شنبه یازدهم اردیبهشت 1395 خورشیدی
سی ام آوریل 2016 میلادی
بیست و دوم ماه «نیسان» از سال 5776 عبری

عید هشت روزه پسح یهودیان به پایان خود رسید و در سرزمین های مقدس آیین های عید فصح، پاک، در جریان است
و دهها هزار زائر مسیحی از سراسر جهان این روزها به اسرائیل آمده اند
بخش فارسی رادیو اسرائیل از سرزمین مقدس زادگاه عیسی مسیح برای پیروان مسیحیت در دنیا آرزوی نیک بختی دارد

در آغاز برنامه 90 دقیقه ای امروز رادیو اسرائیل به سوی ایران و جهان، مجموعه مشروح خبری با آخرین و مهم ترین گزارش های اسرائیل، ایران، منطقه و جهان به آگاهی رسید.

 در بخش خبرهای منطقه ای بویژه به آخرین تحولات سیاسی و نظامی در عراق که امروز شرایط  آن با هجوم صدها تن از هواداران جریان شیعه مقتدی صدر به محل پارلمان بغداد وارد دوران تازه ای از تنش ها شد، پرداختیم.

اما همانند هر روز دیگر، خبرهای مرتبط  با ایران بیشترین زمان از این مجموعه خبری را به خود اختصاص داد. بخش خبری در 50 دقیقه ارائه شد. (برای آگاهی از متن کامل گزارش ها توصیه می کنیم صدای اخبار را از طریق امکاناتی که در این صفحه در اختیار شما قرار دارد بشنوید). 


به روال هر روز شنبه،
بعد از بولتن خبری، شنونده تفسیر سیاسی هفته، نوشته آقای منشه امیر بودیم. تفسیر این هفته زیر این عنوان نوشته و ارائه شد: «آیا یاوه سرائی و رجزخوانی آنان را باید جدی گرفت؟». تفسیر در پخش رادیویی در 16 دقیقه ارائه شد (متن کامل این تفسیر را نیز در ادامه همین صفحه مطالعه می کنید).
 

آنگاه در آغاز نیم ساعت سوم از برنامه امشب، از گفتارهای جدید با عنوان «تاریخ؛ چهره ها؛ و خاطره ها» این هفته نوشته خانم فرنوش رام  مطلبی را با عنوان «نازی ها و فاشیست ها سارقان بزرگ آثار هنری شنیدیم. این مطلب به انگیزه اظهارات روزهای گذشته آقای رضا کیانیان بازیگر نامی سینمای ایران نوشته و پخش شد. آقای کیانیان گفته بود: «فاشیست ها موزه ها را نابود نکردند ولی داعشی ها این کار را کردند». او درست می گوید نازی ها و فاشیست ها آثار هنری و موزه ها را نابود نکردند اما با سرقت آثار هنری برتر بویژه از خانواده های یهودی موزه ها را غنی کردند. «تاریخ؛ چهره ها؛ و خاطره ها» برنامه جدیدی است که از بعد از نوروز برای روزهای شنبه تهیه و ارائه می شود. برنامه این هفته در 11 دقیقه پخش شد (متن این گفتار را نیز در ادامه این صفحه مطالعه می کنید).


آنگاه
طبق معمول در نیم ساعت سوم وقت، برنامه دیگری از مجموعه طنز سیاسی با نام «آپوزیت» کاری از آقای افشین نریمان را شنیدیم. این برنامه شماری از رخدادهای مهم ایران و بویژه اظهارات رهبران این حکومت را ظاهراً با دید طنز، اما با نگاهی واقع گرایانه می نگرد. برنامه امروز افشین در 12 دقیقه ارائه شد. می توانید روایت تصویری این برنامه را در شبکه های اجتماعی تلگرام، فیسبوک، یوتیوب و سایر شبکه های اجتماعی با نام Upozit 133 مشاهده کنید.


ا
فشین نریمان، برنامه ساز طنز سیاسی «آپوزیت»

تفسیر سیاسی هفته
نوشته: منشه امیر

 
آیا یاوه سرائی و رجزخوانی آنان را باید جدی گرفت؟

 

از روز اول،  بساط کار خود را بر اساس دروغگویی و زیاده روی و رجز خوانی پهن کردند و امروز هم همچنان دروغ می گویند، رجز می خوانند و بزرگ نمائی می کنند. برایشان مهم نیست که این شیوه فریبکارانه چه هزینه گزافی برای ملت ایران دارد.

یک سرکرده سپاهیان حکومت اسلامی ایران، پاسدار عظیم ابراهیم پور، در آخرین نطق خود می گوید: «قدرت سایت های موشکی ایران به حدی رسیده که می تواند در کمتر از 8 دقیقه تل آویو را با خاک یکسان کند»!

این را یک سپاهی ریشدار و فربه می گوید که نفسش از جای گرم بیرون می آید و تصور می کند که رجز خوانی هزینه ای ندارد و به آسانی می توان دروغ گفت و لاف زد و سنگ در تاریکی انداخت.

سپاهی "عظیم ابراهیم پور" با عنوان "جانشین قرارگاه خاتم الاوصیاء" که یکی از بزرگ ترین تیپ های نظامی سپاه است، این ادعا را می کند که قدرت موشکی رژیم ایران در حدی است که می تواند تل آویو را در ظرف 8 دقیقه با خاک یکسان کند.

ولی این سپاهی مرفه الحال افزوده می گودید 1200 مکان حساس آمریکا را نیز شناسایی کرده ایم که قادریم در ظرف 48 ساعت همه آن ها را با موشک هائی که ساخته ایم ویران کنیم.

توجه بفرمائید: برای نابود ساختن 1200 هدف نظامی ایالات متحده، سپاه پاسداران ایران، با استناد به قدرت موشکی ادعایی خود، تنها به دو روز وقت نیاز دارد تا کاری کند کارستان!

*     *     *

درباره اسرائیل و این ادعا که آن ها در 8 دقیقه می توانند بزرگ ترین و حساس ترین مرکز جمعیتی اسرائیل را فقط  در ظرف 8 دقیقه ویران کنند، سخنی نمی گوئیم.

نیازی به سخن گفتن نیست.

همه کشورهای عرب از دیرباز دانسته و می دانند که قدرت دفاعی اسرائیل در چه سطح است و ضرباتی که می تواند بر دشمن وارد آورد تا چه حد دردناک خواهد بود.

کافی است به یاد آورند که در جنگ 33 روزه با حزب الله لبنان، محله های شیعه نشین جنوب بیروت چنان با خاک یکسان شد که دست کم 500 میلیون دلار برای حکومت اسلامی ایران به هدف بازسازی آن آب خورد و تازه هنوز تمام نشده است – و بیش از ده سال از آن روزها می گذرد.

از قدرت دفاعی اسرائیل نمی خواهیم چیزی بگوئیم و اسراری را فاش کنیم.

ولی کارشناسان نظامی هستند که ارزیابی کرده و می کنند که اسرائیل دارای پنجمین ارتش پر قدرت جهان است.

خیال خودستائی نداریم. ولی این گونه است که توان دفاعی اسرائیل را ارزیابی می کنند.

خود حکومت ایران هم این واقعیت را یا می داند و یا باید خوب بداند.

*     *     *

و اما آمریکا - سپاه پاسداران ایران 1200 نقطه حساس آن را در سراسر جهان علامتگذاری کرده تا هر گاه که پایش بیفتد در ظرف 48 ساعت همه آن ها را با خاک یکسان کند.

چند تا فوت می کنند و همه این جایگاه های آمریکائی دود می شود و به هوا می رود!

آفرین بر قدرت کوبنده سپاه پاسداران که در جهان نظیر و بدیل ندارد!!

آن سپاهی زیاده گو، با آن که اونیفورم پوشیده، گویا از تاریخ نظامی دور و نزدیک دنیا اطلاعی ندارد.

آخر پوشیدن اونیفورم سپاه که برای کسی سواد نمی آورد!

*     *     *

سپاهی ابراهیم پور فراموش کرده است که در اوج دوران جنگ سرد بین شرق و غرب، هنگامی که نیکیتا خروشچف موشک های جنگی در کوبا مستقر کرد که ایالات متحده را بترساند، پرزیدنت جان کندی به او هشدار داد که اگر در کوتاه مدت موشک ها را برنچیند و به مسکو باز نگرداند، ایالات متحده علیه اتحادیه جماهیر شوروی به واکنش نظامی دست خواهد زد.

خروشچف در ظرف کوتاه مدتی ماست ها را کیسه کرد و موشک ها را از کوبا بیرون برد – زیرا رهبر اتحادیه شوروی خوب می دانست که ارتش آمریکا چه قدرت کوبنده ای دارد.

آیا این سپاهی رجز خوان، آن پاسدار "عظیم ابراهیم پور" می داند (که باید بداند) که در حمله نظامی ایالات متحده به خاک عراق، چگونه ارتش صدام حسین در ظرف چند روز فرو پاشید – تو گوئی فرماندهان ارتش صدام همگی آب شدند و زیر خاک فرو رفتند واثری از آن ارتش منظم و معظم باقی نماند؟

فروپاشی ارتش عراق آنقدر سریع بود که حکومت ایران با دهان باز و شگفت زده، ادعا می کرد که "حتما یک تبانی قبلی بین فرماندهان ارتش عراق و رئیس جمهوری آمریکا انجام شده بود – و گرنه چطور ممکن است که بزرگ ترین ارتش خاورمیانه در آن زمان، که مدت هشت سال با ایران جنگید، این چنین آسان فرو پاشد؟  (هاشمی رفسنجانی، رئیس جمهوری آن دوران ایران، از جمله بیان کنندگان این شگفتی بود)

آیا سپاه پاسداران ایران از ارتش عراق منظم تر و نیرومندتر است؟

آیا در روز فرمان، افراد سپاه پاسداران واقعا دستور فرماندهان خود و دستور خامنه ای را اجرا خواهند کرد و جان خود را به خطر خواهند انداخت؟ آیا فراموش کرده اید که عملکرد سپاه پاسداران در نبردهای سوریه تا چه حد ضعیف بوده است؟

آیا در روز آزمون، اتفاق نخواهد افتاد که شمار زیادی از فرماندهان رجز خوان سپاه پاسداران ریششان را بتراشند و اونیفورم سپاه را از تن بیرون آورند و قاطی مردم غیرنظامی شوند؟

*     *     *

سپاهی رجزخوان، عظیم ابراهیم پور می گوید که سپاه می تواند 1200 هدف حساس نظامی ایالات متحده را در ظرف دو روز کن فیکون کند!

آیا او، و یا فرماندهان ارشدتر از او، یک لحظه اندیشیده اند که اگر به یک هدف نظامی حساس آمریکا در منطقه یا جهان حمله کنند، با چنان ضربات تلافی جویانه ای روبرو خواهند شد که هوش از سرشان خواهد پرید و فراموش خواهند کرد که صبحانه چه خورده اند؟

آیا آن ها، در مقام سپاهی و نظامی، اطلاع دارند که موشک های کروز آمریکایی از فاصله یک هزار کیلومتری و بیشتر می تواند قوی ترین هدف های دشمن را نیز نابود کنند؟

آیا اسم بمب های سنگرشکن چندین تنی را شنیده اند؟

شما بگوئید، جناب پاسدار عظیم ابراهیم پور، چند موشک کروز لازم است که همه هدف های حساس نظامی و حکومتی رژیم ایران را در ظرف کمتر از 48 ساعت نابود کند؟

آیا به عنوان یک طراح جنگی، به حساب آورده اید که اگر شما دست از پا خطا کنید، طرف مقابل چه خواهد کرد و شما چه بهای سنگینی را ممکن است بپردازید؟

ببخشید! شما نیستید که این بها را می پردازید، ملت ایران است که باید آن هزینه را تحمل کند!

ولی، به این فکر کرده اید؟

و یا این که در دیدگاه شما ، ملت ایران "عددی" نیست که دلتان برایش بسوزد.

*     *     *

می دانم، هستند آنانی که می گویند: "حرف آن ها را جدی نگیرید. کرکری می خوانند و خودشان هم می دلانند که رجز است" و می افزایند: "اصلا همان گونه که در مداحی چیره زبان هستند، در رجز خوانی نیز دست رقیب را از پشت می بندند. آرام بنشینید و حرف های آن ها را جدی نگیرید".

تصور نمی رود که باید سخنان آن ها را – هر اندازه هم که رجز و کرکری باشد – دست کم گرفت.

با همین کرکری ها و دروغپردازی ها و رجز خوانی ها بود که مردم ایران رابه این درجه از ذلت و محنت و رنج رساندند!

مگر خمینی نبود که گفت:آب و برق را مجانی می کند و یک رژیم ظالم را برمی اندازد و عدل الهی و عدل اسلامی جایگزین آن می سازد!

چه شد؟

حالا می بنینید که چقدر ظلم می کنند و هر روز بر ستم خود می افزایند!

مگر خمینی نبود که سفارت آمریکا را اشغال کرد و فریاد برآورد که آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند و پوزه رهبران آمریکا را به خاک می مالد؟

حالا فغان به راه انداخته اند که چرا آمریکا دو میلیارد دلار از پول ایران را به عنوان غرامت ضبط می کند!

 مدت ده سال فشار سنگین تحریم های بین المللی را که آمریکا سرکرده آن است تحمل کردند و به خاک سیاه نشستند! مگر خامنه ای نیست که می گوید: همه مصیبت های حکومت ایران در آمریکا ریشه دارد؟ پس چگونه خمینی گفته بود که آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند – و حالا فرماندهان سپاه پاسداران کرکری می خوانند که می توانند دو روزه 1200 هدف آمریکایی را نابود کنند!

رجز خوانی درخون آنهاست – با خاک و گِل آن ها در هم آمیخته شده است.

از راست و چپ دروغ می گویند و منم می زنند و برای ایران و ملت ایران مصیبت می سازند!

                                         *     *     *

مگر احمدی نژاد نگفته بود آنقدر قطعنامه علیه رژیم ایران صادر کنند که قطعنامه دانشان پاره شود؟

مگرآن رییس جمهوری اسلامی ایران نگفته بود که برنامه اتمی رژیم مانند قطاری است که با شتاب در حال حرکت است و ترمزش را هم به بیرون پرتاب کرده اند.

پس چه شد که برجام را پذیرفتند؟

حالا علی جنتی وزیر ارشاد اسلامی رژیم هم می آید و فاش می کند که "اگر به برجام نمی رسیدند، علیه ایران جنگ به راه می افتاد – و ادعا می کند که مقدمات حمله مشترک ایالات متحده و اروپا و کشورهای منطقه علیه مراکز حساس نظامی و اتمی حکومت اسلامی ایران فراهم شده بود!

و حسن روحانی گفته و می گوید که پیش از برجام، رژیم ایران از نظر اقتصادی در آستانه ورشکستگی قرار داشت – که هنوز هم دارد!

پس چرا علی خامنه ای بارها گفته بود – و هنوز و هنوز هم می گوید – که رژیم ایران می توانست تا ابدالآباد در برابر تحریم ها بایستد! چه شد؟ چرا اکنون آنقدر مفلوک و ذلیل شده اند که به دنیا التماس می کنند بیائید و پول های ما را دستمان بدهید و آمریکا مبادلات دلاری ما را دوباره آزاد سازد؟

                                           *     *     *

آن رجز خوانی ها شبیه همان فریادهای تهدیدآمیز فردی است که در تاریکی پیش می رود و سخت می ترسد و با صدای بلند رجزخوانی می کند تا دشمن فرضی را بترساند!

هر اندازه رجز خوانی آن ها بلندتر می شود، نشان آن است که ترس بیشتری وجودشان را فرا گرفته و اعتماد به نفس را از دست داده اند و از مردم هراس دارند و نسبت به احتمال خیزش مردمی بیمناک شده اند.

همین 7000 نفر ماموران "نامحسوسی" که به راه انداخته اند نشان ترس آن هاست. دلشان نسوخته است که آیا زن ایرانی واقعا یک تار مویش از زیر حجاب بیرون زده یا نزده است.

آن ها با "گشت نامحسوس" می خواهند همه مردم را بترسانند و آنان را خاموش نگاه دارند و نگذارند به پا خیزند و حق ملت ایران را طلب کنند!

این رجز خوانی ها، همانند فریاد آن فرد در تاریکی، از ترسشان است و ملت ایران این را خوب می داند.

اورشلیم شنبه : 11 اردیبهشت ماه 1395 – 30 آوریل 2016

تاریخ؛ چهره ها؛ و خاطره ها

نازی ها و فاشیست ها سارقان بزرگ آثار هنری
(به انگیزه اظهارات رضا کیانیان: «فاشیست ها موزه ها را نابود نکردند ولی داعشی ها این کار را کردند»)

نوشته: فرنوش رام
شنبه دهم اردیبهشت 1395، 30 آوریل 2016


 سرنوشت پرتره «ادله بلوخ باوئر» یکی از آثار مشهور به یغما رفته بدست نازی ها
موضوع یکی از فیلم های هیجان انگیز سال 2015 هالیوود

رضا کیانیان بازیگر مطرح سینمای کشور در روزهای گذشته گفت «هیچ وقت در زندگی فکر نمی کرددم روزی برسد که بخواهم بگویم، فاشیست ها یک چیز خوب هم دارند؛ فاشیست ها موزه ها را نابود نکردند ولی داعشی ها این کار را کردند».

رضا کیانیان این سخنان را شنبه گذشته در مراسمی در موزه ملی ایران به مناسبت اکران فیلم مستندی در باره موزه لوور پاریس بیان کرد؛ سفیر فرانسه در ایران و نیز یک سینماگرمشهور روسی هم در این نشست حضور داشتند.

داعشی ها، این قوم بدتر از مغول، آثار هنری را آنگونه که در فیلم های خبری هولناک در این سال ها از بعد از تسلط  آنها بر موصل عراق و منطقه باستانی «تدمور» یا «پالمیرا» در سوریه دیده ایم، با پتک و بولدوزر ویران می کنند همانگونه که طالبان در سال 2001 برای اجرای فتوای رهبر خود ملا عمر یک چشم که در آن زمان در اوج قدرت خود در ویرانگری و انسان کشی بود، در بامیان افغانستان دو تندیس باستانی بوداییان را که نماد یک زن و یک مرد بود و در شمار میراث فرهنگی مهم نه تنها برای بوداییان که برای تمامی بشریت بود،  با بمب منهدم کردند و نام آلوده خود را ننگین تر از همیشه کردند.

رضا کیانیان درست می گوید، فاشیست ها و نازی ها موزه ها را غارت نکردند و دستور به ویرانی آن ندادند اما فاشیست ها و نازی ها خودشان غارتگر بزرگ آثار هنری بسیاری بودند؛ هر اثر هنری را که مورد توجه آنها نبود؛ یعنی آنچه را که هنر غیر زیبا می دانستند، تشویق نمی کردند و دستور به جمع آوری آن می دادند اما برای آثار زیبا و چشم نواز، مانند مجسمه ها و تابلوهای نقاشی خیره کننده بویژه در سبک کلاسیک، آنها را از خانه یهودیان و دیگر کسانی که در سرزمین های اروپا به زیر سلطه شان در آمده بود، بی محابا به یغما می بردند. در کنار آثار نقاشی، آثار کرامیک و کتابهای دستخط و ارزشمند نیز توسط نازی ها به غارت رفت.

نازی ها و فاشیست ها از یکسو هم برای تامین مخارج جنگی خود و از دیگر سو هم برای حفظ آثار هنری زیبای کلاسیک، در سرقت کردن آنها شرمی نداشتند. این پدیده را مورخین به عنوان یکی از راههای تامین منابع مالی نازی ها، با عبارت «طلای نازی» نام می برند.

در برخی از کشورهای اروپایی، مانند سوییس در چند سال اخیر، موزه داران و مجموعه داران اذعان کردند که برخی از آثار به سرقت رفته از خانواده های یهودیان در اختیار آنها بوده است و این اثرها را برگرداندند. موزه برن در سوییس سال 2014 قبول کرد که شماری از آثار قرار گرفته در این موزه، اثرهای به سرقت رفته بدست نازی ها از خانواده های یهودی بوده است.

این اعتراف موزه برن سوییس در سال 2014، البته بویژه بعد از موفقیت فیلم ساخته شده در هالیوود توسط جرج کلونی بود؛ فیلمی با نام «جویندگان آثار» Monuments Men نگاهی به تلاش گروهی از سربازان آمریکایی که در پایان جنگ جهانی دوم به اروپا فرستاده شدند تا آثار هنری به سرقت رفته بدست نازی ها را پیدا کنند. فیلم ساخته جرج کلونی را در اسرائیل با نام «صیاد آثار» اکران کردند. باید گفت که این فیلم یک روایت واقعی بود چرا که ستاد کل ارتش آمریکا با اعزام این واحد ویژه خود، اندک زمانی بعد از خاتمه جنگ جهانی دوم، توانست حدود پنج میلیون اثر هنری به سرقت رفته را شناسایی کند.

یک سال بعد از این فیلم جرج کلونی، در 2015 نیز، فیلم «زنی طلایی» Woman In Gold به کارگردانی سایمون کورتیسب بر روی اکران سینماها رفت که این فیلم از روی کتاب نوشته شده به قلم خانم آن ماری اوکونور ساخته شد؛ این کتاب نیز بازگویی روایت تلاش وارثان یک خانواده مشهور یهودی اتریشی برای بازپس گرفتن اموال هنری به غارت رفته شان بدست نازی ها بود.

این خانواده ای یهودی صاحب برخی از آثار نقاشی گوستاو کلمنت نقاش پرآوازه اتریشی بودند. این نقاشی پرتره خانم آدله بلوخ باوئر  بود. اثری متعلق به سال 1907 میلادی که با رنگ و روغن کشیده شده بود در ابعاد 138 در 138 سانتی متر. فردیناند بلوخ باوئر خواننده اتریشی در آغاز قرن بیستم گوستاو کلمنت نقاش مشهور را دعوت کرده بود تا پرتره همسرش آدله را بکشد.

دهها سال بعد وارثان خانواده بلوخ باوئر متوجه شدند که این اثر به سرقت رفته، د در تالار کاخ «بلاودر» در وین قرار دارد.

این وارثان توانستند با یک محاکمه حقوقی این اثر را پس بگیرند و آن را بفروشند. «رون لاودر» سرمایه گذار مشهور یهودی آمریکایی- اسرائیلی در سال 2006 این اثر را به بهای چشمگیر 135 میلیون دلار خریداری کرد ولی آن را از دیده ها پنهان نکرد بلکه آن را برای دیده شدن از سوی همگان به تالار «نئو گالری» در نیویورک هدیه کرد؛ این اثر هنوز نیز در این گالری نیویورکی قرار دارد.

روایتی که بازگو کردیم، سرنوشت تنها یک اثر نقاشی از آثار به سرقت رفته بدست نازی ها بود.

هم فیلم «جویندگان آثار» در سال 2014 و فیلم «زنی طلایی» در سال 2015 افکار عمومی غرب را در مورد سرقت اموال خانواده های یهودی در زیر حکومت آلمان نازی آگاه تر کرد و بعد از آن بود که موزه داران در برخی از کشورهای اروپایی اعتراف کردند که بخشی از آثار آنها متعلق به خانواده های یهودی است که در حکومت آلمان نازی به این موزه ها داده شد.

باید گفت که مصادره آثار هنری متعلق به یهودیان از همان آغاز قدرت گرفتن نازی ها در آلمان در سال 1933 آغاز شد و تا آخرین سال جنگ جهانی دوم، در سال 1945 میلادی ادامه یافت. بیشترین بخش از سرقت ها مسلماً در خود سال های جنگ بین الملل دوم صورت گرفت.

حکومت آلمان نازی یک بخش فرهنگ و هنری داشت، که در زبان آلمانی «کونتس شوتز» Kunstschutz نامیده می شد؛ یعنی بخش مراقبت از آثار هنری.

حکومت آلمان نازی اصرار و تاکید فراوانی داشت که هنر را نیز «پاکسازی» کرده و «تمیز ترین هنر» از نوع آریایی را نشان دهد. این تلاش را «آریایی کردن» هنر بدست نازی ها می نامیدند که یقیناً انگیزه های قوی نژادپرستی در آن نهفته بود. حکومت ناسیونال سوسیالیست (نازی) بویژه به سبک هنری که خود آدولف هیتلر به آن علاقه داشت، توجه می شد.

از نظر هیتلر،  گوبلز و همفکرانش، هنرهای غیر متعارف و غیر کلاسیک، «منحط» و «منحرف» و «غیر آریایی» بودند و می بایست نابود شود یا پنهان گردد و هیچ هنرمندی در این زمینه ها کار نکند.

از آنجا که رضا کیانیان در مراسم شنبه گذشته در تهران در اکران فیلم مستند در خصوص موزه لوور گفته بود، «فاشیست ها موزه ها را ویران نکردند اما داعش این کار را کرد»، با خود گفتم شاید روزگاری نیز برسد که ایران هم بتواند اموال به سرقت رفته و فروخته شده ملی هنری خود را در لوور و موزه های دیگر بیابد. 

Share

اشتراک گذاری:

چاپ   بالای صفحه


© Radio Israel

نقل اخبار رادیو اسرائیل، با ذکر منبع و بدون تحریف و سانسور مجاز است