن ها چند دهه طولانی شاهد جنگ و کشتار و تحقیر و دربدری هستند، این اثرات باید بعدها بررسی شود. در ایران که مردم آن تجربه تلخ جنگ هشت ساله را داشتند، شاید بتوان این تحقیق را نیز اکنون که یک نسل از آن فاجعه دور شده ایم، انجام داد.

 

اوج تابستان خشونت را افزایش می دهد

  


روز گذشته همه ما صحنه های کشته شدن خبرنگار و فیلمبردار شبکه تلویزیونی آمریکایی را با 14-15 گلوله شلیک شده از اسلحه یکی از خبرنگاران اخراجی دو سال پیش همین شبکه در ایالت ویرجینیا دیدیم. معلوم می شود که هر سال در ماه اوت میزان خشونت اجتماعی، دستکم در آمریکا، بشدت افزایش می یابد. آیا ارتباطی میان گرمای هوا با تشدید حس خشونت در جامعه وجود دارد؟ بنظر می رسد که پاسخ آری است.

در گذشته می گفتند که فصل بهار بدلیل حالات مختلفی که در افراد ایجاد می کند و بویژه در افرادی که موجب آلرژی است، فصل بداخلاقی است.

یک تحقیق اجتماعی بزرگ در ایران نیز که همین فروردین گذشته منتشر شد، تاکید داشت که خشونت های اجتماعی و درگیری و نزاع خیابانی در ایران در فصل های بهار و تابستان بسیار بیشتر است. در این تحقیق بیکاری و عصبیت ناشی از آن در میان جوانان به عنوان یکی از دلایل اصلی عصبیت های خیابانی در ایران مورد توجه قرار گرفته بود. این دقیقاً همان دلیلی است که روز گذشته خبرنگار اخراجی شبکه آمریکایی به خاطر آن همکاران خود را کشت و خود نیز بعد از یکی دو ساعت خودکشی کرد.

جرم شناسان همواره توجه کرده اند که اقلیم و آب و هوا تاثیرات فراوانی بر کمیت و کیفیت جرایم و خشونت اجتماعی دارد.

 

یک آگاهی برای کتاب خوانان و افراد علاقمند به حقایق تاریخی و سیاسی

 


کتاب سیاسی- تاریخی مهمی که توسط خانم فرنوش رام به فارسی ترجمه شده است با نام «دروغی که هرگز نخواهد مرد»،
به رایگان برای مطالعه شما در این وبسایت و نیز در وبلاگ ادبی «با رنگین کمان» آثار و نوشته های فرنوش رام در دسترس شما قرار دارد. در سمت راست این صفحه بر روی آیکون این کتاب یا آیکون «با رنگین کمان» کلیک کنید.


همچنین کتاب معتبر و مهم یهود، اسرائیل و ایران، تهیه و تدوین آقای منشه امیر در این وبسایت برای مطالعه شما در دسترس است. به روی آیکون این کتاب در دست راست این صفحه کلیک کنید.

Share

اشتراک گذاری:

چاپ   بالای صفحه


© Radio Israel

نقل اخبار رادیو اسرائیل، با ذکر منبع و بدون تحریف و سانسور مجاز است