دوشنبه دهم خرداد 1395 خورشیدی
سی ام مه 2016 میلادی
بیست و دوم ماه «ایار» از سال 5776 عبری

برنامه با یک مجموعه مشروح خبری آغاز شد که در آن شنوندگان را از رویدادهای مهم اسرائیل، ایران و دیگر کشورهای منطقه خاورمیانه و جهان آگاه ساختیم. بولتن خبری 55 دقیقه ادامه یافت و پس از آن ترانه "لب خاموش" را با صدای شکیلا پخش کردیم.


 

میهمان برنامه "گفتگوی سیاسی" در این هفته آقای اکبر کریمیان تحلیگر امور ایران و جهان در لندن بود که به پرسش های ما درباره رویدادهای داخلی و روابط منطقه ای و بین المللی ایران پاسخ گفت. علاقمندان را به شنیدن این مصاحبه در سایت رادیس دعوت می کنیم.

برنامه هفتگی «گفت و گوی سیاسی » :


مصاحبه ابا آقای اکبر کریمیان درباره رویدادهای داخلی و بین المللی ایران

 

*          بحران دولتی بین دو حزب ائتلافی کابینه امروز حل شد و هیات دولت گزینش اویگدور لیبرمن را به سمت وزیر دفاع تصویب کرد و قرار است آئین ادای سوگند کابینه گسترده، روز چهارشنبه (پس فردا) در "کنست" (پارلمان اسرائیل) برگزار شود. رهبر حزب "هبیت هیهودی" (کانون یهود) نفتالی بنت خواستار شده که دولت فرد مسئولی را تعیین کند که وظیفه او گزارش کردن همه رویدادهای امنیتی به اعضای کابینه محدود سیاسی – امنیتی باشد. با میانجیگری حزب مذهبی "هبیت هیهودی"، نخست وزیر و رهبر حزب کانون یهود به توافق رسیدند و راه برای پیوستن اویگدور لیبرمن و حزب او به دولت ائتلافی هموار شد. حزب "ییسرائل بیتینو" (اسرائیل خانه ماست) علاوه بر پست وزارت دفاع، وزارت جذب مهاجرین را نیز عهده دار خواهد بود. 

*          در همان حال که گروه های تندرو فلسطینی و حکومت اسلامی ایران و حزب الله لبنان و گروه های دیگر شبیه آن ها گزینش لیبرمن به وزارت دفاع را مورد انتقادها و حتی اتهامات شدید قرار داده بودند، کشورهای میانه رو عرب و از جمله مصر و اردن از آن استقبال کردند و انتقادی از جانب آن ها نسبت به دولت جدید اسرائیل شنیده نشد. در این میان، برخی سران حزب "کارگر" اسرائیل به خبرنگاران گفتند که آقای نتانیاهو همچنان می کوشد این حزب را نیز وارد کابینه ائتلافی خود کند. برخی دست اندرکاران حزب "کارگر" و احتمالا خود  یتسحاک هرتسوگ دبیرکل حزب تحت شرائطی، موافق پیوستن به دولت هستند.

 
شصت و ششمین کابینه ائتلافی اسرائیل امروز با عضویت لیبرمن مورد تصویب قرار گرفت

 *          پرزیدنت روبی ریولین رییس جمهوری امروز از گسترش کابینه ائتلافی استقبال کرد. مقام رییس جمهوری همراه با وزیر آموزش و پرورش و شهردار اورشلیم از یک دبیرستان مشترک عربی – یهودی دیدن کردند و با دانش آموزان سخن گفتند و به پرسش های آنان پاسخ دادند. نفتالی بنت وزیر آموزش و پرورش به دانش آموزان گفت: «شما همه با هم یکسان و مانند خواهر و برادر هستید و به هیچکس به علت رنگ پوست و یا باور مذهبی و یا دگرجنسی نباید کوچک ترین آزاری رساند».  

*          پرزیدنت ریولین رییس جمهوری در پاسخ به یک دختر دانش آموز عرب که پرسیده بود چرا سرود ملی اسرائیل فقط جنبه صیونیستی (ملی گرایی اسرائیلی) دارد و نمایانگر آرمان های اعراب کشور نیست، تاکید کرد که یهودیان پس از دو هزار سال آوارگی به سرزمین پدری خود بازگشته اند و حکومت آزاد و دموکرات آن را برپا کرده و به حقوق شهروندان عرب نیز کاملا احترام می گذارند. پرزیدنت ریولین گفت: همگان در اسرائیل دارای حقوق برابر هستند و باید با دوستی و برادری در کنار یکدیگر زیست کنند و به کشور خود (اسرائیل) وفادار باشند. 

*          رییس جمهوری اسرائیل با فرستادن پیام ویژه ای برای ملک عبدالله دوم پادشاه اردن هاشمی سالروز برپایی آن کشور را شادباش گفت. در پیامی که به سفیر اردن در اسرائیل تسلیم گردید آماده است که دولت و ملت اسرائیل برای خانواده سلطنتی اردن و ملت آن کشور کامیابی و رفاه آرزو می کنند. سفیر اردن شب گذشته به این مناسبت جشنی در یکی از هتل های تل آویو برگزار کرد که شمار زیادی از بلندپایگان کشور به آن دعوت شده بودند.  

*          دولت بریتانیا اعلام داشت که در پیامی، برگزار نمایشگاه یهودستیزانه کاریکاتورهای هولوکاست در تهران را محکوم دانسته است. در بیانیه سخنگوی وزارت خارجه بریتانیا آمده است: «دولت لندن هرگونه رفتار به هدف انکار واقعیات هولوکاست را در هر نقطه جهان که باشد محکوم می داند». در ادامه بیانیه آمده است که دولت بریتانیا و مقامات ارشد آن کشور پیشتر ناخرسندی خود را از برگزاری نمایشگاه کاریکاتورهای هولوکاست به آگاهی حکومت اسلامی ایران رسانده اند. چندین کشور دیگر غربی نیز پیشتر با انتشار بیانیه هایی این رفتار ضد انسانی حکومت اسلامی ایران را محکوم دانسته اند. از جمله  دولت های ایالات متحده و آلمان نیز بیانیه هایی در محکومیت برگزاری این نمایشگاه صادر کرده بودند.  

*          سخنگوی وزارت خارجه آلمان در محکوم دانستن برگزاری نمایشگاه گفته بود: کشته شدن شش میلیون نفر زن و کودک و مرد یهودی در جریان هولوکاست امری است که نباید با کاریکاتورها به مسخره گرفته شود و تاکید شده بود که آلمان مسئولیت قتل این بیگناهان را به  عهده گرفته است. در بیانیه وزارت خارجه ایالات متحده آمده بود: چنین رفتارهای اهانت آمیز باید از سوی همه رهبران و پیشگامان جامعه مدنی محکوم شود. در بیانیه آمریکایی افزوده شده بود: «ایالات متحده هرگونه تلاش در نفی و یا کوچک شماری هولوکاست را یک اقدام نفرت انگیز تلقی کرده و آن را محکوم می دارد» - و افزوده شده بود:«به کاریکاتور کشیدن یاد میلیون ها نفر که در جریان هولوکاست جان باختند، یک رفتار ضد انسانی بوده و محکوم است».  

*          سناتور برنی ساندرز یکی از دو نامزد انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده از جانب حزب دموکرات، در آخرین سخنان خود گفت که به طور صد درصد از حق حیات اسرائیل جانبداری می کند. سناتور ساندرز که خود یهودی است، این سخنان را پس از آن بیان کرد که در چندین نطق انتخاباتی گفته بود که ایالات متحده باید از حمایت بی چون و چرا از اسرائیل دست بردارد و به فلسطینی ها و اعراب گرایش یابد.

 
سناتور برنی ساندرز می گوید که صد در صد از موجودیت اسرائیل دفاع می کند

 *          سناتور ساندرز در آخرین نطق انتخاباتی خود گفت: نه تنها از حق موجودیت اسرائیل پشتیبانی می کند و در این دیدگاه است که اسرائیل باید از صلح و امنیت برخوردار باشد، بلکه اصرار دارد که ایالات متحده همچنان به دفاع از اسرائیل ادامه دهد. سناتور ساندرز گفت که خود او مدتی در اسرائیل زندگی می کرده و هنوز هم در این کشور بستگانی دارد. این نامزد حزب دموکرات، که همچنان پائین تر از خانم هیلاری کلینتون قرار دارد، در یک مصاحبه تلویزیونی نیز گفت: اگر ایالات متحده می خواهد که صلح پایدار در خاورمیانه برقرار شود، باید نیازهای ملت فلسطین را نیز در نظر بگیرد و آنان را کنار نزند.  

*          یک تانک اسرائیلی که در جنگ 34 سال پیش در لبنان آسیب دیده و درجا مانده بود و سپس سوریه آن را به عنوان غنیمت جنگی به خاک خود برد، به دستور پرزیدنت ولادیمیر پوتین به اسرائیل باز گردانیده می شود. این تانک را سوریه به روسیه هدیه کرده بود که در موزه مسکو قرار گرفت و اکنون رییس جمهوری روسیه دستور بازگردانیدن تانک اسرائیلی را می دهد. آگاهان گفتند که این اقدام نشان دیگری از دوستی و همکاری بین دولت های روسیه و اسرائیل است. پیشتر گفته شده بود که اسرائیل عملیات نظامی خود در سوریه را با نیروهای روسی در آن کشور همآهنگ می کند. اسرائیل اعلام داشته که در جنگ سوریه دخالتی ندارد، ولی اجازه نخواهد داد که نیروهای تروریستی حکومت ایران و حزب الله لبنان در سوریه مستقر گردند و یا از طریق سوریه سلاح های سنگین برای حزب الله فرستاده شود. آگاهان گفتند پرزیدنت پوتین به درخواست نخست وزیر اسرائیل و رییس ستاد کل ارتش دستور بازگردانیدن این تانک به اسرائیل را صادر کرده است.

 
تانک آسیب دیده اسرائیلی که به دستور پوتین از موزه مسکو به اسرائیل باز میگردد

 *          در همان حال که بحران سیاسی در ترکیه در ابعاد گسترده ادامه دارد و در برخی گزارش ها آمده است که دولت آنکارا بیم دارد عوامل داعش در آن کشور رخنه فزاینده ای داشته باشند، یک سخنگوی دولت اسلام گرای رجب طیب اردوغان گفت که آن کشور همچنان خواهان لغو محاصره دریایی نوار غزه از جانب اسرائیل است و بدون آن دو کشور نخواهند توانست با یکدیگر آشتی کنند. ابراهیم کالین سخنگوی دولت ترکیه می گوید دولت آنکارا همچنان خواهان لغو محاصره نظامی – دریایی اسرائیل علیه نوار غزه است.  

*          یک مقاله نویس بنام ایرانی، محمد ارسی، در آخرین مقاله خود در سامانه خبری "ایران امروز" نوشت: گروه های سوسیالیست ایرانی و فعالان چپ ترقی خواه باید دست به دست هم بدهند و برای زدودن تنش در مناسبات ایران با اسرائیل، کشورهای عرب و دنیای غرب بکوشند. محمد ارسی نوشت: این نیروها باید برای برقراری صلح و امنیت در خاورمیانه و پایان بخشیدن به فتنه گری  های رژیم اسلامی ایران کوشا باشند. به گفته او: تا هنگامی که این مساله اساسی حل نشود، دیگر مسائل و مشکلات ایران حل نخواهد شد. محمد ارسی نوشت: اگر چپ مترقی، به ویژه در راستای عادی سازی روابط  ایران و اسرائیل بکوشد، اتحاد چپ مترقی نیز از نو امکان پذیر خواهد بود. در تفسیر هفتگی روز شنبه گذشته رادیو اسرائیل آمده بود که برخی ایرانیان در زیر پوشش میهن پرستی، افتراها و اتهامات بی اساسی به اسرائیل و صیونیسم (جنبش ملی یهودیان) وارد می کند که عین یهودستیزی است. محمد ارسی در مقاله خود نوشت: تنش زدایی در ارتباط  ایران و اسرائیل در اولویت تمام قرار دارد- زیرا تنش زدایی با اسرائیل، شرط  مهم و لازم در عادی سازی روابط ایران با غرب و آمریکا و نیز تجدید روابط دوستانه با عربستان و اعراب است.  

*          در واکنش به گزارش هایی در رابطه با تمرین های آمادگی اضطراری اسرائیل در برابر حملات موشکی، نعیم قاسم معاون حسن نصرالله اعلام داشت که هیچ قرینه ای وجود ندارد که نشان دهد اسرائیل قصد حمله به لبنان را دارد. در عین حال نعیم قاسم ادعا کرد که اگر اسرائیل به چنین اقدامی دست بزند، خطای بزرگی مرتکب شده است. این معاون نصرالله در نطقی در جنوب لبنان تاکید کرده افزود: هیچ قرینه ای وجود ندارد نشان دهد که تابستان گرمی در راه است. 

*          یک مقام دولتی اسرائیل فاش ساخت که برای نجات جان یک خانواده یهودی که در شهر حلب سوریه گرفتار آمده بود، توسط  وی نجات یافته و به اسرائیل آورده شده است. این مقام ایوب قرآء معاون وزیر همکاری های منطقه ای است که خود عرب دروزی می باشد و با دروزی های مقیم سوریه آشنایی دارد.  

*          این احتمال که همسر نخست وزیر اسرائیل خانم سارا نتانیاهو به اتهام سوءاستفاده از بودجه عمومی مورد محاکمه قرار گیرد، امروز در رسانه های همگانی اسرائیل بازتاب گسترده ای داشت. پلیس اسرائیل، به دنبال اطلاعات گردآوری شده از جانب بازرس کل کشور، خانم نتانیاهو را متهم می سازد که در چند مورد پول دریافتی بابت بطری های خالی نوشیدنی را به صندوق دولت باز نگردانیده و همچنین در یکی دو مورد از آشپزهای دولتی برای میهمانی های خصوصی خانواده استفاده کرده است.

 
خانم سارا نتانیاهو که پلیس اسرائیل او را به سوءاستفاده از بودجه عمومی متهم کرده است
 

*          پلیس اسرائیل در پایان تحقیقات گسترده که از جمله شامل بازپرسی از خود خانم نتانیاهو بود اعلام کرد که شواهد و مدارک کافی برای پیگرد قانونی وجود دارد. ولی مشاور حقوقی ارشد دولت که یک نهاد مستقل است، از پلیس انتقاد کرد و اعلام داشت که در این مرحله قرار نبود که سران پلیس بدون مشورت با مشاور حقوقی دولت، این نتایج را در اختیار رسانه های عموی قرار دهند. خانم سارا نتانیاهو در سال های اخیر از جانب چند تن از کارکنان پیشین دفتر یا خانه نخست وزیری به بد رفتاری با آن ها متهم شده بود. ولی وکیل مدافع خانواده نتانیاهو همه این اتهامات را رد می کند. او اعلام داشت که عوامل مغرض می خواهند باعث بدنامی خانواده نتانیاهو شوند و به نخست وزیر در مسند کنونی او آسیب برسانند. وکیل مدافع خانواده نتانیاهو در بیانیه ای نوشت: خانم نتانیاهو و خانواده او همانند برف سفید، پاک وبی آلایش هستند. در صفحه فیس بوک آقای نتانیاهو نیز نوشته شده: بزودی ثابت خواهد شد که اتهامات علیه خانم سارا نتانیاهو هیچ اساس و پایه ای ندارد. 

*          در یکی از جاده های کرانه باختری که مسیر رفت و آمد اتومبیل های اسرائیلی نیز هست امروز چند مورد سنگ پرانی رخ داد که آسیبی وارد نکرد. این سنگ پرانی ها در جاده بین "گوش عتسیون – حبرون" در فاصله 20 کیلومتری از جنوب اورشلیم رخ داد. در شرق اورشلیم نیز به سوی یک اتوبوس شهری سنگ پرانی شد و یک مسافر به طور سطحی زخمی گردید.

*          مقامات امنیتی اسرائیل شب گذشته 17 نفر از فلسطینی های تحت پیگرد را که به عملیات خرابکاری متهم هستند بازداشت کردند. پیشتر گفته شده بود که سه جوان فلسطینی نیز به اتهام حمله به دو بانوی سالخورده که در یک پارک جنگلی در نزدیکی اورشلیم مشغول گردش بوده اند، بازداشت شده اند. همچنین دادگاه اورشلیم تقاضای وزیر کشور را برای لغو شهروندی یک تروریست فلسطینی تصویب کرد. این تروریست با اتومبیل خود تلاش کرده بود چند شهروند اسرائیلی را زیر بگیرد و آن ها را بکشد.    

تفسیر سیاسی هفته
نوشته: منشه امیر

 
آنانی که در پوشش میهن پرستی، با افترا علیه اسرائیل،
 ایران ستیزی می کنند


فردای روزی که رژیم در ایران عوض شود و حکومتی به روی کار آید که مصالح ملی ایرانیان را نصب العین قرار دهد و از فتنه انگیزی و دشمن تراشی برای ایرانیان دوری جوید، بی تردید اسرائیل و ایران می توانند دوباره دوستان خوبی برای یکدیگر در منطقه باشند – دوباره؛ به خاطر آن که تا پیش از به روی کار آمدن نظام مدعی اسلام در ایران، دو کشور دارای مناسبات بسیار دوستانه بودند و در حالی که اعراب می خواستند ایران را ببلعند و جمال عبدالناصر می خواست خوزستان زرخیز را از پیکره ایران جدا سازد، همکاری های امنیتی بین ایران و اسرائیل از جمله عواملی بود که موجب شد رهبر خودکامه مصر آرزوی جدا کردن خوزستان را به گور برد.

امروز که رژیم نابخرد و ستمگری بر ایران مسلط  شده، نه تنها از اسرائیل دور گردیده، بلکه مرتباً شعار نابودی اسرائیل را سر می دهد و خود از جانب اعراب و داعش و عوامل دیگر مورد تهدید قرار دارد و منافع ملی ایران را در راه رسیدن به برخی هدف های خیالی و افسانه ای زیر پا می گذارد.

اکنون سالیان دراز است که رژیم ایران در برخی گروه های بسیار کوچک اوپوزیسیون ایرانی در اروپا و دیگر کشورها رخنه کرده و مواضع ضد اسرائیلی و حتی یهودستیزانه خود را از طریق آن ها ترویج می دهد تا ظاهرا به ایرانیان تلقین کند که در تولید تنفر نسبت به اسرائیل و فراخوانی پرجنجال برای نابودی این کشور حق دارد.

نمونه های بسیاری را می توان از این رفتار اسرائیلی ستیزانه و یهودستیزانه در میان گروه های بسیار معدودی از ایرانیان درون مرزی و برون مرزی ذکر کرد.

یک نمونه حاشیه ای و بی اهمیت هنگامی است که دو تن افراد به ظاهر میهن پرست و ایران دوست در اروپا ادعا کردند که رادیو اسرائیل به جای خلیج فارس واژه خلیج عربی را به کار برده است. این دروغی شاخدار بود زیرا سخن از یک کشتی کمک رسانی حکومت ایران بود که از بندر عباس خارج شده و به سوی خلیج عربی در بندر عدن پیش می رفت که محموله خود را تحویل دهد و بدیهی است که این کشتی نمی توانست از بندر عباس خارج شود و برای رسیدن به یمن وارد خلیج فارس شود.

این دروغ آشکار و اتهام بی اساس آن دو تن فتنه جوی ایران ستیز به سرعت در رسانه های گروهیِ وابسته به افرادی که ادعا می کنند رهبران فردای ایران هستند، ولی طرفداران واقعی آن ها از شمار انگشتان دست فراتر نمی رود، منتشر شد و آن فرصت طلبان به حمله های شدید تبلیغاتی علیه اسرائیل دست زدند و حتی وقتی که متوجه اشتباه خود شدند که منظور خلیج عربی عدن بوده و نه خلیج همیشگی فارسِ ایران، یک جمله در تصحیح دروغ خویش بیان نداشتند.


همین فردی که ادعای رهبری ایران فردا را دارد، در یک برنامه تلویزیونی اینترنتی خود که بینندگان معدودی دارد، در زمان دیگری ادعا کرد که یک پروفسور یهودی الاصل زاده بریتانیا، بعد از جنگ جهانی اول (یعنی حدود 80 -90 سال پیش) کتابی نوشته و نقشه ای در آن ارائه کرده که تشریح کننده اقلیت های قومی در خاورمیانه است و حالا غرب دارد این نقشه او را عملی می سازد.

سخن از پروفسور برنارد لوئیس است که بی تردید بزرگ ترین خاورشناس عصر حاضر است و کتابی که درباره دین مبین اسلام در 60 سال پیش منتشر کرده هنوز منبع و مرجع همه آنانی است که می خواهند اسلام را بشناسند.

آن به خیال خود "رهبر آینده ایران" در ادامه سخنان بی اساس خود گفته بود که بدین سان یهودیان و اسرائیل درصدد تجزیه خاورمیانه و تقسیم آن به چندین و چند حکومت و دولت هستند.

به آن مرد ایرانی گفتم که این پروفسور آن کتاب و آن نقشه را در چارچوب کارهای علمی خود در مورد بافت قومی خاورمیانه ،پیش از جنگ جهانی در رم نگاشته و صدها پژوهش علمی دیگر نیز در طول حدود یک قرن در این زمینه انجام شده است. یک پروفسور دانشگاه که اکنون حدود یکصد سال عمر دارد، از چه قدرت سیاسی یا نظامی در دنیا برخوردار است که بتواند چنین نقشه ای را عملی سازد؟

از آن مرد ایرانی همچنین تلفنی پرسیدم که اگر یک پروفسور مسلمان یا مسیحی و یا زرتشتی این کار علمی را انجام می داد آیا او به خود زحمت می داد بگوید پروفسور مسلمان یا پروفسور مسیحی؟ اصلاً واژه یهودی الاصل یعنی چه و چه ارتباطی با کار علمی دارد؟. وانگهی نقشه ای که پروفسور برنارد لوئیس در کتاب خود ارائه داده نقشه خودش نیست، بلکه پنجاه سال پیش از او دانشمند دیگری ارائه کرده بود.

آن مردِ مدعی رهبری ایران فردا، به جای آن که به  پلیدی ها و کاستی های حکومت کنونی ایران بپردازد، برای آن که مبارزه ملت ایران را از راه درست خود منحرف کند و حکومت کنونی را از حمله و انتقادها برهاند به این ترفند یهودستیزانه روی آورده بود و این ادعا را تلقین می کرد که غرب با کمک یهودیان درصدد تجزیه منطقه خاورمیانه است – و نتیجه می تواند آن باشد که مردم ایران باید از مبارزه با رژیم سرکوبگر دست بردارند – مبادا ایران نیز زبانم لال تجزیه شود.

به آن مدعیِ رهبری گفتم که اگر خاورمیانه با خطر تجزیه روبرو شده علتش به روی کار آمدن حکومت اسلامی در ایران و تجدید جنگ شیعه و سنی و همچنین ظهور طالبان و حمله پر اشتباه ایالات متحده به عراق و برانداختن صدام و دیکتاتوری بشار اسد و خودداری او از پائین آمدن قدرت است که کردستانِ عراق عملا به صورت یک سرزمین مستقل درآمده و ممکن است کردهای شمال سوریه نیز به آن ها بپیوندند؟.

حالا بگوئید که آیا اسرائیل در این جریان دخالتی داشته است؟ آیا اصولا می توان این گونه رویدادها را مدیریت کرد و تحت کنترل گرفت؟.


و روزی دیگر در همین روزهای اخیر، ایرانی دیگری که البته ادعای رهبری ندارد و چند بار هم از اسرائیل دیدن کرده و امید می رفت که اوضاع این کشور را بشناسد، مقاله مفصلی در یک نشریه فارسی زبان در آلمان انتشار داد که در تیتر آن ادعا کرده بود که همه رویدادهای منفی خاورمیانه "نتیجه سیاست بنیامین نتانیاهو و نفوذ بیش از حد دولت اسرائیل در سطح سیاسی ایالات متحده است".

توجه کنید: این همان سیاست و ادعای حکومت ایران است.

این مدعی تحلیلگری سیاسی اسرائیل را متهم ساخت که اعضای کنگره آمریکا را مجبور کرده بود علیه توافق اتمی با حکومت ایران رای بدهند و لابی اسرائیل به نام "ایپک" در واقع یک نهاد نقض کننده منافع آمریکا است.

به او نوشتم: آیا شما اعضای کنگره آمریکا را نوکر اسرائیل می دانید و یا آنها وطن پرستانی هستند که تعبیر متفاوتی از پرزیدنت اوباما در مورد منافع ملی ایالات متحده دارند و از فتنه گری های حکومت اسلامی ایران به خوبی آگاه هستند؟

نوشت: ایپک به صورت یک ابرقدرت در آمریکا عمل می کند و یهودیان می خواهند بر سیاست آمریکا مسلط  شوند. نوشت: در ایالات متحده برپا کردن لابی برای پیش زدن یک هدف امری مشروع و قانونی است – همانگونه که لابی طرفداران فروش آزاد اسلحه در آمریکا وجود دارد و حکومت اسلامی ایران نیز لابی خود را بر پا کرده است – باید پرسید که آیا یهودیان به شما بدهکارند که توانسته اند در برپایی لابی موفق باشند؟.

به علاوه شما فراموش کرده اید که منافع ایالات متحده با منافع اسرائیل در خاورمیانه سخت با هم گره خورده و این ریشه و علت حمایت گروه بزرگی از اعضای کنگره آمریکا از اسرائیل است؟.

آیا اسرائیل که از فتنه گری دوری می جوید، راه رساندن پول به سازمان های ترور را می بندد، و تنها دموکراسی خاورمیانه و یگانه جزیره این منطقه است، باید به خاطر این ویژگی های خود به شما مالیات بپردازد؟

برایم نوشت: داعش را اسرائیل به وجود آورد تا مسلمانان را به جان هم بیندازد و از آب گل آلود ماهی بگیرد. (توجه کنید این دقیقا همان ساسیتی است که رژیم اسلامی ایران در رسانه های تبلیغاتی خود ایفا می کند).

نوشتم: برپایی داعش نتیجه قدرت گرفتن گروه های تندرو اسلامی است که شریعت اسلام را به شمشیر مبدل کرده اند و همیشه در منطقه وجود داشته اند و اکنون نیز مورد حمایت قطر و عربستان و حتی ترکیه هستند و سیاست های غلط غرب در خاورمیانه، از جمله عوامل به روی کار آمدن آنهاست. به اسرائیل چه ارتباطی دارد؟

نوشت: چطور امکان دارد که پشت مرزهای اسرائیل دائما داعش جنایت کند و اسرائیل هیچ عکس العملی از خود نشان ندهد و داعش هیچ تعرضی به اسرائیل نکرده است؟

نوشتم: اولاً این که داعش تا کنون به اسرائیل تعرض نکرده درست نیست. زیرا شاخه داعش در شبه جزیره سینای مصر که خود را "انصار بیت المقدس" می نامد تا به حال چند بارمرزهای جنوبی اسرائیل را مورد تعرض قرار داده و با واکنش کوبنده اسرائیل روبرو شده است.

دوم آن که اسرائیل چه واکنشی باید نسبت به داعش، تا هنگامی که در خارج از مرزهای این کشور عمل می کند، نشان دهد؟

نوشت: چرا اسرائیل به ائتلاف بین المللی نمی پیوندد و رسماً علیه داعش وارد عمل نمی شود – چه دلیلی بهتر از این برای اثبات آن که داعش را اسرائیل به وجود آورده است؟

نوشتم: آیا نیروی نظامی اسرائیل از مجموعه امکانات نظامی ایالات متحده و بریتانیا و فرانسه و روسیه و حکومت اسلامی ایران و حزب الله لبنان بیشتر است که وارد جنگ سوریه شود؟ وانگهی، اسرائیل از روز اول در رویدادهای سوریه دخالت نکرده و نمی کند. زیرا که اسرائیل با هزار و یک مشکل امنیتی خویش روبروست. با ترور فلسطینی رویارویی می کند و تحریکات حکومت ایران و حماس و چاقوکشان فلسطینی را باید حل کند. چه انتظاری دارید که اسرائیل در چنین شرایطی خود را در صف مقدم جبهه علیه داعش قرار دهد؟

نوشت: یهودیان و اسرائیل بر شبکه بانکی ایالات متحده و مطبوعات آن کشور و صنایع سینمایی و غیره مسلط هستند بنابراین، آمریکا روی انگشت یهودیان می چرخد!

نوشتم: این ادعای سخیف در طول قرون و اعصار بهانه ای به دست یهودستیزان برای کشتن یهودیان بوده است و جای بسی شوربختی است که یک ایرانی این افتراها را تکرار می کند و با حکومت اسلامی ایران همنوا می شود.

یک نکته را باید یادآوری کرد که ایرانی مورد بحث، بیش از چهل سال است در آلمان زندگی می کند و با آلمانی های سالخورده و بازماندگان دوران آلمان هیتلری سر و کار دارد که این گونه، دانسته و ندانسته، از گرایش های یهودستیزانه جانبداری می کند و از پرداختن به حکومت اسلامی ایران و پلیدی های آن دوری می جوید.

بحثی که گشوده ایم جوانب بسیار دیگر نیز دارد. ولی به همین نمونه های اندک بسنده می کنیم تا ایرانیانو وطن پرست به چشم خود ببینند که چگونه گروه کوچکی در میان اوپوزیسیون ایرانی وجود دارند که زیر پوشش وطن پرستی، عملاً همان مواضع یهودستیزانه و ضد اسرائیلی و ضد صیونیستی حکومت اسلامی ایران را پیش می برند.

ایران و ملت یهود 2700 سال با هم ارتباط  داشته اند. ایران و اسرائیل مدت دو دهه دوست و همکار بودند و ایران و اسرائیل در آینده نیز باید دوستان یکدیگر بمانند و همکاری را از سر گیرند. این به سود هر دو ملت و به سود ملت های خاورمیانه است.

میهن پرستان ایرانی باید این اقلیت اندک و مروجین دیدگاههای حکومت اسلامی ایران را از میان خود برانند و در انتظار روزی باشند که دولت های ایران و اسرائیل دوباره بتوانند دست دوستی یکدیگر را بفشارند و همکاری ها به سود هر دو ملت از سر گرفته شود.


اورشلیم: شنبه 8 خرداد ماه 1395، 28 مه 2016


«شنیدنی ها از فضای مجازی»؛
 سخنان ادعایی شاهین دادخواه در مورد «ارتباط
 با اسرائیلی ها»


ادعای شاهین دادخواه: «ملاقات هایم با اسرائیلی ها با مجوز نهادهای حکومت بود»
 

شاهین دادخواه، دیپلمات پیشین جمهوری اسلامی ایران، عضو سابق تیم مذاکرات هسته ای ایران با کشورهای اروپایی در سال هایی بود که روحانی ریاست شورای عالی امنیت ملی را در دست داشت و با وجود جوانی سن در آن سال ها نقش مشاور روحانی را هم ایفاء می کرد.

شاهین دادخواه، حسین موسویان و شماری دیگر از اعضای آن تیم مورد غضب سعید جلیلی و اعضای تیمی قرار گرفتند که در دوران ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد مسئولیت مذاکرات هسته ای با کشورهای غربی را برعهده گرفت.

زمانی که انقلاب رخ داد، شاهین دادخواه تنها پسرکی هفت ساله بود؛ آذری است و لهجه آذری اش با وجود سالها تحصیل در خارج هنوز غلیظ و بخشی از هویت اوست. در کارنامه تحصیلی اش هم آمده است که در ایتالیا و ترکیه و اسپانیا هم تحصیل کرده است اما نیاز به اطلاعات موثق تری در مورد این دوران اوست. وی از 18-19 سالگی در خدمت نظام بوده و مهره اطلاعاتی حکومت بوده است؛ خودش اذعان می کند که در سالهای بودنش در خارج برای حکومت مامور اطلاعاتی بوده و تاکید دارد هر کاری که کرده با ماموریت نهادهای حکومتی بوده است.

اندکی بعد از رخدادهای پرتب و تاب ایران در سال 1388، اصولگرایان شاهین دادخواه و دیگر اعضای پیشین تیم هسته ای را مورد تعقیب قرار دادند.

زور تندروها چندان به حسین موسویان نچربید و او بعد از هشت روز از بازداشت آزاد شد شاید موسویان رازهای بیشتری را می دانست که تندروها نیز نمی توانستند او را به آسانی در زندان نگاهدارند.

اما شاهین دادخواه که در آن زمان کمتر شناخته شده بود، در زندان ماند.

زمانی نیز که در تابستان 1392 حسن روحانی، رییس قبلی دادخواه، رییس جمهوری شد، کلید روحانی برای باز کردن زندان دادخواه در قفل زندان اوین نچرخید زیرا دادخواه در بندی که تنها زیر نظر سپاه پاسداران است نگاهداری می شد. یا شاید روحانی اولویت های دیگری داشت و برای آزاد کردن جوان اطلاعاتی که سال ها به او و نظام خدمت کرده بود، انجام تلاش را در اولویت نمی دانست.

زمانی که او چهار سال و نیم در زندان بود، باز اعلام کردند که حکم حبس هفت ساله برایش صادر شده است؛ یعنی می بایست دو سال و نیم دیگر هم در زندان بماند.

شاهین دادخواه آذر ماه گذشته، دسامبر 2015، آزاد شد، به ترکیه رفت و از آنجا دو سه باری با رسانه های فارسی زبان مصاحبه کرد.

دادخواه در روزهای گذشته در مصاحبه با مهدی فلاحتی برنامه ساز «صفحه 2»، یکی از سیاسی ترین برنامه های رسانه ای فارسی زبان، زمانی که در مورد کارهای اطلاعاتی خود سخن می گفت، نکاتی را نیز در مورد تماس های خود با اسرائیل ادعا و بیان کرد.

این بخش از مدعیات بیان شده از سوی او را به عنوان «شنیدنی ها از فضای مجازی» با استناد به آن برنامه صدای آمریکا برگزیده ایم (صدای این مصاحبه را با مراجعه به صدای برنامه روز بشنوید).
 

     
تاریخ؛ چهره ها؛ و خاطره ها


از «مراد اول» در امپراتوری عثمانی تا نگاه لوچ اسلامگرایان وهابی به کوزوو؛
چگونه پول سعودی بالکان را به جزیره پرورش داعش مبدل کرد

از: فرنوش رام (با استناد به مقاله نیویورک تایمز از 21 مه 2016)
شنبه هشتم خرداد 1395، 28 ماه مه 2016

کوزوو در شبه جزیره بالکان استانی خودمختار در صربستان بود؛ سال هایی است که اعلام استقلال کرده است. در تواریخ آمده است که این «مراد اول» امپراتور عثمانی بود که سال 1389 میلادی کوزوو را در آلبانی زیر متصرفات عثمانی درآورد. اندکی پیش از شکست عثمانی در جنگ جهانی اول، یکصد سال پیش، آلبانی و کوزوو با پیوستن به یکدیگر، زیر قیمومیت ایتالیا قرار گرفتند. اما صربستان کوزوو را زیر کنترل خود درآورد.

زمانی که صربستان خودش بخشی از جمهوری سوسیالیستی یوگسلاوی شد، در پی تلاش های شدید ملی گرایان آلبانیایی تبار، یوگسلاوی موقعیت خودگردانی به کوزوو داد.

زمانی که شوروی فرو پاشید و یوگسلاوی به چند کشور تقسیم شد، صربستان که زیر رهبری اسلوبودان میلوسوویچ بود، به جنگ مسلمانان از جمله در کوزوو رفت و جنایت ها کرد. ناتو و آمریکا به یاری کوزوو و مسلمانان آن شتافتند و آنها را آزاد کردند.

کوزوو نزدیک به هشت سالی است که خود را کشور مستقل می خواند و خواهان آن است که جهان نه از اقلیم خودمختار کوزوو که از جمهوری کوزوو سخن بگوید و آن را برسمیت بشناسد. اکثر چشم گیر ساکنان این منطقه را چه کشور بدانیم چه یک ناحیه خودمختار مسلمانان تشکیل می دهند.

اما این ناحیه خوش آب و هوای بالکان حال لنگرگاهی برای داعش شده است. داستانی را که در ادامه می گوییم روایت مبدل شدن کوزوو به یک جزیره تندروهای اسلامی است که می تواند خطرات زیادی برای اروپا داشته باشد.


نقشه کوزوو

بعنوان خبرنگاری که در سه دهه گذشته رخدادهای خاورمیانه و ایران را زیر پوشش داشته ام، به خاطر دارم که در جنگ بالکان میان صربستان با مردم آن ناحیه، گزارش هایی در رسانه های جهانی و ایرانی منتشر می شد که می گفت، نیروهایی از سپاه پاسداران ایران برای کمک به مسلمانان به منطقه رفتند و برخی از آنها با دختران و زنان زیبای بالکانی که به همسری گرفته بودند به ایران بازگشتند یا در بالکان ساکن شدند. آخر در جنگ بالکان در اواخر دهه نود میلادی، ایران و آمریکا با وجود عداوت سیاسی، با یکدیگر هم منفعت شده بودند.

اما پول عربستان سعودی در این سالها بدور از چشم جهانی، کوزوو در بالکان زیبای اروپا را درست زیر دماغ قدرت های غربی اروپایی به گرمخانه ای برای تبدیل داعش مبدل کرده است.

روزنامه نیویورک تایمز شنبه اول خرداد در مقاله ای که ماحصل تحقیق در مورد روند مبدل شدن کوزوو به مکانی برای رشد و پرورش نیروهای داعش است، منتشر کرده و نقش پول سرازیر شده از سوی عربستان در این اسلامگرایی رادیکال را حائز اهمیت زیاد می داند.

کارلوتا گول در نیویورک تایمز می نویسد:

هر روز آدینه، در شهر پریشتینا، مرکز کوزوو، به فاصله تنها چند متر از مجسمه بیل کلینتون که با لبخند معروف دستش را با شادی تکان می دهد، صدها تن از جوانان دارای ریش های بلند، نماز جمعه را در کف خیابان برگزار می کنند؛ درست بیرون از مغازه مبلمان فروشی که آن را به نمازخانه مبدل کرده اند.

این نمازخانه یکی از صدها مکانی است که با پول سعودی از حالت قبلی آن خارج شده و مسلمانان را در خود گرد می آورد.


نمازگزاران در نماز آدینه روز 31 اردیبهشت از مسجدی در پریشتینا خارج می شوند

پول سعودی ها از هفده سال پیش به کوزوو سرازیر شده است؛ از زمانی که مداخله نظامی از سوی ائتلاف غربی به رهبری آمریکا کوزووی کوچک را از سرکوبگری های صرب ها رهایی بخشید.

آمریکا آزادیبخش کوزوو شد و از آن زمان با پول سعودی، وهابیت، این اندیشه محافظه کارانه افراطی حاکم بر سعودی، در کوزوو در حال پراکنده شدن است.

پول سعودی و اثرات آن، روند زندگی و جامعه مسلمانان کوزوو را که در گذشته جامعه ای دارای شکیبایی و رنگین کمانی از چند فرهنگی بود، تغییر داده و بذر پرورش اسلام افراطی را کاشته و این منطقه را به دالانی برای رفت و آمد نیروهای به اصطلاح جهادگرای اسلامی به سوی نقاط  دیگر، بویژه به سوی خاورمیانه، مبدل کرده است.

اما رخدادهای اخیر در فرانسه و بلژیک و سایر تهدیداتی که در دوره اخیر متوجه اروپا شده، کوزوو را نیز به خود آورده است که باید بذر اسلام افراطی را از خاک خود بیرون آورد.

دو سال پیش پلیس کوزوو گفته بود 314 جوان اسلامگرای رادیکال را شناسایی کرده که به بیرون از مرزها رفته، به داعش ملحق شده و برای آن جنگیده اند؛ این رقم از میانگین پیوستن جوانان مسلمان از دیگر کشورهای اروپایی به صفوف داعش بیشتر است.

کارشناسان در کوزوو گفته اند، بنیادهای به ظاهر خیریه و جمعیت های اسلامی و صدقه که سعودی ها و شیوخ ثروتمند خلیج فارس در کوزوو براه انداخته اند، و فعال بودن گروهی از روحانیون افراطی در این نهادها به عنوان مسئولان این کارهای به ظاهر خیریه، به جذب و پرورش افراطیون در میان شماری از جوانان کوزوو منجر شده است.

پاتوس ماکولی فرمانده پلیس ویژه مبارزه با تروریسم کوزوو می گوید این روحانیون اسلام سیاسی را ترویج کرده اند؛ کتاب های بسیاری در مورد اندیشه های وهابیت و سلفی گری را سرازیر کرده و جوانان را به طرف این اندیشه ها کشانده اند.

14 نفر از روحانیون در این دو سال دستگیر شده و رویهمرفته علیه 67 تن کیفرخواست صادر شده و 19 مرکز اسلامی نیز بخاطر «تبلیغ نفرت و بسیج برای عضویت در سازمان های تروریستی» بسته شده اند.

همین جمعه گذشته بود که یکی از متهمین به ده سال حبس محکوم شد.

جذب جوانان به اسلام افراطی، برای کوزوو، که تا چندی پیش، یکی از جوامع مسلمان طرفدار جدی غرب و آمریکا محسوب می شد، یک تغییر بزرگ است؛ آمریکایی ها بویژه بعد از کمک بزرگ آنها و حملات هوایی موثرشان به مواضع نظامی صرب ها در سال 1999 که منجر به آزادی و استقلال کوزوو شد، در اینجا با آغوش باز روبرو بودند.

بعد از آزادی کوزوو، کارمندان سازمان ملل مدتی کشور را اداره کردند و نیروهای آمریکایی نیز حافظ  امنیت بودند. بعد نوبت سعودی ها بود که با میلیون ها دلارنفتی شان سر برسند تا به «کشور فقیر مسلمان» اروپایی برای بازسازی «کمک» کنند.

(بیل کلینتون یک مسیحی معتقد بود و هست؛ او هنوز هر روز یکشنبه باید انجیل در دست به کلیسا برود. او دستور حمله به صرب های مسیحی را برای آزاد کردن مسلمانان کوزوو داده بود). تصور بیل کلینتون و دستگاه او این بود که کوزوو با رنجهایی که از صرب ها تحمل کرد، به سوی یک جامعه دموکراتیک پیش خواهد رفت؛ جامعه ای نوین که سرمشقی برای دیگر جوامع مسلمان در قلب اروپا نیز باشد و شاید الگویی هم برای کشورهای خاورمیانه مانند لبنان نگون بخت.

اما سعودی ها با پول های نفتی بادآورده شان کوزوو در قلب اروپا را به چشم سرزمینی بکر که می توان در آن تخم وهابیت را کاشت، می نگریستند.


مسجد مدرن شهر پریشتینا

در کوزوو با جمعیت یک میلیون و هشتصد هزار نفری، بیش از هشتصد مسجد فعالیت می کنند که 240 باب مسجد آن در هفده سال گذشته با پول سعودی ها ساخته شده است. کارشناسان ضد ترور در اروپا می گویند هر 240 مسجدی که سعودی ها ساخته اند، به تزریق اندیشه های وهابیگری و سلفی مشغول هستند؛ مسجد نگو؛ کارگاه مبدل کردن جوانان آرام خانواده های مسلمان زاده بالکان به افراطیون. این کارشناسان به نیویورک تایمز گفته اند، مشتاقان مبدل کردن جهان به اسلام هواخواه سلفی، بر روی کوزوو به عنوان یک مکان راهبردی سرمایه گذاری طویل المدت کرده اند؛ از نظر آنها چه بهتر که از قلب اروپای مسیحی فعالیت کنند.

خانواده های مسلمان زاده بسیاری در کوزوو از جذب شدن جوانانشان به این افراط گرایی اسلامی در رنج هستند؛ آنها خود به گونه لیبرالی بزرگ شده و زندگی کرده اند؛ می خواستند کشور و جامعه ای آزاد و مدرن داشته باشند؛ وقتی آمریکا ضجه های آنها را برای رهایی از خشونت های صرب ها شنید، دعای خیر به جان آمریکا و بیل کلینتون کردند؛ برای همین بود که با شکست صرب ها بدست آمریکا، تندیس بیل کلینتونِ خندان را در مرکز شهر پریشتینا درست کردند. این خانواده ها تصور نمی کردند که فرزندانشان به کسانی مبدل شوند که به روزنامه نگاران و آزاداندیشان و سیاستمداران در کوچه و خیابان حمله کنند چرا که علیه این افراط گرایی سخنی قلمی یا بیان کرده اند. به گونه ای که روحانیون میانه رو نیز زبان به فغان برآورده اند که یکی از آنها ادریس بلالی 52 ساله پیشنماز مسجد مرکزی شهر «پودویوو» Podujevo است.

«پودویوو» با داشتن 90 هزار جمعیت، در منطقه ای کشاورزی و در کنار جنگل های سرسبز، یکی از شهرهای رو به رشد و شکوفایی در کوزوو است. مردم زن و مرد آن آزادانه در کنار یکدیگر زندگی شادی داشتند. مدارس همیشه مختلط  بود؛ صرب های مسیحی مساجد این شهر را مانند دیگر نقاط  کوزوو سوزاندند؛ بعد از جنگ برای بازسازی به پول نیاز بود و سعودی ها حاضر به بذل و بخشش بودند. دو روحانی از سعودی رسیده و بذر اعزام فرستادن جوانان مسلمان به مدارس وهابی در عربستان را کاشتند. آنها که از این مدارس بازمی گشتند تاکید داشتند که شریعت اسلامی باید جای قوانین کشوری را بگیرد؛ مدارس دخترانه و پسرانه شود؛ و مسلمان حق دارد که کافر را بکشد. اما پول سعودی کامپیوتر و انگلیسی را نیز آموزش می داد و نسلی رشد کرد که هم کار کامپیوتر می داند؛ هم انگلیسی بلد است و هم دیدگاههای افراطی وهابی و سلفی دارد. چه چیزی بهتر از این برای داعش می خواهید؟

ادریس بلالی که آن زمان 35 سال داشت به نیویورک تایمز می گوید با چشم خود می دید که چگونه پول سعودی بافت فرهنگی و روحی جامعه شهر «پودویوو» را تغییر می دهد و خود او و خانواده اش نیز مورد تهدید قرار گرفتند.

کشورهای حوزه بالکان هنوز سال های طولانی دیگر باید با عواقب جنگ های قومیتی دست و پنجه نرم کنند و خود را بازسازی نمایند اما مبدل شدن بالکان به گرمخانه پرورش نیروهای داعشی یک خطر جدی برای اروپا و برای جهان است.

اما با وجود این، بخشی از مردم مسلمان زاده لیبرال و آزادمنش در بالکان می کوشند خردگرایی وشادی زندگی را به عنوان ارزش های واقعی به نسل های بعدی بیآموزند. (ترانه شاد و زیبایی را که خانم «ریوا کازی تا» خواننده انتخابی از کوزوو در مسابقه یورویژن امسال در سوئد خواند در پایان این گفتار شنیدیم).



قابل توجه کسانی که تلفن های هوشمند دارند:
پخش برنامه مستقیم برنامه رادیو اسرائیل در اپلیکیشن رادیس Radis:
صدای برنامه زنده و همچنین برنامه یک هفته قبل رادیو اسرائیل را در این اپلیکیشن، به سهولت زیاد می توانید بشنوید. این اپلیکیشن در تمامی تلفن های هوشمند کار می کند. اگر آن را هنوز دانلود نکرده اید، برای دارندگان تلفن های آیفون به اپ استور و برای تلفن هایی که با سیستم اندروید کار می کند، به درگاههای اندرویدی  مانند پلی استور مراجعه کرده و اپلیکیشن رادیس Radis را دانلود کنید.



استفاده از متن یا صدای برنامه رادیو اسرائیل تنها با ذکر منبع، مجاز است. تمامی حقوق قانونی تولیدی این برنامه متعلق به رادیو اسرائیل است.

Share

اشتراک گذاری:

چاپ   بالای صفحه


© Radio Israel

نقل اخبار رادیو اسرائیل، با ذکر منبع و بدون تحریف و سانسور مجاز است