دوشنبه هفتم اردیبهشت ماه 1394 خورشیدی
بیست و هفتم ماه آوریل 2015 میلادی
هشتم ماه «ایار» از سال 5775 عبری



مجموعه خبری امشب با گزارش های اسرائیل آغاز شد که مشروح ترین بخش آن درباره زلزله در نپال و یاری رسانی های اسراییل بود. در رابطه با ایران، با گزارش های اتمی آغاز کردیم و سپس به اخبار داخلی پرداختیم.

(شماری از گزارشهای خبری برگزیده امروز را در ادامه این صفحه مطالعه می کنید اما برای آگاهی از متن کامل گزارش ها توصیه می کنیم صدای اخبار را از طریق امکاناتی که در این صفحه در اختیار شما قرار دارد بشنوید).  

علی اکبر امید مهر دیپلمات پیشین حکومت اسلامی ایران میهمان برنامه امروز "گفتگوی سیاسی هفته" بود که در آن درباره دخالت های نظامی رژیم در امور کشورهای همسایه و میزان موفقیت آن پرسش کردیم.


علی اکبر امیدمهر

  

 *          نزدیکان حزب "لیکود" در اسرئیل می گویند که در گفت و گو با احزاب دیگر برای برپایی کابینه ائتلافی جدید پیشرفت محسوسی به دست آمده است. بنیامین نتانیاهو 9 روز دیگر مهلت دارد تشکیل کابینه را به آگاهی مقام ریاست جمهوری برساند. در مذاکرات شب گذشته بین نتانیاهو و موشه کحلون رهبر حزب "کولانو" (همه ما) توافق نهایی برای پیوستن به کابینه بدست آمد. همچنین مشکل مذاکرات با حزب "هبیت هیهودی" (خانه یهودی) به رهبری نفتالی بنت تا حد زیادی برطرف گردیده و پیوستن آن به دولت آینده تقریبا قطعی شده است. پیشتر، حزب "لیکود" با دو حزب مذهبی "شاس" و "یهودت هتورا" به توافق رسیده بود و اگر برپایی کابینه قطعی شود از 67 کرسی از میان 120 کرسی پارلمان برخوردار خواهد شد.  

*          شبکه های تلویزیونی عربی گزارش دادند که جنگنده های نیروی هوایی اسرائیل دستگاه های موشک انداز نظامی را در مرز بین سوریه و لبنان بمباران و منهدم کرده اند. همچنین گفته شد که چهار تروریست عرب در خط مرزی اسرائیل و سوریه، در نزدیکی بلندی های گولان در نتیجه آتشباری ارتش اسرائیل از پای درآمده اند. ژنرال یعلون وزیر دفاع گفت که اسرائیل قاطعانه از مرزهای خود دفاع می کند – و افزود: «اسرائیل اجازه نخواهد داد قاچاق اسلحه از سوریه به لبنان ادامه یابد». مقامات اسرائیلی معمولا از تایید یا تکذیب گزارش ها در مورد درگیری های نظامی مرزی خودداری می ورزند.  

*          شبکه های تلویزیونی عربی از قول منابع اوپوزیسیون سوریه خبر دادند که نیروی هوایی اسرائیل چندین دستگاه پرتابگر موشک را در فاصله بین مرز سوریه با لبنان منهدم کرده است. شبکه تلویزیونی "المیادین" وابسته به حکومت اسلامی ایران با تایید این گزارش افزود که شماری از افراد در جریان این بمباران هوایی آسیب دیده اند.  

*          در سه روز گذشته این سومین بار است که منابع خبری عربی از حملات هوایی ارتش اسرائیل برای نابودی مواضع تسلیحاتی و تروریستی در خاک سوریه خبر می دهند. ولی یک منبع آگاه گفت که احتمال دارد همه این حملات به اسرائیل مربوط  نمی شود – بلکه شماری از آن ها توسط  نیروی هوایی اوپوزیسیون سوریه صورت گرفته باشد. پرتابگرهای موشکی در ناحیه ای به نام "قلمون" در فاصله بین مرزهای سوریه با لبنان نابود شد. در یک گزارش دیگر آمده است که هدف های بمباران شده، پایگاه های پرتاب موشک "اسکاد" متعلق به ارتش سوریه بوده است. 

*          ژنرال یعلون وزیر دفاع گفت: «اسرائیل حق خود می داند که نگذارد جنگ افزارهای پیشرفته برای حزب الله لبنان قاچاق شود و یا به دست دیگر سازمان های تروریستی برسد». وزیر دفاع دوباره حکومت ایران را متهم ساخت که عامل فتنه گری و ادامه قاچاق اسلحه برای سازمان های ترور می باشد و بدین سان قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل را نیز زیر پا می گذارد. ژنرال یعلون گفت: «ارتش اسرائیل به موقع به همه عوامل ترور در هر نقطه ای دست خواهد یافت و خوب می داند که باید با آن ها چگونه رفتار کند». وی گفت حکومت ایران می کوشد حزب الله و دیگر سازمان های ترور را به پیشرفته ترین جنگ افزارها مجهز سازد و ارتش اسرائیل برای خنثی کردن این توطئه ها اقدام می کند.  

*          ژنرال یعلون گفت: «به حکومت ایران و حزب الله لبنان امکان نخواهیم داد که در مرزهای اسرائیل با سوریه و لبنان پایگاه های ترور برپا کنند. هر کس قصد تجاوز به خاک اسرائیل و مردم آن را داشته باشد – در هر نقطه دور و نزدیک هدف قرار خواهند گرفت و به مجازات خواهد رسید». وزیر دفاع گفت: هم رژیم اسلامی ایران و هم حزب الله لبنان خط  قرمزهای امنیتی اسرائیل را به خوبی می شناسند و می دانند که اسرائیل به  هیچ وجه از آن ها گذشت نخواهد کرد.  

*          ژنرال یعلون گفت: «ما می دانیم چگونه در هر زمان و هر مکان، به سرکردگان حزب الله دسترسی یابیم و ما اجازه نخواهیم داد که این سازمان تروریستی در فاصله بین مرز سوریه با اسرائیل به ساخت زیر بنای تروریستی بپردازد». درباره درگیری های نظامی در خط  مرزی سوریه با لبنان که به اسرائیل نسبت داده شده، شبکه تلویزیونی "االجزیره" اعلام کرد که لشگرهای 65 و 155 ارتش سوریه هدف قرار گرفته که سلاح های راهبردی و موشک های دوربرد را راه اندازی می کند.  


ژنرال موشه یعلون وزیر دفاع (چپ) در کنار رئیس ستاد کل ارتش دفاعی اسرائیل

*          وزیر دفاع اسرائیل حکومت اسلامی ایران را عامل عمده تنش در خاورمیانه دانست و گفت: «حکومت اسلامی ایران عامل اصلی فتنه گری و تشنج در خاورمیانه است و مانع برقراری آرامش می شود. عملیات کنونی رژیم ایران علیه حکومت پیشین یمن نشان دیگری از این واقعیت است که رژیم تروریستی تهران همچنان به فریبکاری علیه مردم جهان ادامه می دهد». وزیر دفاع در بخش دیگری از سخنانش گفت: «شوربختانه دولت های جهان فشار لازم را بر رژیم ایران وارد نمی آورند که برنامه های اتمی خود را متوقف کند. کشورهای غربی در واقع با توافق اتمی که به رژیم ایران پیشنهاد می کنند عملا به آن حکومت امکان می دهند به طور علنی و قانونی به کشوری که در آستانه رسیدن به بمب هسته ای است مبدل شود و به پرورش و گسترش ترور در کشورهای دیگر و از جمله کشورهای آزاد جهان ادامه دهد و در همان هنگام علنا شعار می دهد که قصد نابودی اسرائیل را دارد».  

*          ارتش اسرائیل امروز اقدام نظامی را در مجاورت خط  مرزی با سوریه مورد تایید قرار داد و آن هنگامی بود که تروریست ها قصد نصب بمب های انفجاری در داخل خاک اسرائیل را  داشتند. آگاهان نظامی به طور قطع سه تن آنان کشته شدند. هنوز از جزییات جریان خبر موثقی در دست نیست و ارتش اسرائیل قول داده که با تکمیل بررسی ها اطلاعیه ای در این باره انتشار دهد.  

*          ژنرال ذخیره عاموس گیلعاد رییس بخش سیاسی – امنیتی وزارت دفاع امروز به خبرگزار رادیو اسرائیل گفت:«کسی حق تجاوز به اسرائیل را ندارد و بلندی های گولان باید آرام و آسوده بماند و واکنش های اسرائیل نسبت به هر تجاوز خصم کوبنده و سریع خواهد بود». در گزارش های نخست آمده است که ساعت 9:30 شب گذشته این چهار تن از سوریه به داخل خاک اسرائیل در بلندی های گولان رخنه کرده و قصد نصب بمب داشتند. یادآوری می شود چند ماه پیش نیز هنگامی که تیم مشترک حکومت اسلامی ایران و حزب الله لبنان در خاک سوریه  و در نزدیکی مرز اسرائیل قصد برپایی یک قرارگاه تروریستی را داشتند هدف قرار گرفتند و یک افسر سپاه پاسداران و فرزند عماد مغنیه سرکرده عملیاتی حزب الله لبنان در شمار کشته شدگان بودند. 

*          ژنرال عاموس گیلعاد در مورد حکومت لبنان گفت: «در شرایط  کنونی لبنان فاقد رییس جمهوری است و کسی که آن کشور را اداره کند. حسن نصرالله نیز حقوق ماهیانه خود را از رژیم اسلامی ایران می گیرد. لبنان اکنون از داخل متلاشی است و حزب الله بر بخش هایی از خاک آن کشور مسلط  شده و پایگاه های ترور علیه اسرائیل برپا کرده است».  

*          رییس جمهوری اسرائیل پرزیدنت روبی ریولین امروز به مناسبت عید مذهبی اعراب دروزی کشور به دیدار رهبران آنان رفت و عید "نبی شعیب" را به همه دروزیان شادباش گفت. پرزیدنت روبی ریولین تاکید کرد که اعراب دروزی بخش جدایی ناپذیری از کشور اسرائیل هستند و به آن ها افتخار می شود. پرزیدنت ریولین گفت:«شما دروزی ها بخش جدایی ناپذیری از ملت اسرائیل هستید. دروزیان و یهودی ها از دیرباز ارتباطات و همکاری های تنگاتنگی داشته اند که این همکاری در همه زمینه های زندگی اسرائیل و امور امنیتی و نظامی نیز همچنان ادامه دارد».  

*          گروه تروریستی حماس از دعوتی که دولت اسلامی مراکش از رییس جمهوری پیشین اسرائیل برای شرکت در یک کنفرانس بین المللی در آن کشور به عمل آورده ابراز ناخشنودی عمیق کرد و آن را تلاشی برای عادی سازی روابط  بین دو کشور دانست. فوزی برهوم یکی از سخنگویان حماس گفت: هدف از حضور رییس جمهوری پیشین اسرائیل در یک نشست بین المللی در مراکش بهبود چهره این کشور و عادی سازی روابط  با دولت مغرب است.  حماس از دولت مراکش خواستار گردید این دعوت را باطل کند. همآیش مراکش با نام "طرح  جهانی کلینتون درباره خاورمیانه و آفریقا" برگزار می شود و کمتر از دو هفته دیگر خواهد بود. سازمان های ترور فلسطینی تلاش کردند تظاهرات اعتراضی در مراکش به راه اندازند.   

*          یک سامانه خبری به نام "آی 24" گزارش داد که حکومت ایران در هفته های اخیر بر میزان کمک مالی خود به شاخه نظامی حماس (موسوم به یگان های عزالدین القسام) افزوده که بر ده ها میلیون دلار بالغ می شود. با آن که روابط  حماس و حکومت ایران، از هنگام خیزش مردمی در سوریه تیره شده محافل خبری می گویند کمک مالی رژیم ایران به شاخه نظامی حماس به هدف رویارویی با اسرائیل ادامه دارد. گروه تروریستی حماس اعلام کرد که در انتظار دیدار نزدیک پرزیدنت جیمی کارتر رییس جمهوری اسبق ایالات متحده از نوار غزه است. اسرائیل این سفر را محکوم دانسته است. جیمی کارتر تا کنون بارها علیه اسرائیل و به طرفداری از حماس به تبلیغ پرداخته است.


مصیبت زلزله زدگان در نپتال گسترده تر از آن است که تا کنون گزارش شده است

 *          ابعاد مصیبت مردم زلزله زده کشور نپال روز بروز گسترده تر می شود و آخرین آمار نشان می دهد که شمار قربانیان از 3700 نفر نیز فراتر رفته است. با توجه به آن که حدود چهار صد نفر اسرائیلی هنگام وقوع زلزله پریروز در نپال به سر می بردند، اسرائیل برای نجات آنان و همچنین برای یاری رسانی به زلزله زدگان نپال همه امکانات خود را بسیج کرده است. روز گذشته دو هواپیمای بزرگ اسرائیلی حامل کمک های انسان دوستانه و یک بیمارستان صحرایی بسیار مجهز در کاتماندو به زمین نشستند و دو هواپیمای بزرگ دیگر با 270 نفر از امدادگران ارتش اسرائیل امشب راهی نپال می شوند. در یکی از هواپیماها دستگاه های بسیار مدرن پزشکی برای نصب در بیمارستان صحرایی حمل می شود.  


امدادگران اسرائیلی پیش از پرواز به سوی نپال، عکس یادگاری می گیرند

*          اسرائیل نخستین کشور جهان است که بیمارستان صحرانی خود  در کاتماندو راه اندازی کرد. فرودگاه کاتماندو آسیب دیده و فرود آمدن هواپیماهای غول پیکر کمی خطرناک است و از این رو پرواز دو هواپیماهای باری اسرائیل ساعات متمادی به تاخیر افتاد. در دو روز اخیر ده ها تن از مادران اسرائیلی که در نپال به سر می بردند و از طریق رحم اجاره ای زنان نپالی صاحب فرزند شده اند همراه با همسران خویش به اسرائیل بازگشته اند. ولی همچنان چندین کودک نارس در اینکوباتورها در کاتماندو به سر می برند  برخی از آن ها در صحن سفارت اسرائیل سرپرستی می شوند – ولی از همه امکانات پزشکی برخوردار نیستند.  

*          همچنین ده ها تن از جوانان و گردشگران اسرائیلی که قصد صعود به قله اورست را داشتند هنوز در سطوح مختلف کوه های هیمالیا در میان برف گرفتارند.  ولی ارتش نپال هنوز اجازه نداده برای نجات آنان از هلیکوپتر نظامی استفاده شود. تیم امدادگر اسرائیل چهار تن از آنان را امروز نجات داد. بریگادیر دکتر داوید داگان فرمانده تیم پزشکان امدادگر ارتش اسرائیل به نپال فرستاده شده است.  


یکی از نوازادان نارس اسرائیلی در نپال که برای انتقالشان به اسرائیل تلاش می شود

*          بنیامین نتانیاهو نخست وزیر با استناد به یک نظرسنجی بین المللی گفت: اگر ملت اسرائیل احساس خوشبختی می کنند مدیون رهبری و خدمات دولت او در سال های اخیر بوده است. در این نظرسنجی بین المللی که هر سال از جانب سازمان ملل برگزار می شود آمده است که از میان 158 کشور جهان، مردم اسرائیل از نظر احساس خوشبختی در ردیف یازدهم قرار دارند که حتی یک ردیف از ایالات متحده برتر است. به موجب این نظرسنجی، مردم ایران از نظر احساس نیک بختی در یکی از پایین ترین مقام ها و در ردیف کشورهای عقب مانده آفریقایی قرار دارند.  

*          بدنبال انتشار نتایج این نظرسنجی، بنیامین نتانیاهو به خبرنگاران گفت که احساس نیک بختی مردم اسرائیل تا حدود زیادی مرهون خدمات دولت او در تامین رفاه و امنیت مردم بوده است. او گفت: دولت حزب "لیکود" دگرگونی های مهمی در اسرائیل به وجود آورده و بسیاری از مشکلات را حل کرده و از این رو از میان 158 کشور، مردم اسرائیل از نظر احساس نیک بختی در ردیف یازدهم قرار گرفته اند. در این نظرسنجی سازمان ملل مقام اول به مردم سوییس داده شده است.  

*          در اورشلیم اعلام شد که اسرائیل در کنفرانس بین المللی جلوگیری از پخش جنگ افزار اتمی که  در چارچوب سازمان ملل متحد برگزار می شود به عنوان ناظر حضور خواهد داشت. در حاشیه این همایش جهانی وزیران خارجه ایران و ایالات متحده یکبار دیگر دیدار و گفت و گو خواهند کرد. با آن که اسرائیل از اعضای امضا کننده معاهده منع سلاح های هسته ای موسوم به "ان.پی.تی" نیست، تصمیم گرفته امسال به عنوان ناظر در همایش سازمان ملل حضور یابد. در این کنفرانس نمایندگان همه کشورهای امضا کننده "ان.پی.تی" حضور دارند. این نوع همایش ها هرپنج سال یکبار برگزار می شود. 

*          آگاهان گفتند با آن که اسرائیل عضو "ان.پی.تی" نیست و بازرسان آژانس بین المللی امکان ندارند از تاسیسات اتمی این کشور دیدن کنند، ولی دولت اورشلیم برای ایجاد تماس و گفت و گو با کشورهای "ان.پی.تی" این بار تصمیم گرفته به عنوان ناظر در آن کنفرانس بین المللی حضور یابد و حسن نیت خود را نشان دهد. وزیر خارجه ایران امروز ادعا کرد که اسرائیل بزرگ ترین مانع اجرای مفاد معاهده منع گسترش سلاح های هسته ای در منطقه است.  

تفسیر سیاسی هفته
نوشته: منشه امیر

 

ریشه مصیبت اعراب، بی لیاقتی رهبران آنهاست!


در همان روزهایی که اسرائیل سالروز استقلال خود را جشن گرفت و مردم این سرزمین شادی کردند که پس از دو هزار سال آوارگی و دربدری، به سرزمین پدری خود باز گشته اند و کشور مستقل خویش را از نو برپا کرده اند و به آن درجه از رفاه و نیک بختی رسیده اند که به موجب ارزیابی بین المللی، در میان صد و چند کشور جهان، از نظر نیک بختی مردمانش در ردیف یازدهم قرار گرفته است، در اخبار آمده بود که شماری از اعراب نیز در تظاهرات خیابانی و در آئین هایی با نام "یوم النکبة" به سوگ نشستند و بابت استقلال اسرائیل به عزاداری پرداختند.

شادمانی این یک و سوگ آن یک!

در آنچه که "یوم النکبة" (روز مصیبت) نامیده می شود، ما با همه اعراب ابراز همبستگی و همدلی می کنیم. فلسطینی ها نیز انسانند و حق دارند از آزادی و استقلال و رفاه نیک بختی برخوردار گردند.

آن ها هیچ دست کمی از ما اسرائیلی ها ندارند – ولی یک چیز را کم دارند و آن رهبران خوب است.

اعراب و به ویژه فلسطینی ها از این رو نگون بخت هستند که هرگز رهبران خوبی نداشته اند و همیشه فرصت های طلایی را از دست داده اند – که موجب نکبت و فلاکت و رنج و محنت آنان شده است.

به دور و بر خود نگاه کنید: یک کشور عربی وجود ندارد که در آرامش و آسایش به سر برد.

یک کشور عربی وجود ندارد که مردمسالار باشد و شهروندانش از همه حقوق مدنی برخوردار باشند.

یک کشور عربی وجود ندارد که مردمانش احساس وحدت و همبستگی کنند و مسلمان و مسیحی، شیعه و سنی، کرد و عرب و ایزدی و زیدی و حوثی و علوی بتوانند در کنار یکدیگر به آرامی به سر برند و همگان از حقوق مساوی برخوردار باشند.

یه یاد آورید که صد و پنجاه سال پیش، هنگامی که جنبش ملی بازگشت یهودیان به سرزمین پدری به مرحله عملی و فعال رسید، جوانانی که از کشورهای شرق اروپا رهسپار خاک اسرائیل شدند هیچ چیز نداشتند.

آن ها با دست خالی به این سرزمین خشک و بایر آمده بودند و با عراق جبین خود آن را آبیاری می کردند. به خشک کردن باتلاق ها و آماده سازی زمین برای کشاورزی می پرداختند – با آن که در این کار هیچ تجربه پیشین نداشتند و در کشورهای اروپای شرقی و  روسیه آن دوران، اکثرا آموزگار و پیشه ور و نویسنده و کارمند بودند.

ولی این جوانان یک چیز مهم داشتند و آن سر پرشور و عزم جزم، اندیشه های میهنی و ایثارگری بود.

آنان از روزی که به سرزمین پدری گام نهادند، در صدد آبادانی آن برآمدند.

پیامشان آن بود که ملت یهود پیش از آن که به تبعید برده شود، در سرزمین خویش کشاورز و چوپان بوده و اکنون باید به همان رشته های که او را به زادگاه پدری پیوند می داده باز گردد و کشور خویش را از نو آباد کند.

یهودیان از همان سال های نخستین همه سازمان ها و نهادهایی را که برای براه اندازی کشوری ضروری است برپا ساختند. اتحادیه های کارگری به وجود آوردند. آبادی و مزرعه برپا کردند. زندگی مشترک در آبادی های کشاورزی چون کیبوتس و موشاو را ابداع کردند. آن ها تئاتر و سالن کنسرت درست کردند، روزنامه به راه انداختند، مؤسسات علمی برپا ساختند و مؤسسات مالی و بازرگانی و تجارت و داد و ستد تاسیس کردند.

محیطی که آن یهودیان آرمانگرا و بازگشته به سرزمین پدری با آن روبرو بودند، فضای دوستانه ای نبود.

از یک سو بیماری مالاریا بیداد می کرد و از سوی دیگر مالکین عرب و افندی ها که از رخنه یابی اندیشه های سوسیالیستی و کارگری این یهودیان در میان رعایای عرب نگران بودند، قصد کشتن آنان را داشتند.

یهودیان همیشه به سازندگی می اندیشیدند و در همان حال برای دفاع از خویش و پاسداری از آبادی ها و دستآوردهای خود تشکیلات و نهادهای لازم را به راه انداخته بودند.

ولی اعراب و به ویژه فلسطینی ها همیشه فرصت های طلائی را از دست دادند و از دور نگری بی بهره بودند.

از همان سال های نخست قرن بیستم، که جوانان پرشور یهود از سراسر دنیا و به ویژه از اروپای شرقی به سرزمین اسرائیل می آمدند، اگر رهبران عرب عاقل اندیش بودند و دست دوستی آنان را می فشردند، و از ستیز و حمله به آنان خودداری می کردند – طرفین می توانستند با همکاری و همیاری، بهشتی در این سرزمین به وجود آورند.

رهبران عرب این فرصت طلایی را از دست دادند و به جای آن، به تعرض و کشتار یهودیان بازگشته پرداختند و تخم کینه ای کاشتند که قربانیان بسیار گرفت.

این فرصت طلایی دیگری بود که اعراب و به ویژه فلسطینی ها از دست دادند – و علتش بی لیاقتی رهبران آنان و وابستگی به ارزش های مسخ شدۀ اجتماعی و اخلاقی بود،

تصمیم سازمان ملل حاوی تقسیم این سرزمین به دو کشور یهودی و عربی بود.

یهودیان این تصمیم جهانی را پذیرفتند – و این در حالی که در آن طرح، بیشترین بخش از خاک تاریخی اسرائیل به اعراب داده می شد.

یهودیان به همان مقدار کم هم بسنده کردند – ولی رهبران عرب که افرادی مردم فریب بودند، قطعنامه سازمان ملل را پاره کردند و اعلام داشتند که اسرائیل نوخاسته را نابود خواهند کرد و مردم آن را به دریا خواهند ریخت.

ارتش های هفت کشور عربی همه دسته جمعی اسرائیل را مورد حمله قرار دادند – اسرائیلی که تقریبا هیچ امکان دفاعی نداشت، اسلحه نداشت، ولی درایت و هوشمندی و ایمان و حسن وطن پرستی داشت و پیروز شد.

در حدود سه دهه ای که سرزمین تاریخی اسرائیل زیر تسلط  حکومت قیم انگلیس بود، اعراب در برابر آن حاکمان سکوت کرده بودند.

ولی یهودیان مبارزه مخفی و آشکاری را علیه حکومت قیم انگلیس به راه انداخته بودند تا این سرزمین را از تسلط آن بیگانگان رها سازند – و بالاخره خود دولت لندن بود که به سازمان ملل روی آورد و اعلام کرد که قصد ترک این سرزمین را دارد و آن قطعنامۀ تقسیم به تصویب رسید.

با آن که خروج حکومت قیم بریتانیا در نتیجه مبارزه دلیرانه یهودیان بود و اعراب با حکومت بریتانیا کنار آمده بودند، اعلام کردند که سراسر این کشور را برای اعراب می خواهند و اسرائیل نوخاسته را پیش از آن که پا بگیرد نابود خواهند کرد.

اعراب یک بار دیگر فرصت طلایی برپایی کشور مستقلی را برای فلسطینی ها از دست دادند.

اسرائیل پا برجا مانده و پیروز شد و چند صد هزار عرب فلسطینی آواره شدند و به کشورهای عرب پناهنده گردیدند.

به وجود آمدن مساله آوارگان، شوربختانه یکی از پیامدهای بسیار کریه جنگ ها در جهان است. ولی معمولا آوارگان دوباره سروسامان گرفته اند.

اعراب نیز می توانستند آوارگان فلسطینی را در خود جذب کنند و به آنان امکان دهند از زندگی شرافتمندانه برخوردار گردند.

ولی رهبران نالایق عرب این فرصت را از دست دادند و پناهندگان فلسطینی را همچنان در اردوگاه های آوارگان نگاه داشتند تا مبادا سروسامان بگیرند و از فکر نابودی اسرائیل منصرف شوند و  در کشورهای عرب بمانند.

با گذشت بیش از نیم قرن از جنگ استقلال اسرائیل، هنوز مساله آوارگان عرب حل نشده و ادعا می کنند که شمار آنان به بیش از سه میلیون نفر رسیده است.

سازمان ملل نیز هر ماه به ساکنان اردوگاه های فلسطینی آرد و برنج و روغن و چای و دیگر مایحتاج می دهد و کشورهای عرب نمی گذارند این افراد به کار تولیدی بپردازند و زندگی شرافتمندانه برپا سازند – بلکه می خواهند بدبخت و آواره بمانند تا بتوان آنان را همچنان وسیله اجرای خواست های نامشروع رهبران قرار داد.

اعراب یک فرصت طلایی را برای پایان بخشیدن به نکبت و مصیبت فلسطینیان از دست دادند.

در طول دهه های طولانی، رهبران عرب نه تنها حاضر به کنار آمدن با کشور اسرائیل نشدند، بلکه همچنان تهدید کردند که این کشور را با عملیات تروریستی نابود خواهند کرد – که نتوانستند.

اعراب یک فرصت دیگر را برای همکاری با اسرائیل و برخورداری از تجربیات این کشور از دست دادند.

سالیان دراز اعراب تهدید کردند که "همین فردا" اسرائیل را نابود خواهند کرد – ولی در جنگ سال 1967 ارتش های سه کشور قدرتمند عربی، یعنی مصر، سوریه و اردن تنها در ظرف شش روز از پای درآمدند.

اسرائیل بلافاصله پس از پایان جنگ شش روزه اعلام داشت که از پیروزی خود سرمست نمی شود، بلکه دست صلح و دوستی و آشتی به سوی کشورهای عرب دراز می کند. ولی رهبران عرب این دست گشوده را کنار زدند و اعلام داشتند که با ادامه ترور، اسرائیل را  نابود خواهند کرد.

رهبران عرب یک فرصت طلائی دیگر را از دست دادند.

پس از امضای پیمان صلح اوسلو، که اسرائیل با برپایی حکومت مستقل فلسطینی موافقت کرد و اعلام داشت که نوار غزه و کرانه باختری را به آن ها می دهد، رهبران فلسطینی به جای آن که به آبادانی بپردازند و دست دوستی اسرائیل را بفشارند، دوباره به ترور روی آوردند و جوی خون به راه انداختند.

اعراب یک فرصت طلایی دیگر را از دست دادند.

اسرائیل نوار غزه را به طور کامل تخلیه کرد و آن را به فلسطینیان سپرد. ولی رهبران فلسطینی به جای آن که غزه را به بهشت خاکی مبدل سازند، آن را به کانون ترور تبدیل کردند و هر پولی را که به دست آوردند صرف تولید موشک و حفر تونل نظامی و راه اندازی گروه های ترور ساختند.

رهبران فلسطینی این فرصت را نیز از دست داده اند.

حالا هر سال در یادروز استقلال اسرائیل در خیابان ها به دسته عزاداری به راه می اندازند و در روز "یوم النکبة" به سوگ می نشیند که چرا یهودیان کشورخود را دارند ولی فلسطینی ها همچنان در نکبت زیست می کنند.

پاسخ این پرسش را از رهبران خویش، از رهبران نالایق خویش، باید مطالبه کنند.

اورشلیم – شنبه 5 اردیبهشت ماه 1394، 25 آوریل 2015  

 «نسل کشی» ارامنه امروز یکصد ساله شد

برنامه ای از: فرنوش رام

نسل کشی ارامنه درسرزمین های تسلط امپراطوری عثمانی، در طول جنگ جهانی نخست و در چند سال پس از پایان آن جنگ، امروز 24 آوریل 2015، یکصد ساله می شود و به همین مناسبت امروز نیز در شهر ایروان، پایتخت جمهوری ارمنستان مراسمی بزرگ در جریان است. خانم فرنوش رام امروز در یک برنامه از این وقایع تلخ رخ داده در لوای حکومت عثمانی یاد کرد و نیز به برخی مستندات تاریخی از جمله نوشته های دو چهره بارز ایرانی آن زمان؛ یحیی دولت آبادی وقایع نگار دوران مشروطه و محمد علی جمال زاده نویسنده مشهور، که هر دو خود در سفرهایشان در سرزمین های وقت عثمانی شاهد بخشی از فجایع رفته بر ارامنه بوده اند، اشاره داشت.


برنامه ویژه یکصدمین سالروز کشتار ارامنه در سرزمین های عثمانی
برنامه ای از:  خانم فرنوش رام، امروز در رادیو اسرائیل
از جمله نگاهی به سفرنامه های محمد علی جمالزاده و یحیی دولت آبادی ازآن فاجعه رفته بر ارامنه

جنایت بزرگ نسل کشی در حق ارامنه در سرزمین های زیر سلطه امپراطوری عثمانی همزمان با جنگ جهانی اول و تا چند سالی پس از آن نیز به صورت کشتارهای دسته جمعی و تبعیدهای اجباری که به مرگ این نگون بختان تبعیدی منجر گردید، انجام شد.

اخراج ارمنی ها از محل زندگی شان در استانبول و سایر نقاط سرزمین عثمانی در بسیاری از موارد با غارت، تجاوز و کشتار همراه بود. بسیاری از رانده شدگان از گرسنگی و بی سرپناهی در راه اردوگاههای نزدیک به استان دیرالزور (در سوریه امروزی) جان خود را از دست دادند و دهها هزار نفرشان نیز از بیماری و قحطی در اردوگاههای اسیران جنگی تلف شدند.

صدها هزار ارمنی که از خانه های خود رانده شده بودند، یا قتل عام شدند یا در طول جا به جایی قومی آنقدر راه پیمودند که تلف شدند هرچند که تعدادی از آنها نیز که حدود دهها هزار نفر محسوب می شدند، توانستند به روسیه، لبنان، سوریه، فرانسه و آمریکا مهاجرت کنند؛ این بخش از ارمنی ها خوشبخت ترین در میان ارامنه نگون بخت سرزمین های عثمانی بودند که بعدها در کشورهای دیگر ققنوس وار از خاکستر خود برخاستند و جوامع موفقی نیز بوجود آوردند.

ارزیابی می شود که یک میلیون تا یک میلیون و هشتصد هزار نفر از مردم ارمنی آن دوران قربانی این نسل کشی برنامه ریزی شده باشند. در همان سالها، نظر به حمله ترکان عثمانی به آشوریان و یونانیان آنها نیز قربانیان بسیاری دادند.  آن قتل عام ها نخستین نسل کشی های قرن بیستم شناخته شد.

 

تحقیقات نشان می دهد نسل کشی ارامنه که از سال 195 آغاز شد، تا سال 1923 میلادی ادامه یافت.

دولتی که با لقب «ترکان جوان» در آن زمان حاکم بر سرزمین ها بود، تصمیم گرفته بود تمامی جمعیت ارمنی ترکیه را که تا حدود یک میلیون و هشتصد هزار نفر برآورد شده است، به سوریه و بین النهرین انتقال دهد.

دولت «ترکان جوان» به همان رویه ای که دو سه دهه بعد آلمان نازی در قبال یهودیان اروپا عمل کرد، ارمنی های سرزمین ترکیه را «عنصر خطرناک خارجی و شریک در توطئه مسیحی گری تزاری برای بر هم زدن و اخلال در برنامه های امپراطوری عثمانی در شرق» تصور می کرد.


در خصوص شکل گیری امپراطوری وسیع و پرقدرت عثمانی این یادآوری کوتاه را لازم می دانیم:

در سال 1453 میلادی سپاهیان محمد دوم شهر مسیحی کنستانتینوپولیس را به نام اسلام فتح کردند و به عمر امپراطوری روم شرقی (بیزانس) که از مراکز مهم فرهنگی اروپا به حساب می آمد، پایان دادند. بدین ترتیب امپراطوری عثمانی بدست ترک های مهاجری که وارد آسیای صغیر شده بودند، برپا شد. عثمانی ها با آمیخته ای از فرهنگ ترکی- اسلامی به حذف مسیحیان روی آوردند؛ چه بسا که نخستین کار آنها برداشتن نام کنستانتین و گذاشتن واژه اسلام به جای آن بود و نام پایتخت نیز از استانبول به اسلامبول تغییر یافت.

از اواخر قرن نوزدهم میلادی ظلم و ستم دولت عثمانی نسبت به شهروندان ارمنی اش شدت گرفت.

سلطان وقت عثمانی، عبدالحمید، از دو راه در تقلا بود تا ارمنستان غربی را از سکنه محلی آن خالی کند و آنها را براند؛ نخست از راه برقرار کردن مالیات های سنگین که موجب اخراج و مهاجرت روستاییان ارمنی می شد؛ دوم از راه تحریک احساسات مذهبی عشیره های کرد و چرکس ها علیه ارامنه و تشویق آنها به حمله به روستاهای ارمنی نشین و غارت و چپاول سکنه ارمنی، کشتار و وادار کردن باقیمانده آنها به کوچ اجباری. نزدیک به 90 سال بعد، رهبران و شخصیت های کرد، مانند عبدالله اوجالان، در شمار نخستین افرادی بودند که از نقش ناخواسته کردهای دوران عثمانی در برخی مظالم علیه ارامنه عذرخواهی کردند.

گفتنی است که بعد از آنکه گروه موسوم به ترکان جوان نیز سلطان عبدالحمید را از حکومت عثمانی خلع کردند، در حالی که ارمنی ها وفاداری زیادی به ترکان جوان نشان داده و او را در برانداختن سلطان عبدالحمید یاری داده بودند، اما حاکمان جدید امپراطوری عثمانی نیز ارامنه را رها کرده و کاری برای بهبود وضع آنان نکردند و حتی بعکس، با همان خشونت و قساوتی که رفتار سلطان عبدالحمید را به یاد می آورد، شروع به سرکوب اعتراض های ارامنه ی گرفتار و عصیان زده کردند.

سکوت روسیه و بریتانیا و ملاحظات این دو دولت ابرقدرت آن زمان برای حفظ منافع خودشان، مانع از آن بود که برای جلوگیری از ظلم های رفته بر ارامنه اقدامی به عمل آورند.

وخامت قساوت قلب درقبال ارامنه بدانجا کشید که ترکان جوان به سوی این تصمیم پیش رفتند که مسئله ارامنه را با قلع و قمع کامل آنها حل کنند تا دیگر مدعی و موجبی برای درخواست اصلاحات نباشد. بروز جنگ جهانی نخست این فرصت شوم را به حاکمان داد تا نیات خود را عملی کنند؛ همان نسل کشی که بعدها به الگویی برای آلمان نازی در جنگ جهانی دوم مبدل شد.

ترکان جوان تشکیلات موسوم به «مخصوصه» را در سالهای 1911 تا 1913 بنیان نهاده بودند که این تشکیلات در کنار وظایف دیگری که برای حفظ امپراطوری عثمانی داشت، عامل قساوت در حق ارامنه بود.

نیروهای «تشکیلات مخصوصه» به زبان آشنای امروزی، نیروهای بسیجی و انصار حزب الله؛ قاتلان و سارقانی بودند که آنها را از حبس آزاد کرده و دستورات هفتگی را در محوطه وزارت جنگ دریافت کرده و به سوی مرز قفقاز روانه می شدند. محققان نسل کشی می گویند در قساوت هایی که در حق ارامنه شد، این دسته ها بزرگترین جنایات را مرتکب شدند. گروهی از آنها ستون های رانده شدگان را به بیرون شهرها منتقل می کردند و زمانی که ارامنه به قدر کافی از شهرها دور شده بودند، گروه دیگرشان که راهزنان همکارشان بودند، اموال ارامنه را غارت می کردند و آنها را می کشتند.

در روز شوم 24 آوریل 1915، شماری از متفکران و نویسندگان و رهبران و سیاستمداران ارمنی را که گفته می شود، تا 270 نفر بودند، در استانبول دستگیر کرده و پس از انتقال به اردوگاههای کشتار آنها را به طرز فجیعی به قتل رساندند. در همان روز 24 آوریل 1915 حدود 5 هزار نفر دیگر از ارامنه ی بی دفاع ساکن استانبول را به کشتارگاه فرستادند که این سرآغاز قتل عام دسته جمعی مردم ارمنی بود و بویژه مردانی که به عنوان سرباز در پشت جبهه به بیگاری کشیده شدند.

ترکان عثمانی در 27 ماه مه 1915 قانون تبعید ارمنیان به موصل و سوریه را منتشر کردند. موصل و سوریه در آن زمان در تسلط امپراطوری عثمانی بود. گروههای بزرگ ارمنی های روستایی که بیشترشان را زنان و کودکان و سالخوردگان تشکیل می دادند به سوی صحرای مرکزی سوریه در نزدیکی استان دیرالزور راندند. در اینجا بود که شمار زیادی از کودکان و پیرزنان و پیرمردان در طول راه در اثر گرسنگی و تشنگی طاقت نیآورده و جان دادند. نیروهای ترکان جوان برای اجرای کامل کشتار ارمنیان، مردان را از زن و بچه هایشان جدا کرده و مردان را به طرز فجیعی به قتل می رساندند و زنان و دختران جوان را برای ارضای امیال جنسی می برند و کسی هم که مقاومت می کرد، به طرز وحشیانه ای به قتل می رسید.

در این سالها بیش از 50 هزار کودک ارمنی کشته شدند؛ اکثر آنها تیرباران، مسموم و خفه شده و یا از گرسنگی و بیماری های مختلف جان دادند؛ عده ای نیز که جان بدربرند اما نتوانستند از ترکیه فرار کنند، به ترک دین مجبور شده و به عنوان برده به خانواده های ترک و کرد فروخته شدند. آنها را به یتیم خانه های دولتی فرستاده بودند تا بزور دین شان را عوض کنند. در یتیم خانه ها به بیگاری گرفته می شدند و فرشهای بزرگی که میراث امپراطوری عثمانی است بدست آنها بافته می شد و به خانه های سلاطین و ثروتمندان داده می شد. چون یتیم خانه های سراسر امپراطوری عثمانی گنجایش آن همه اطفال یتیم ارمنی را نداشت، محققان می گویند بیش از 30 هزار نفر از کودکان ارمنی در بازار برده فروشان فروخته شدند تا به عنوان نوکر در حرم سراها و کارگر به کار گرفته شوند. زندگی نامه بیش از 2 هزار دختر و پسر یتیم ارمنی که بعدها از خانه های مردم ترک و کرد جمع آوری و از ترکیه منتقل شدند، در سازمان ملل متحد ثبت شده است.
 

جالب است که مطبوعات وقت ایران در آن دوره به بخشی از این قتل عام ها اشاره کرده اند؛ سیاستمداران بسیاری نیز در اروپا این فجایع را قلمی کرده و از آن سخن رانده اند.

میرزا یحیی دولت آبادی نویسنده ی مشهور وقایع مشروطیت ایران در هنگام جنگ جهانی اول از راه آذربایجان و حلب به قسطنطنیه رفته و در راه خود، اوضاع فلاکت بار ارامنه ساکن سرزمین های عثمانی را به چشم دیده و می نویسد: «...این جمعیت در صحراهای اطراف شط فرات از حلب تا آنات متفرق شده اند؛ بعضی تلف شده و بعضی با حالت بسیار بد در خارج از آبادی ها در خرابه ها یا در زیر درختان و در سایه چادرهای مندرس زندگانی می نمایند؛ دختران آنها به بهای بخس داد و ستد می شوند؛ اطفال آنها اغلب به گدایی برای یک لقمه نان به عابرین زحمت می دهند. دیدن این اوضاع و احوال آنها دلخراش است و تنها دلخوشی این بدبختان این است که جنگ تمام شود و به خانه های خود بازگشت نمایند؛ ارمنی های آواره شده شاید بیش از دویست هزار نفر باشند؛ هر جا قافله ما ایست می کرد مخصوصا در نزدیک آبادی ها، اطفال کوچک دختر و پسر این قوم اطراف ما جمع می شدند برای گرفتن لقمه ای نان. بعضی از آنها در همان حال هجوم آوردن برای گرفتن نان غش کرده بر زمین می افتادند و بعضی از آنها می مردند...».
 

محمد علی جمال زاده نویسنده ایرانی که در آن سالها در آلمان زندگی می کرد، برای سفری به ایران می رود و در بازگشت به برلین، بر سر راه خود با گروههای بزرگ ارامنه برخورد می کند؛ او اول آوریل 1916 از بغداد حرکت کرد و روز 18 ماه مه همان سال به برلین رسید؛ یعنی روزهای سفر او برابر با همان ایام سخت تبعید و کشتار ارامنه است. جمال زاده در کتاب «سرگذشت و کار جمال زاده» از جمله چنین نوشته است:

بعد از ظهری بود به جايی رسيديم که ژاندارم ها به يک کاروان از اين مرده های متحرک در حدود چهار صد نفری قدری مهلت استراحت داده بودند. مرد و زن هر چه کهنه و کاغذ پاره پيدا کرده بودند با نخ و قاطمه [ريسمان کلفت] و طناب به جای کفش به پا های خود بسته بودند، بطوريکه هر پايی مانند يک طفل قنداقی به نظر می آمد.

مرد و زن مشغول کاوش خاک و شن صحرا بودند تا مگر ريشه خار و علفی به دست آورده سد جوع [رفع گرسنگی] نمايند.

زنی به من نزديک شد و دو دختر هيجده نوزده ساله خود را نشان داد که موی سر آن ها را برای اينکه جلب نظر مردان هوسباز را نکند تراشيده بودند و به زبان فرانسه گفت: "اين ها دخترهای منند و دارند از گرسنگی تلف می شوند، بيا محض خاطر خدا اين دو دانه الماس را از من بخر و چيزی به ما بده که بخوريم و از گرسنگی نميريم."

خجالت کشيدم و چون آذوقه خود ما هم سخت ته کشيده بود آنچه توانستم دادم و گفتم الماس هايتان مال خودتان.

مرد مسنی نزديک شد و با فرانسه بسيار عالی گفت: "من در دانشگاه استانبول معلم رياضيات بودم و حالا پسر ده ساله ام اين جا زير چشمم از گرسنگی می ميرد. ترا به خدا بگو اين جنگ [جنگ جهانی اول] کی به آخر می رسد؟"

جوابی نداشتم به او بدهم ولی دردل می دانستم که با اين مردم گرگ صفت که اسم خود را اولاد آدم و اشرف مخلوقات گذاشته اند، هرگز جنگ پايان نخواهد يافت. لقمه نانی به او دادم. دو قسمت کرد يک قسمت را در بغلش پنهان کرد و قسمت ديگر را با ولع شديدی شروع به خوردن نهاد.

گفت: "تعجب می کنی که اين نان را خودم می خورم و به بچه ام نميدهم ولی خوب می دانم که بچه ام مردنی است و همين يکی دو ساعت ديگر و بلکه زودتر خواهد مرد و در اين صورت فايده ای ندارد که اين نان را به او بدهم و بهتر است برايم خودم نگاه بدارم."

همان روز وقتی به نزديکی آبادی مختصری رسيديم همانجا پياده شديم. آذوقه ما تقريبا تمام شده بود و هر کجا ممکن بود باز هر چه به دست می آورديم می خريديم. آن شب جايی منزل کرده بوديم که باز گروهی از ارامنه را مثل گوسفند در صحرا ول کرده بودند. ما نيز توانستيم از عرب های ساکن آبادی گوسفندی بخريم. همانجا سر بريدند و آتش روشن کرديم که کباب حاضر کنيم.

همينکه شکمبه گوسفند را خالی کردند مايعی نيم سفت و سبز رنگ که بخاری از آن بلند می شد، بر زمين ريخت. بلافاصله جمعی از ارمنی ها از زن و مرد خود را به روی آن انداخته با ولع عجيبی به خوردن آن مشغول شدند.

با چنين مناظری روز به روز به آهستگی جلو می رفتيم. کم کم مزاج خود ما نيز ضعف يافته حالت خوشی نداشتيم و بخصوص از امتلاء معده [رودل] در زحمت بوديم بطوريکه هر کدام از ما روزی چند بار مجبور می شد در کنار جاده برای تسکين معده پياده شود. قرار گذاشته بوديم هر وقت کسی پياده شد و پس تپه ای رفت ديگران توقف کنند تا او برگردد و سوار شود.

روزی نزديکی های غروب بود که من پياده شدم و در پس تپه ای از خاک به کناری رفتم. هنوز ننشسته بودم که چشمم به جمجمه ای افتاد که از تن جدا شده و آن جا افتاده بود. هنوز اندکی گوشت و پوست بر آن باقی بود و موهای سرخ رنگی داشت. فهميدم ارمنی است و سخت ناراحت شدم. از جا برخاستم و با حالی خراب به جانب دوستان و همسفران به راه افتادم ولی وقتی به محل موعود رسيدم ديدم رفته اند و دور شده اند و احدی در آن جا نيست. هم تعجب کردم و هم متوحش شدم و نمی فهميدم چه پيش آمده که مرا گذاشته و رفته اند!

جای چرخ ها در روی شن راه به خوبی ديده می شد. فهميدم که بايد در دنبال آن ها افتاد و به جلو رفت و الا جسد من نيز مانند آن همه جسد ارامنه نقش آن صحرای عربستان خواهد شد.

با آن ضعف و ناتوانی تا توانستم به جلو رفتم. خوشبختانه هنگام غروب آفتاب بود و ياران نيم فرسنگی بالاتر پياده شده بودند. از ديدن من تعجب کردند و در جواب اعتراض و پرخاش من يکصدا گفتند تقصير حاجی [از همسفران جمال زاده] است که گفت خوب می داند که حال تو خراب تر از آنست که بتوانی به اين مسافرت ادامه بدهی و بهتر است ترا همانجا به خدا بسپاريم.

فحش زيادی به حاجی خدا نشناس دادم و گفتم اين جزای من است که چون گفتی با پدرم دوست بوده ای و جانت در خطر است ترا با خود آوردم. ديگران هم به او تاختند...

بايد دانست که در همان زمان اهالی مملکت سويس تعدادی از کودکان ارمنی را به وسيله مؤسسه صليب سرخ از خاک ترکيه به سويس آوردند و بعضی از آن را رسما فرزند خود دانستند و آن ها را تربيت دادند و امروز هنوز در شهر ژنو عده ای از آن ها باقی هستند که عموما دارای مقاماتی شده اند از قبيل دکتر عربيان پزشک معروف کودکان و چند تن طبيب و جراح و مهندس و معمار معروف شهر که همه از همان ارامنه ای هستند که سويسی ها آن ها را از مرگ حتمی نجات داده و تربيت و بزرگ کرده اند.

با وجود شواهد و اسناد بسیار در خصوص نسل کشی ارامنه ی دوران عثمانی، اما تا به امروز، دولت ترکیه که میراث خوار آن امپراطوری منقرض شده است، حاضر به پذیرش این امر نیست که کشتار ارامنه در آن سالهای تاریک در تاریخ ترکیه یک قتل عام و نسل کشی بوده است.

 

شنوندگان علاقمند می توانند با کیلک کردن روی این خط:  پخش زنده،  برنامه کامل ما را از طریق کامپیوترهای شخصی و تلفن های همراه  بشوند.

راههای دیگر برای شنیدن برنامه رادیو اسرائیل:

*    اگر از دستگاه GLWIZ در هر جای جهان، و یا از اپلکیشین آن و یا برنامه نرم افزاری آن در کامپیوتر استفاده می کنید، به بخش Radio در GLWIZ رفته و «رادیو جهانی» را انتخاب کنید که چهار بار، در شبانه روز (از جمله از ساعت 18:30 شامگاه به وقت ایران) برنامه رادیو اسرائیل را پخش می کند.

*    همچنین می توانید برنامه ما را در تارنمای دیگر ما نیز بشنوید:  
www.iba.org.il/world  و در آنجا واژه «فارسی» را کلیک کنید.

*    در اپلیکیشن TnueIn Radio  نیز این آدرس را جستجو کرده و از طریق آن، در زمانی که برنامه زنده ما پخش می شود، صدایمان را بشنوید:

Kol Israel Reshet Hei



با شادباش شصت و هفتمین سالروز استقلال اسرائیل

 

Share

اشتراک گذاری:

چاپ   بالای صفحه


© Radio Israel

نقل اخبار رادیو اسرائیل، با ذکر منبع و بدون تحریف و سانسور مجاز است